.
جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 22 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 25 ارديبهشت 1393 ساعت 04:04

نسان نودینیان: دو ابتکار مهم در سنندج

در گرامیداشت 23 اردیبهشت 1389
مورد اول، در چهارمین سالگرد اعدام  فعالین سیاسی فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان در زندان اوین، تعدادی از خانواده‌های آنها در سنندج دور هم جمع شده و بر مزار و سنگ مزاری نمادین، یاد و خاطره فرزندانشان را گرامی داشتند. این مراسم با حضور خانواده‌ فرهاد وکیلی و دیگر اعدام‌شدگان در کنار آرامگاه پدر فرهاد برگزار گردید. این پنچ فعال سیاسی سحرگاه روز یک‌شنبه، نوزدهم اردیبهشت‌ماه ٨٩، در زندان اوین به دار آویخته شدند. علیرغم گذشت ٤ سال از اعدام این فعالان سیاسی، مقامات امنیتی ـ قضایی از اعلام مکان دفن این زندانیان امتناع می‌کنند و پیگیری خانواده‌ها با بی‌پاسخی نهادهای دولتی مواجه شده است. گرامیداشت اعدام 5فعال سیاسی در شهر سنندج پاسخ رادیکال و انقلابی شرکت کنندگان  به نهادهای امنیتی ـ پلیسی جمهوری فاشیسم اسلامی است. برگزاری این مراسم ناکامی نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در اعمال فضای سکوت و فضای ترس در شهرهای کردستان و سنندج است. روز 23 اردیبهشت سالروز اعتصاب عمومی و پیروزمند مردم شهرهای کردستان در محکومیت اعدام 5فعال سیاسی است.
مورد دوم، یکی از کودکان سرطانی در یک "دکلمه‌ی احساسی" آرزوهایش را این چنین بیان نمود: شنیدن حرف ترخیصی در بیمارستان، ندیدن گریه‌های مامانم، تلاش پدرم را برای خرید داروها نبینم و دیگه موهام نریزه. سومین جشن تولد كودكان مبتلا به سرطان در استان کُردستان بود.
مراسم با حضور کودکانی که اکثرا کلاهی برسرشان بود و بدین وسیله سرهای بی‌موی خود را پوشانده بودند و نیز هنرمندان شخصیت‌های عروسکی در برنامه‌ کودک شبکه استانی، برگزار شد. یکی از برگزارکنندگان مراسم و عضو انجمن خیریه حمایت از بیمارن مبتلا به سرطان از تشکیل پرونده برای ١٥٨ کودک سرطانی خبر داد و گفت: از سال ٨٥ که انجمن راه‌اندازی شد تاکنون ٣٠ کودک مبتلا به سرطان جان خود را از دست داده‌اند. ثریا لطیفی در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد: حداقل ۶۰ درصد هزینه‌های درمان، ایاب و ذهاب و ديگر هزينه‌های کودکان، توسط این انجمن پرداخت می‌شود. همچنین هتل شادی سنندج به صورت رایگان سالن اجتماعات را در اختیار انجمن خیریه حمایت از بیمارن مبتلا به سرطان قرار داد. طبق گزارش رسانه‌های دولتی، در حال حاضر هیچ مرکز درمانی ویژه‌ای برای کودکان سرطانی در سنندج وجود ندارد و حتی در تأمین اعتبارات لازم با مشکل جدی مواجه‌اند.
در شهرهای کردستان اقدامات ابتکاری از جمله فستیوال کودکان و این مورد اخیر جشن کودکان سرطانی و ده ها مورد دیگر سنتی پایدار و توده ای است. این ابتکارات انسانی در ایجاد روحیه اتحاد، همبستگی انسانی و فضای اعتراض خیابانی بسیار موثر هستند. این اقدامات ابتکاری را باید گسترش داد. ایجاد این اقدامات و برگزاری فستیوالهای خیابانی به روابط گرم و انسانی مردم و جامعه کمک خواهد کرد.  

نگاه هفته: مجموعه اخبار و رویدادهای هفته در شهرهای کردستان
( ایسکرا 727 )
نسان نودینیان
تسلیت! به یاد نقره کمانگر!
با کمال تأسف و تأثر فراوان، روز پنجشنبه گذشته خانم نقره کمانگر به علت سرطان ریه در شهر کامیاران جان خود را از دست داد ، جا دارد که من اینجا، به این گفته بسیار زیبای خانم کمانگر اشاره نمایم.  اوهنگامی که  خبرمرگ پسرش را می شنود، این جمله را بارها تکرار می کند: (مزی گیان ، روله، تو بخاطر آزادی کوژیای) مظفر جان، فرزندم، تو بخاطر آزادی کشته شدی. این گفته مادرشریفی است، در زمانی که، خبرکشته شدن جگر گوشه اش را می شنود. مظفر کمانگرانسانی جسور و انقلابی در صفوف پیشمرگان کومه له  در2. 6. سال   1363. در منطقه ثلاث  وباوجانی کرمانشاه در در گیری با نیروهای ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران و در راه آزادی و برابری انسانها جان خود را از دست داد. من از صمیم قلب درگذشت این مادر عزیز و فداکار را به مردم شهر کامیاران و خانواده های کمانگر بخصوص به فرزندان عزیزش  شاه محمد، حبیب، فریده و محمد تسلیت می گویم. یادش گرامی باد. محمدامین کمانگر.ماه مه 2014
(کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران به خانواده و فرزندان خانم نقره کمانگر صمیمانه تسلیت میگوید!)
مرگ کارگر مهاجر
١٧ اردیبهشت: بنا به گزارش رسیده کارگری به نام یونس احمدی ٢٦ ساله دارای یک فرزند از اهالی روستای پنیران از توابع کامیاران که برای کار به سلیمانیه ی عراق رفته بود در حین کار دچار برق گرفتگی شد و متاسفانه جان خود را از دست داد. کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن ابراز همدردی با خانواده و دوستان این کارگر زحمتکش خود را در غم از دست دادن عزیزشان شریک می داند و این گونه حوادث دلخراش را ناشی از نبود امکانات ایمنی در محل کار و سود خواهی کارفرمایان می داند. کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
مرگ کارگر کولبر
١٧ اردیبهشت : صلاح ویسی فرزند عزیز ویسی ساکن شهرستان جوانرود  در روستای «بزمیراباد» شهرستان «ثلاث باباجانی» مورد شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و کشته شد. «صلاح ویسی  هنگام کشته شدن درحال حمل گازوئیل برای امرار معاش خانواده‌اش بوده است.»
تعطیلی شرکت «پرستوی بهاران»
دیواندره: ١٢ زن کارگر و یک استاد کار مرد با تعطیلی شرکت «پرستوی بهاران» اخراج شدند.
دلیل تعطیلی این شرکت عدم تامین مالی عنوان شده و علیرغم شکایت کارگران از کارفرما اما تاکنون حق و حقوق معوقه آنان پرداخت نشده است.
بیکاری دهها کارگر در مهاباد
به دلیل تعطیلی کارخانه واکسن سازی "تب برفکی" در شهرستان "مهاباد"، نزدیک به ١٢٠ کارگر از کار بیکار شدند. بزرگترین کارخانه واکسن سازی تب برفکی حیوانی در خاورمیانه و سومین کارخانه جهان در نوع خود در حالی تعطیل می شود که بیکاری دهها کارگر را نیز به همراه می آورد.
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
15 اردیبهشت، جمعی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در اعتراض به پایین بودن کیفیت غذا، مقابل سلف سرویس و ساختمان مرکزی این دانشگاه تجمع کردند.دانشجویان معترض خواستار پاسخگویی مسئولین دانشگاه رازی کرمانشاه در خصوص کمیت و کیفیت غذاهای سلف سرویس این دانشگاه شدند.
خودکشی
هاجر مجیدی 35ساله  ساکن شهر بوکان  از طریق حلق‌آویزنمودن با طناب ‌دار اقدام به خودکشی کرد.
هاجر دارای دو فرزند و ساکن محله میرآباد، کوچه "زاگرس ٣" بوده است.
اعدام
در محوطه زندان کارون اهواز علی اسماعیلی فرزند محمد اعدام گردید. این زندانی ٥٣ ساله، متأهل و از اهالی شهر مهاباد است. وی توسط دادگاه انقلاب به "خرید و فروش مواد مخدر" متهم و حکم اعدام او از سوی رییس قوه قضاییه تنفیذ و جسدش به خانواده اسماعیلی تحویل داده شد. همزمان با اعدام علی اسماعیلی، هشت زندانی دیگر نیز به اتهام قاچاق مواد مخدر به دار آویخته شدند.
تراژدی انسانی سوء تغذیه  
مشاور شرکت صنایع شیر ایران: هر سه روز یک بار به دلیل بیماری پوکی استخوان ٢٣٠ نفر معادل تلفات زلزله "ارسباران" جان خود را از دست می‌دهند که می‌توان با افزایش سرانه مصرف شیر به میزان زیادی از این مرگ و میرها جلوگیری کرد.   طبق آخرین آمار بانک مرکزی در دو سال نخست اجرای فاز نخست هدفمندی یارانه‌ها مصرف مواد غذایی  معادل ١٨ درصد کاهش یافت. در بین مواد غذایی بیشترین کاهش مصرف با ٤٢ درصد مربوط به شیر و لبنیات بوده که در واقع این یک کاهش نبوده بلکه سقوط بوده است.  طبق آمارهای رسمی بهداشتی هم‌اکنون دست‌کم به طور میانگین ١٥٠ میلیون دندان پوسیده در دهان مردم ایران وجود دارد.
بیانیه کارگران سنندج و کرمانشاه درمورد ادامه بازداشت جمیل محمدی و جعفر عظیم زاده
١٧اردیبهشت: از دوسال قبل ما کارگران در سراسر ایران با جمع آوری امضا در اعتراض به سطح دستمزدها خواهان افزایش مزد شدیم و تا به امروز که چهل هزار امضا به وزارت کار تحویل داده ایم و چندین بار نیز در محل مجلس و وزارت کار تجمع کرده ایم مصرانه بر خواست خود مبنی براجرای ماده ٤١ قانون کار برای تعیین مزد هستیم. در این راستا تعداد شش نفر از کارگران و دوستان ما بعنوان هماهنگ کنندگان این طومار اعتراضی خواست و مطالبه چهل هزار کارگر امضا کننده و به طبع آن میلیونها کارگر خواهان افزایش مزد را نمایندگی کرده اند. اکنون دو نفر از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی در بازداشت به سر میبرند. جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی از شب دهم اردیبهشت ماه در منزل خویش دستگیر شده و تاکنون نیز در بازداشت وزارت اطلاعات هستند. این دوستان هیچ جرمی مرتکب نشده اند بجز اینکه از حق و مطالبه ما برای افزایش مزد در صف اول این اعتراض قرار داشته اند. مسئولین قضایی بجای رسیدگی به قانون شکنی های دولت در وزارت کار در زیر پا گذاشتن ماده ٤١ قانون کار که عملا میلیونها نفر خانواده کارگری را به فلاکت کشانده، کارگران را بخاطر حق خواهی و پیگیری مطالباتشان بازداشت و زندانی میکند و این نمونه آشکار ضدیت با کارگران است. ما کارگران امضا کننده طومار در شهرهای سنندج و کرمانشاه ضمن محکوم نمودن دستگیری و ادامه بازداشت دوستانمان اخطار میدهیم که هزاران کارگر امضا کننده طومار اعتراضی برای افزایش دستمزد از این عمل غیر انسانی وزارت اطلاعات و سیستم قضایی خشمگین بوده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این دوستان می باشیم و اعلام میکنیم چنانچه این دو تن از هماهنگ کنندگان طومار هرچه سریعتر آزاد نگردند خود را برای ابراز اعتراض محق میدانیم و عواقب ناشی از ادامه بازداشت این کارگران مستقیما متوجه مسئولین قضایی و اطلاعاتی است. کارگران امضا کننده طومار اعتراضی در سنندج و کرمانشاه. جمعی از کارگران اخراجی نساجی های کردستان، نساجی شاهو . نساجی پرریس
عوامفریبی کارفرمای شرکت سقزسازی ون کردستان
١٧اردیبهشت: بنا به گزارش رسیده کارفرمای شرکت سقز سازی ون کردستان در یک حرکت مزورانه وعوامفریبانه در روز جهانی کارگر و برای جلوگیری از تعطیلی کار در این روز توسط کارگران و برگزاری مراسم مستقل، کارگران را برای یک وعده غذا به هتل شادی شهر سنندج دعوت نموده و در حین صرف نهار مراسم به اصطلاح روز جهانی کارگر را به راه انداخته است. در حالی که کارگران تحت این شرایط موفق نشده اند که مطالبات خود را در این روز مطرح نمایند. لازم به ذکر است که کارگران در این شرکت در شرایط سخت و زیان آوری مشغول به کار هستند و اکثرا دچار دیسک کمرشده واز ناراحتیهای تنفسی و عروقی و پوستی رنج می برند.  کارفرمای شرکت مذکور کارگران را با قراردادهای یک الی  سه ماهه استخدام می کند که راه هر گونه اعتراضی را بر کارگران بسته است و هر ساله تعداد زیادی از کارگران را به بهانه های مختلف از کار اخراج و بیکار می کند. کمیته هماهنگی ضمن محکوم کردن این حرکات ضد کارگری اعلام می دارد که اینگونه عوامفریبی ها نمی تواند کارگران را از پیگیری خواسته ها و مطالبات خود منحرف و منصرف نماید. کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
محمود صالحی: اول ماه مه در شهر سقز چگونه برگزار شد
بیش از یک قرن از انتخاب اول ماه مه به عنوان روز جهانی کارگر، توسط بین الملل کارگران می ‌گذرد. در این روز، طبقه کارگر جهانی به شکل ‌های مختلف و در شرایط اجتماعی و سیاسی متفاوت، ابراز وجود نموده و مطالبات طبقاتی خود را در جامعه طرح و نظام نابرابر سرمایه‌داری را به چالش کشیده است. اگر چه این طبقه، دوره‌ای «جنبش هشت ساعت کار» را سازماندهی کرد و زمانی برعلیه فقر و بیکاری ناشی از بحران‌های ادواری سیستم سرمایه ‌داری به پا خاسته و در دوره ‌ای دیگر، با شعار «صلح» در مقابل جنگ امپریالیستی می ‌ایستد و «شوراها» را برای اداره امور کشور ایجاد می ‌کند؛ اما در تمام این دوران‌ها و اوضاع سیاسی متفاوت، اول ماه مه یک روز معین تاریخی برای بیان خواسته‌ها و نقد و افشا و به محاکمه کشیدن سرمایه‌داری و حکومت های حامی سرمایه بوده است.
کارگران ایران نیز در چندین دهه‌گذشته، به هر شکلی که توانسته‌اند اول ماه مه را گرامی داشته و در این روز مطالبات طبقاتی خود را در قطعنامه‌هایشان، طرح کرده‌اند. از همان سال‌های اول قرن بیستم و بازگشت کارگران مهاجر ایرانی از آسیای میانه و روسیه، و ورود اندیشه‌های سوسیالیستی و رادیکال کارگری، فکر برپایی روز جهانی کارگر را نیز با خود آوردند. به تدریج در سال ‌های متوالی و با توجه به توازن قوا، کارگران در این روز اقدام به بیان خواسته‌های خود می ‌کردند. چه آن هنگام که کارگران در دهه ٢٠ خورشیدی تشکل ‌های قدرتمند خود را ایجاد کردند و چه در فردای انقلاب ٥٧ که طبقه کارگر در آن نقش مهمی ایفا کرد، برگزاری مراسم اول ماه مه جز جدایی ناپذیر حرکت اجتماعی این طبقه بوده است.
طبقه کارگر در کردستان ایران نیز، در سه دهه گذشته از نظر کمی و کیفی و آگاهی طبقاتی، رشد و پیشرفت چشم ‌گیری داشته است. این امر سبب شد که اول ماه مه، به یکی از رکن‌های مهم مبارزات کارگری در این منطقه تبدیل شود. کارگران و فعالین کارگری شهرهای کردستان برای برگزاری این مراسم، متحمل هزینه ‌های فراوانی شده ‌اند. احضار، بازداشت، محاکمه، شلاق، زندان و حتی اعدام برای افرادی، هم چون «جمال چراغ ویسی»، جز لاینفک و کارنامه‌مبارزه طبقاتی کارگران در کردستان بوده است. با توجه به این شرایط، کارگران سقز نیز در سال ‌های اخیر تلاش ‌های فراوانی برای برگزاری اول ماه مه کرده ‌اند. کارگران هر سال از ماه ها قبل، به استقبال این روز رفته و جنب و جوش زیادی در بین آن‌ها به وجود می ‌آید و سعی می ‌کنند تا این مراسم ها را همراه با دیگر اقشار و صنف‌های کارگر و زحمتکش هرچه با شکوه‌تر برگزار کنند. بر این اساس، از اوایل فروردین تا آخر اردیبهشت، کارگران و فعالین کارگری تحت‌نظر نیروهای امنیتی قرار می گیرند و با ارعاب و تهدید مواجه می شوند که اقدام به برگزاری روز جهانی کارگر نکنند.
مقامات امنیتی و قضایی و اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی و تشکل های ثبت شده و عوامل آن‌ها، همواره تلاش می کنند که در برابر حرکت رادیکال و انقلابی کارگران، مانع ایجاد کنند این تلاش های ضد کارگری بعد از سال ١٣٦٠ شدت گرفته و تا امروز هم با اشکال مختلف ادامه داشته و دارد. اما کارگران رادیکال و انقلابی شهر سقز، هیچ وقت در مقابل آن همه سرکوب و فشاری که از سوی کارفرمایان کارگر نما و حامیان آنان صورت گرفته، عقب ننشسته و هر سال با برپایی مراسم های روز جهانی کارگر این روز را گرامی داشته و می دارند. اول ماه مه امسال مصادف بود با دهمین سالگرد حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به صفوف کارگران شهر سقز در سال ١٣٨٣ که در آن سال، ده ها نفر کارگر به اتهام برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در خیابان دستگیر و روانه زندان شدند.
کارگران شهر سقز امسال هم عزم خود را جزم کردند که با اتکا به نیروی خود کارگران، مراسم را در میدان جمهوری (هلو) برگزار کنند. اگر در سال ١٣٨٣ مراسم اول ماه مه را در پارک کودک به یاد و خاطره اولین تظاهرات کارگران شهر سقز که توسط سندیکای کارگران خباز در سال ١٣٥٨ سازماندهی شده بود، تعیین کردند.
امسال کارگران سقز تصمیم گرفتند که محل مراسم روز جهانی کارگر را در پرجمعیت ترین نقاط شهر سقز (میدان هلو) تعیین کنند. کارگران شهر سقز چند هفته مانده به اول ماه مه در چند نشست که در رابطه با اول ماه مه برگزار کردند. مصوب کردند که مراسم روز جهانی کارگر را در میدان هلو برگزار می کنند، حتی اگر همگی کشته شوند. این تصمیم به تصویب اکثریت کارگران رسید، اما در مقابل این تصمیم یک عده از کارگران پیشنهاد دادند تا درخواست مجوز کنند. پیشنهاد آن دسته از کارگران به آرای جمعی گذاشته شد. اما پیشنهاد فوق رای نیاورد و قرار شد بدون اینکه درخواست مجوز کنند، در میدان هلو مراسم روز خود را برگزار کنند. هر چند در قانون کار ماده ٦٣ آمده است که روز جهانی کارگر تعطیل رسمی است و کارگران می توانند روز خود را برگزار کنند. اما در شهر سقز این مسئولان حکومتی هستند که با مجوز مراسم روز جهانی کارگر را برگزار می کنند. حتی امسال اجازه ندادند تا آن مراسم های دولتی هم برگزار شود.
بر اساس این تصمیمات، چند روز مانده به اول ماه مه کارگران سقز اقدام به تدوین یک قطعنامه ١٨ ماده ای کردند و در آن قطعنامه اکثریت خواست و مطالبات خود را رو به جامعه سرمایه داری اعلام کردند. (١) یکی دیگر از فعالیت کارگران سقز در آن آیام این بود که برای کارگران شهر اس ام اس ارسال کنند. بنا به گفته کارگران در این روز، هزاران اس ام اس برای کارگران و فعالان کارگری ارسال شد بود که در آن اس ام اس ها از کارگران و خانواده آنان دعوت به عمل آمده بود تا در تجمعی که به مناسبت روز جهانی کارگر در ساعت ٧ بعدازظهر روز پنج شنبه مورخ ١١/٢/٩٣ در میدان هلو برگزار می گردد، شرکت کنند.
کارگران بعد از مصوب شدن قطعنامه موافقت کردند که قطعنامه ١٨ ماده ای را در جامعه و دنیای مجازی انتشار علنی دهند و مصوب شد که در چند روز مانده به اول ماه مه هیچ کس به تلفن های ناشناس جواب ندهد و اگر احضار هم شدند کسی جواب مثبت ندهد. ماموران امنیتی و لباس شخصی که هویت آنان برای هیچ شهروندی مشخص نیست به تکاپو افتادند و به تعقیب و کنترل کارگران پرداختند. منزل ما، از ساعت ١٢ شب روز چهارشنبه مورخ ١٠/٢/٩٣ توسط نیروهای لباس شخصی تحت کنترل قرار گرفت و هرگونه ورود و خروج را زیرنظر داشتند. اول ماه مه فرا رسید و ساعت ٧ صبح، از خواب بیدار شدم و طبق سنت سال های گذشته به کارگاه شیرینی پزی که در محله ما قرار دارد، مراجعه کردم و چند کیلو شرینی برای چند کارگاه خبازی واقع در محله شهناز خریداری کردم و به منزل برگشتم. در طول راه نیروهای امنیتی من را همراهی می کردند، به شکلی که هر رهگذری را به واکنش وا می داشت.
ساعت ٩ صبح، سیدعلی حسینی به منزل ما آمد. من و نجیبه (شریک زندگی ام) هم در تدارک آن بودیم که به مغازه های خبازی جهت شاد باش به کارگران مراجعه کنیم. ما از درب منزل که خارج شدیم چند نفر لباس شخصی که می دانستند ما به کارگاه های خبازی مراجعه می کنیم، قبل از ما خودشان را به آن کارگاه ها رسانده و به کارگران هشدار می دادند که با محمود صالحی و چند نفر همراه او صحبت نکنند و شیرینی و گل را از ان تحویل نگیرند. ما بدون توجه به تعقیب و کنترل از سوی نیروهای لباس شخصی کار خود را انجام دادیم؛ کارگران به گرمی از ما استقبال کردند و اظهار نمودند که باید مراسم روز کارگر را به هر شکل ممکن برگزار کنیم. ساعت ٥ بعدازظهر، شهر سقز مثل یک بشکه باروت شده بود که هر لحظه انتظار انفجار آن می رفت. مردم شهر، از تجمع این همه نیروی انتظامی و لباس شخصی در میادین شهر تعجب می کردند و هر کسی در این مورد برای خود تحلیلی می کرد.
نیروهای انتظامی و لباس شخصی که تا دندان مسلح بودند کلیه خیابان ها و چهارراه ها را به کنترل خود درآورده بودند. به شکلی که به مردم و کارگران هشدار می دادند که اگر اقدام به برگزاری مراسم اول ماه مه کنید، مورد حمله قرار خواهید گرفت. شخص خودم وقتی آن آرایش نظامی نیروهای امنیتی و انتظامی را دیدم یک لحظه خیال کردم که به فلسطین آمدم و نیروهای اسرائیلی در مقابل مردم محروم فلسطین صف آرایی کرده اند. هرچه به ساعت ٧ غروب نزدیک می شدیم، کارگران تنها یا با خانواده و یا در جمع های چند نفره به میدان جمهوری (هلو) وارد می شدند. آن ها به محض ورود به میدان، با دیواری از نیروی انتظامی مواجه می شدند که تا دندان مسلح بودند. ما هم خانوادگی ساعت شش و سی دقیقه بعدازظهراز منزل خارج شدیم و راهی میدان هلو شدیم. نیروهایی که منزل ما را تحت نظر داشتند به دنبال ما راه افتادند. آن ها مرتبا" تماس می گرفتند و به مقامات بالاتر خود پیغام می داند که کبوتر از آشیانه پرید و... هنگامی که ما به میدان امام (برگاراژ) رسیدم با نیروهای نظامی زیادی مواجه شدیم. هر چند ما به طرف میدان جمهوری نزدیک تر می شدیم تجمع نیروهای امنیتی هم زیادتر می شدند. کارگرانی که به همراه خانواده های خود وارد میدان می شدند در گوشه ای از میدان منتظر می ماندند تا همه جمع شوند.
ما به میدان هلو رسیدیم به محض رسیدن ما به میدان، نیروهای امنیتی که تازه به شهر سقز آمده بودند و ما را نمی شناختند، از نیروهای امنیتی بومی می خواستند که ما را به آن ها معرفی کنند. نیروهای بومی که اهل و ساکن سقز هستند با چشمان از حدقه در رفته ما را به نیروهای تازه وارد معرفی می کرند و آنان هم با اسلحه و باتوم های خود، که به کمرشان بسته بودند ما را تهدید می کردند. از سوی دیگر، کارگرانی که در میدان حضور داشتند بدون اعتنا به نیروهای انتظامی و لباس شخصی به هم دیگر تبریک می گفتند و با خنده و شوخی با همدیگر گفتگو می کردند. به این ترتیب، در میدان جمهوری (هلو) سقز، دو نیرو در مقابل همدیگر ایستاده و هرکدام منتظر یک جرقه بودند: از یک سو، مشتی نیروی انتظامی و لباس شخصی که با تمام تجهیزات نظامی و آدم کشی ایستاده بودند که هر لحظه آماده دستور فرماندهانشان بودند تا به سوی ما کارگران شلیک کنند؛ و در سوی دیگر، صدها نفر کارگر و خانواده آن ها و محرومان جامعه، محکم و استوار ایستاده بودند که جز شیرینی و شکلات هیچ گونه امکاناتی برای مقابله با این نیروی عظیم تا دندان مسلح که در مقابل آنان صف آرایی کرده بودند در اختیار نداشتند.
بلی امروز روز جهانی کارگر، میدان هلوی سقز، شاهد صف آرایی صدها نفر از نیروهای حافظ سرمایه و کارفرمایان در مقابل نیروی کار و رنج بودند که هر لحظه آماده بودند تا از منافع طبقاتی خود دفاع کنند. نیروی کار با لبخند و با شادباش گفتن به هم طبقه های خود در جلو داروخانه دکتر اسماعیلی تجمع کرده بودند. نیروهای لباس شخصی و انتظامی با نگاه های خشمگین و عبوس و با تیز کردن دندان های خود، به کارگران تذکر می دادند که هر گونه تحرک شان برابر است با مرگ.
این صحنه برای مردم شهر که در ان مسیر در حال عبور بودند قابل تحسین بود که چطور کارگران شهر در مقابل این همه نیرو ایستاده و از روز خود دفاع می کنند. به همین دلیل مردم شهر و جوانان هم از ما حمایت کردند و به ما شاد باش می گفتند. کارگران شهر در این روز، به فراخوان هم طبقه های خود پاسخ مثبت داده بودند و هر لحظه به تجمع شان اضافه می شد به شکلی که فرمانده نیروهای لباس شخصی، توان دیدن آن لحظه ها را نداشت و به ناچار به طرف جمعی از کارگران آمد که من هم (محمود صالحی) در میان آن دسته از کارگران بودم.
فرمانده نیروی لباس شخصی: آقای صالحی لطفا تجمع نکنید. برای چی ما که مزاحم کسی نشدیم؟ آقای صالحی لطفا تجمع نکنید. جناب یعنی چه، ما که جرمی مرتکب نشدیم. آقای صالحی با من بحث نکنید، لطفا بروید. ما جایی نمی رویم. ما که این جا ایستاده ایم برای کسی مزاحمت و یا جرمی مرتکب نشدیم. این بار فرمانده نیروهای لباس شخصی رو به مردمی کرد که همگی نظاره گر این صحبت های مابین من و او بودند. فرمانده: شما مردم چرا این جا ایستاده اید سریع این محل را ترک کنید و تجمع نکنید. او این جمله را ده ها بار تکرار کرد. اما کسی به صحبت های ایشان گوش نکرد و کارگران محکم بر جایشان ایستاده بودند.
در این اثنا، کارگران تصمیم گرفتند که به شکل راهپیمایی به طرف مسجد جامعه حرکت کنند. همگی کارگران در یک صف منسجم به طرف سه راه جامعه حرکت کردند و در سه راه جامعه، به مدت ٥ دقیقه در مورد اول ماه مه صحبت کردیم و نیروهای لباس شخصی و انتظامی بدون این که دخالت کنند از تجمع کنندگان فیلم برداری می کردند. کارگران، به طرف میدان هلو آمدند و ماموران لباس شخصی سیدعلی حسینی را احضار کردند و چند نفر از مامورین ایشان را در محاصره خود گرفتند. از سیدعلی می خواستند که این جا را ترک کند. سیدعلی هم در جواب می گفت: امروز روز جهانی کارگر است و ما به مناسبت این روز تجمع کردیم و هیچ گونه جرمی هم مرتکب نشدیم تا این محل را ترک کنیم و...
ما هم به طرف آنان رفتیم و سید علی حسینی را از دست آنان گرفتیم و بالاتر از آزمایشگاه مهر تجمع کردیم. بعد از ١٥ دقیقه تجمع در آن محل، به طرف بازار بالا حرکت کردیم و از بازار بالا به طرف خیابان فخر رازی رفتیم و در آن محل (میدان کارگران ساختمانی) تجمع دیگری برگزار نمودیم. من در این میدان، برای کارگر ساختمانی و مردمی که در آن حضور داشتند سخنانی ایراد کردم.
نیروهای انتظامی و لباس شخصی، همواره ما را تعقیب می کردند و مرتبا با گوشی های خود به مقامات بالاترشان پیام می داند که کارگران تجمع کرده اند سریع نیرو بفرستید و... تجمع کنندگان به شکل راهپیمایی از راسته بازار اردلان گذشتند و در مقابل سینمای انصاری تجمع کردند. در این جا نیز من یک بار دیگر در مورد روز جهانی کارگر و تهدید نیروهای لباس شخصی و انتظامی برای تجمع کننندگان صحبت کردم.
بعد از ١٥ دقیقه، تجمع کنندگان به شکل راهپیمایی به طرف میدان هلو برگشتند و این بار در مقابل پاساژ آدمی تجمع نمودند و در این تجمع، شرکت کنندگان با موبایل های خود سرود اول ماه مه که توسط کریم احمدی (کریم قلاگاه) دیکلمه شده بود برای حضار و شرکت کنندگان پخش کردند که مورد استقبال کارگران و مردم حاضر در آن منطقه قرار گرفت. تجمع کنندگان مراسم روز جهانی کارگر در شهر سقز، بعد از یک و نیم ساعت، یعنی در ساعت ٣٠/٨ دقیقه شب با پخش شیرینی و شکلات در میان شور و شوق حاضران به شکل راهپیمایی به طرف میدان امام (برگاراژ) حرکت کردند و در آن نقطه پایان تجمع و راهپیمایی را اعلام نمودند. قابل ذکر است که نیروهای لباس شخصی در طول این تجمعات و راهپیمایی مرتبا با چند دستگاه دوربین از ما کارگران فیلم برداری می کردند.
این جا لازم می بینم که بنده به عنوان یک کارگر که سال ها در محل کار و زیست با شما کارگران سقز زندگی کرده ام از شما عزیزان برای شرکت در مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر تشکر کنم و امیدوارم که در سال های آینده بتوانیم با اتکا به نیروی خود تمام خواست و مطالبات خود را به کارفرمایان و دولت حامی آنان تحمیل کنیم. به این ترتیب، کارگران سقز عزم خود را جزم کرده بودند که در هر شرایطی، مراسم روز کارگر خود را برگزار کنند. تصمیم بر آن بود که اگر نیروهای انتظامی و لباس شخصی به صفوف کارگران حمله کردند، یک نفر عقب نشینی نکند و با عزم راسخ به برگزاری تجمعات خود ادامه دهند. به این شکل، مراسم روز جهانی کارگر در میان شدیدترین تدابیر امنیتی در شهر سقز برگزار شد. محمود صالحی مورخ ١٧/٢/٩٣

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت