.
پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 21 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 06 اسفند 1392 ساعت 22:30

نازنین کیانمهر–اکبررستمیان: جمع بندی عملیاتی درسمت گیری مبارزات طبقاتی

جمع بندی عملیاتی در سمت گیری مبارزات طبقاتی کنونی

شرایط کنونی :
هر چه از عمر رژیم ولایت فقیه و جمهوری اسلامی می گذرد ماهیت کثیف ؛ ضد بشری و ضد کارگری آن برای اقشار وسیع تری از مردم نا آگاه روشن و آشکار تر می شود . این رژیم که همان ضد انقلاب مغلوب در دوران شاه بود پس از افول قدرت شاه گزینه سرمایه داری جهانی و امپریالیست ها برای سرکوب انقلاب ؛ آزادی های دموکراتیک و طبقه کارگر بود . یکی از نقدهای این رژیم به حکومت شاه ناتوانی آن در سرکوب کامل و قلع و قمع کلیه دگر اندیشان ؛ سوسیالیست ها ؛کمونیست ها و دموکرات های آزادیخواه و انقلابی بود . دموکراتیسم در بعد سیاسی و فرهنگی در ایران دارای ظرفیت بوده و جاذبه دارد . زیرا تحول اقتصادی – اجتماعی ا در ایران از بالا ؛ دولتی ؛ ناقص و فقط در عرصه اقتصادی و نوسازی ابزار تولید و اداری  پیگیری گردید . انقلاب سفید یک تحول اجتماعی ؛ سیاسی ؛ اقتصادی ؛ فرهنگی و اداری نبود بلکه و فقط بخش سخت افزاری را نماینده گی می کرد . اساسا آزادی های دموکراتیک در جوامعی همانند ایران و کشورهای مشابه منجر به انقلاب اجتماعی و سوسیالیستی می شود و لذا نوسازی جامعه  تنها همان بعد اقتصادی آنهم نه عرصه اقتصاد رقابتی سرمایه داری بلکه شبه دولتی و انحصاری و از بالا و تحت کنترل ؛ اجرا شده است .
اقتصاد رقابتی سرمایه داری در ذات رشد خود به سمت انحصار و گندیده گی می رود اما این نوع اقتصاد در باصطلاح جهان سوم از همان ابتدا انحصاری و رانتی متولد  می شود .
 در شرایط کنونی با گسترش عظیم بحران ها اقتصادی – اجتماعی  شدن و نتیجتا قطبی شدن جامعه ؛ نبروهای که خود را واسط بین طبقه کارگر و دشمنان آن می دانند ؛ محو می شوند یعنی هر کدام از نیروها به  جهت و جایگاه اصلی خود سوق می یابند نیروهایی که دم از دموکراسی و کارگر می زنند اما در همان حال با جناح های حاکم اقتصادی و سیاسی لاس زده و سهم خود را می خواهند . در چنین شرایط ماندن اینان در وسط معنایی ندارد و مجبورند در صف یکی از قطب های متخاصم سرمایه داری رانت خوار ؛ انحصار طلب و دولت حامی آن قرار گرفته و از ابزارهای همان طبقه برای تداوم زندگی و منافع طبقاتی خود بهره ببرند .
دهها میلیون نفر از مردم فشرده تر شده و خشم و قهر آنان نسبت به حاکمیت متراکم تر می شود . آنان می بایست  در فقر ؛ بی خانمانی و تنگدستی بیشتری سر کنند . توده های مردم و کارگران  با توجه به نبود شرایط گسترده مبارزاتی با رژیم و بجهت اینکه دارای پتانسیل های فشار عصبی و روحی هستند ؛ با کوچکترین موضوعی با هم درگیر می شوند و بهمین جهت میزان تخاصمات ؛ درگیری ها و نزاع های خبابانی افزایش بیشتری می یابد . مردم که از دست این زندگی جهنمی به تنگ آمده اند با کمترین ناراحتی رو در روی هم قرار می گیرند تا زمانی که در جایی ؛ مرحله ای ؛ حادثه ای بصورت فشرده به عرصه مبارزه تمام عیار و گسترده با رژیم روی آورند . نمونه  چنین حوادثی را همواره شاهدیم از یک سریال تلویزیونی ؛ که توهین به ملیت بختیاری می کند تا درگیری های روزمره رژیم با مردم ؛ هر جا یک تله انفجاری است و رژیم این را بخوبی درک می کند و بشدت نگران وضعیت و آینده خود است .
می توان گفت که جامعه ایران هم اکنون وارد فاز انقلابی شده است . دیگر بالایی ها قادر به حفظ وحدت ؛ برنامه و طرح ریزی اصلاح و بهبود در عرصه های اقتصادی و اجتماعی نیستند و پایینی ها نیز به این نتیجه رسیده اند که مشکل در وجود عناصر مختلف حکومتی و دولتی خلاصه نمی شود دولت جنگ ؛ سازنده گی ؛ اصلاحات ؛ پوپولیست احمدی نژاد - در واقع جناح امنیتی ها و نظامی ها - و جناح تدبیر و اعتدال ریشه اصلی مشکلات نیستند بلکه اینان پرده ها و نمایش های مختلف  ؛ نمودها یک ریشه و یک بود واقعی هستند که تمامیت و اصل حکومت ایدئولوژیک و اسلام سیاسی و ولایت فقیه و نظام سرمایه دای هار آن عامل اصلی آنست . مردم می بینند تا این رژیم برقرار است فقر و نکبت و بی خانمانی گسترده تر می شود .
میزان نفوذ حاکمیت در بین توده ها مردم به حداقل خود  رسیده و تنها شامل نیروهای سازمان یافته اش می شود و این همان مرحله بحرانی و انقلابی در پیش است  . در تماس با مردم عادی ؛ ریزش بهمن وار طرفداران حکومت بروشنی خود را می نمایاند . دیگر امثال محمد نوری زاد ها و قدیانی ها که از حمایت حکومت ؛ کارشان به زندان ؛ شکنجه و محرومیت اجتماعی و به ساختار شکنی و مبارزه با حکومت می رسند ؛ کم نیستند و بخصوص در توده های مردم بعینه بوفور دیده می شود .
راهکار مبارزاتی  :
در چنین شرایطی ضرورت تشکل های مبارز و مخفی و سازماندهی کمیته های اعتصاب ؛ یک ضرورت پایه ای برای اثر گذاری در ایجاد نهادها و ساختارهایی است که در شرایط ضعف و زبونی جمهوری اسلامی و پس از آن برای پیشبرد مبارزات طبقاتی مورد نیاز است . فعالان می بایست از پوسته دفاعی و سنتی بیرون آمده و در راه مبارزات تشکیلاتی و کارگری گام بگذارند . فعالان و مبارزان کارگری می بایست به جبران کمبودهای نظری و تئوریک در عرصه های طرح ریزی ایدئولوژی انقلابی ؛ سازماندهی و تشکیلاتی و روش های مبارزاتی مناسب دست یابند . در مورد سبک کار ؛ فعالان و مبارزان علنی در عرصه  مطالباتی – صنفی و عرصه فرهنگی ؛ سیاسی  اولین نیروهای در معرض یورش جمهوری اسلامی هستند و لذا مبارزان باید اساس مبارزات خود را بر پایه سازماندهی مخفی قرار دهند ؛ هر چند در بهره برداری  از عرصه مبارزات مطالباتی و علنی غافل نباشند .  دلبستن به مبارزات قانونی راه به ناکجا آباد می رود و بجای رساند به رودخانه و یا دریاچه واقعی ؛ فعالان  را با سراب مواجه خواهد کرد .
ضرورت بازنگری در نیروهای طبقه کارگر و دشمنان آن
برای تدوین خط مشی و روش های مبارزاتی می بایست ارزیابی مجددی نسبت به تمام عناصر و نیروهای درگیر در مبارزه انقلاب و ضد انقلاب نمود . و روش های مناسب و رویکردهای نوینی در این رابطه اتخاذ کرد . برای نشان دادن این جهت گیری اشاره ای به تشکل های نیمه فعال یک دهه اخیر می کنیم .
تقریبا تمامی فعالین علنی اعم از کمیته هماهنگی ؛ پیگیری و اتحادیه آزاد ؛ مدافعان حقوق کارگر و غیرو امروز قادر به کار حتی به میزان ابتدای دوره یک دهه گذشته نیستند و با موانع بسیار زیادی مواجه شده اند . حرکت و کار آنان در میان جمعیت ها و گروههای اجتماعی کارگری ؛ دانشجویی و زنان و غیرو بمیزان بسیار زیادی کاهش یافته است . سندیکای شرکت واحد و سندیکای عفت تپه نیز هرگز به سطح فعالیت های قبلی دست نیافتند  . حرکت های مشابه حرکات علنی فوق ؛  از جمله فعالیت در میان کارگران بازنشسته نیز بهمان سرنوشت دچار شد . این بخش از فعالان کارگری که به عرصه مبارزات علنی و قانونی  در میان کارگران بازنشسته دلخوش کرده بودند خیلی سریع با بن بست  مواجه شدند . برای شناسائی و ساز و کار بن بست  در میان جریانات کارگری ؛ به جریان اخیر می پردازیم .
در میان کارگران بازنشسته دو جریان سنتی وجود دارد یکی جامعه پیشکسوتان که از خانه کارگر نشأت گرفته و حال و روز ضد کارگریش بر همه روشن است و همان شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی و در رأس آن رفسنجانی است و نیاز به معرفی ندارد دوم کانون بازنشستگان است که برخی از آنان از مبارزان علنی کار سندیکایی قدیمی می باشند امثال  رضا پاکزاد ؛ علیر ضا فرهادی ؛ علی اکبر خبازها  و  فیضی که عمدتا در  سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی فعال بوده اند ؛ اما امروزه در صف ضد انقلاب و دشمنان طبقه کارگر قرار دارند اینان برای منافع خود به اقدامات ننگینی دست زدند که برای هر انسان معمولی بشدت تهوع آور است حمایت آنان از جلاد دادگاههای ضد انقلاب و کهریزک و از اقدامات ضد کارگری حکومت بر کسی پوشیده نیست و طی بیانیه ای به خامنه ای بعنوان رهبر فرزانه انقلاب به مجیز گویی از جلاد کهریزک پرداختند که بخشی از آن را ذکر می کنیم :
محضر مبارک مرجع و مقتدای مسلمین جهان
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مد ظله العالی)
درخواست های کانون های کارگری و بازنشستگان سراسر کشور
ما اعضای کانون های کارگران و بازنشستگان و اعضای کانون عالی شورای اسلامی کار سراسر کشور به نماینده گی از طرف خانواده بزرگ 35 میلیون نفری سازمان تأمین اجتماعی چاره اندیشی های حکیمانه و رهنمودهای خردمندانه آن زعیم عالیقدر را فصل الخطاب همه موضوعات و مسائل و مشکلات کشور می دانیم و بقین داریم که صلاحدیدهای مدبرانه آن فقیه عالی مقام همواره صلاح و مصلحت نظام را بدنبال داشته است . هم از اینرو به خود اجازه داده ایم تا قلب رئوف آن مرجع عالیقدر مدد بگیریم و عاجزانه استدعا کنیم تا با سرانگشت تدبیر خود معضل و مشکل سازمان تأمین اجتماعی را نیز راهگشا باشید . پس از سال ها سرانجام مدیری با کفایت ؛ حقوق دان ؛لایق ؛کاردان ؛ متعهد و دلسوز هدایت این بزرگترین نهاد بیمه ای خاورمیانه را بعهده گرفت .
با توجه به تلاش ها و اقدامات بنیادینی که آقای دکتر مرتضوی تاکنون در راستای رشد و بالندگی و ارتقاء هر چه بیشتر خدمات این سازمان به دور از همه هیاهوها و غوغاسالاری ها از خود ابراز داشته اند این برادر زحمتکش و پر تلاش را شایسته عنوان  " مدیر نمونه کشوری در سازمان تأمین اجتماعی" می دانیم و از محضر آن فقیه عالیقدر درخواست می نماییم که از ادامه ظلم و اجحاف علیه ایشان جلوگیری فرمایند .
عملکرد ؛ اقدامات و دستاوردهای بدست آمده اخیر در سازمان تأمین اجتماعی گویای کارنامه ای درخشان در سوابق خدمتی مدیر عامل این مجموعه عظیم می باشد ( یعنی غارتگری و اختلاس وی بطوری به حدی بی سابقه بوده که ما هم بی نصیب نبوده ایم) که توانسته است در کوتاهترین زمان ممکن اقدامات بزرگ و خداپسندانه ای را از خود به یادگار بگذارد . این کارنامه مشحون از خدمات ارزنده و شایسته ای است که مجموعه عظیم سازمان تأمین اجتماعی را بعنوان سازمانی پیشرو در محقق آرمان های متعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی تبدیل نموده است . .
مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی از جمله معدود مدیر عاملی هستند که در بدو ورود برنامه های کوتاه مدت و میان مدت خود را مبتنی بر اصول علمی و استراتژیک اعلام نمودند و تا بحال ما شاهد تحقق این برنامه ها قبل از موعدی که نوید آن را داده بودند هستیم . مدیریت این سازمان برای پرداختن حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران این مجموعه .... یک سال ذخیره سازی احتیاطی حقوق و مزایا کرده اند . در سال 1391 به حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران به همت مدیر عامل سازمان 18٪ افزوده شده است .   
انشاء الله پروردگار عالم دل های ملت ما را با ظهور حضرت بقیه الله الاعظم  "عج"  شاد فرماید و از کوثر زلال ولایت و امامت سیراب و انقلاب اسلامی ما را به انقلاب مصلح کل متصل فرماید .
رونوشت :
جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت الله جنتی دبیر محترم شورای نگهبان
حضرت آیت الله شاهرودی ریاست محترم هیأت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه
هیأت رئیسه محترم مجلس شورای اسلامی و رؤسای کمیسیون ها
امضاها :
رئیس کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری بگیران سراسر کشور - علی اکبر خبازها
کانون کارگران بازنشسته شهرستان تهران - رضا قلی پاکزاد
کانون انجمن های صنفی کارگران استان تهران و انجمن های صنفی کارگران
کانون شوراهای اسلامی کار سراسر کشور - ناصر برهانی – شوراهای اسلامی کار
جامعه اسلامی کارگران
کانون کارکنان بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی
135 کانون کارگران بازنشسته و شوراهای اسلامی کار  و انجمن های صنفی که نام و امضای آنان در این بیانیه آمده است .
برخی از فعالین و مبارزان کارگری از  شرکت واحد ؛ یعنی اسانلو ؛ مددی و رضوی و همچنین برخی سندیکالیست ها  هنوز از برخی از این چهره ها به بزرگی یاد می کنند .(آقای اسانلو در آخرین گفتگوهای تلویزیونی نام برخی را بعنوان مبارزین کارگری مطرح کرد ) . رفقای مبارز کارگر (اسانلو – مددی و .... )  که بدرستی جناح ضد کارگری خانه کارگر را افشاء می کنند ؛ نسبت به جناح دوم حکومتی که کانون کارگران است و همان نقش ضد کارگری دارد ؛ دیدگاه مثبت و تأیید آمیزی دارند . در حالی که در مورد کلیه بازمانده گان و مبارزین احتمالی تشکل های قدیم و حتی جدید می بایست ؛  نگاه و ارزیابی جدیدی داشت . بعبارت دیگر شکی نیست که برخی از اینان در چهل و یا سی سال قبل یک سری فعالیت هایی در جهت بر قراری سندیکا کرده اند ؛ اما امروزه تمامی آنها اعم از خبازها و فرهادی ها و پاکزادها با مقامات حکومتی سرشان در یک آخور قرار دارد . آنها همدست حاکمیت دولتی و دشمن طبقه کارگر محسوب می شوند این جریان در اتحاد با دولت و مقامات سیاسی و اقتصادی حاکم قرار گرفته ؛ بر رأس کانون کارگران بازنشسته خیمه زده ؛ از غارت کارگران و زحمتکشان بهره های صدها میلیونی خود را می برند .
آیا چنین جریانی که کارشان تنها نامه نگاری به حاکمیت ضد کارگری بوده و بنا به منافع روزمره شان هر دم تحت الحمایه یک جناح حکومتی و یا تمامی آن قرار می گیرند . کسانی که برای حمایت از حلاد کهریزک – مرتضوی - در مقابل مجلس شورا تظاهرات می کنند می توان حتی در تخیل سر سوزنی موضع گیری بنفع کارگران دانست ؟‌ دو جناح پیشکسوتان و کانون کارگران بازنشسته در مبارزه طبقاتی عملکردی یکسان و ضد کارگری دارند . اگر در مقطع سال 84 خانه کارگر به سندیکای مستقل شرکت واحد یورش کرد و به ضرب و شتم کارگران پرداخت و زبان اسانلو را برید بجهت آنکه سندیکا در برابر خانه کارگر دست به ایجاد تشکل مستقلی زده بود کانون هم همان اعمال را بر علیه کارگران و فعالان انجام می دهد . جالب آنکه مقامات وزات کار و سازمان تأمین اجتماعی بشدت از تمامی عملکرد غیر قانونی کانون در برابر کارگران کاملا از آنان حمایت می کنند پس از تخریب و جنجال و هیاهو بر علیه فعالان کارگری ؛ کانون بطور علنی و رسمی از تمامی آنان به دادگاه شکایت برد و اتهاماتی از قبیل : " نشر اکاذیب –  پخش شایعات – بی نظمی و اخلال در نظم عمومی – تشویش اذهان عمومی – پخش شب نامه – هتک حرمت و سلب اعتماد افراد به مقامات " را به آنان نسبت داد . این اتهامات را ارباب ایشان یعنی مرتضوی جلاد کهریزک به ایشان آموخته و یا از دادگاههای ضد انقلاب فراگرفته اند .
کانون کارگران بازنشسته که بقول آقای مازیار گیلان نژاد - از طرفداران پر و پا خاص کانون  و سندیکالیت های قدیمی - بعنوان قهرمانان مبارزات کارگری نام می برد پا را از این فراتر گذارد و با خرج کردن میلیون ها تومان اقدام به دستگیری و زندانی نمودن فعالان کارگری نمودند و طی اطلاعیه های متعددی به در و دیوار کانون اعلام کردند :    " (فعالان کارگر) به جرم نشر اکاذیب ؛ تشویش اذهان عمومی و هتک حرمت تحت تعقیب پلیس قرار دارند و می بایست خود را به کلانتری معرفی نمایند " . یعنی نقش جاسوس ؛ پلیس و قاضی را یکجا ایفا می کنند .
نصب این اطلاعیه اساسا حتی بر خلاف قوانین جاری جمهوری اسلامی است اما کانون - این قهرمانان مبارزات کارگری - بقول آقای مازیار گیلانی نژاد -  رعایت قوانین بر علیه رقبای خود نمی کنند و در ایراد اتهام و دستگیری سر از پا نمی شناسند . فعالان علنی کارگران بازنشسته افزایش حقوق مطابق افزایش تورم ؛ درمان کامل کارگران و برداشتن هزینه درمان و دارو از دوش آنها ؛ تشکیل شوراهای کارگران بازنشسته و استقلال کانون از جناح های دولتی ؛ و برخی از مطالبات قانونی را طلب کرده اند اما منافع کثیف و ضد کارگری این بزرگ مبارزین طبقه کارگر و   همدست جلاد کهریزک و نوکر حکومت  آنان را با دادگاه و زندان مواجه می کند . این نشانگر آنست که ضد انقلاب ؛ تحمل هیچ فعالیت مطالباتی را ندارد و می بایست اقدام به سازماندهی مبارزات مخفی کرد زیرا فعالیت قانونی ثمری ندارد .  
نسبت به کلیه عناصر و تشکل های در عرصه اجتماعی می بایست به نگرش و ارزیابی مجددی دست زده و در نگرش و خط و مرز بندی های سنتی تجدید نظر کرد . معیارهای انقلابی و مدافع طبقه کارگر بودن را تدوین کرد و آنگاه مشخص کرد که کدام جریان ها و عناصر عملا مدافع انقلاب و طبقه کارگر هستند . امروزه بسیاری از مدعیان ؛ حرافان ؛ سخنوران ؛ مارکس شناسان و یا مدعیان مبارزه ؛ در عمل از هرگونه ویژگی انقلابی و مبارزاتی تهی هستند ؛ زیرا در عمل نه تنها اقدامی در جابجایی سنگر های مبارزاتی و پیشروی جبهه انقلاب نمی کنند بلکه باعث پراکنده گی در صفوف انقلاب و مبارزین می شوند .
جمع بندی  :
1-وضعیت جاری و حاد شرایط اقتصادی – سیاسی و اجتماعی راهی برای قانون بازی و ادا و اطوار برای حکومتیان بجا نگذاشته است و هر مبارزه قانونی را خود و یا توسط اعوان و انصارشان می زنند  . لذا راهکار مبارزه قانونی و علنی هیچ چشم اندازی ندارد . تنها می بایست به مبارزات و سازماندهی مخفی دست زد . فعالان نباید تنها خود را سرگرم مبارزات قانونی کنند
2-همانطور که گفته شد جناح های بظاهر میانی در مسیر پر چالش و پر تلاطم امروزه نا چار به علنی کردن ماهیت بشدت ارتجاعی و ضد کارگری و ضد انقلابی هستند و در آغوش مرجع اصلی خود یعنی همان ضد انقلاب هار حاکم قرار می گیرند . اینان که بخشی سابقه ضد کارگری کثیفی دارند و برخی هنوز یک هاله ای از مبارزه قدیمی را با خود حمل می کنند ؛ اما عملکرد اجتماعی و جهت گیری آنان در چهارچوب ضدانقلاب قرار می گیرد و می بایست طرد شوند
3-تمامی مبارزین ضمن پیدا کردن یکدیگر می بایست به تشکل سازماندهی مخفی و کمیته های اعتصاب  دست بزنند . زیرا شرایط به مرحله ای رسیده است که نبرد نهایی و سرنوشت ساز بین مردم  زحمتکش و حکومت که نتیجه آنهم از قبل معلوم است فرارسیده است
4-مبارزان می بایست به تسویه نظرات و دیگاههایی که باعث هرز روی نیروها و مبارزات در مسیرهایی می شود که بنفع جناح ها و بخش هایی از حاکمیت می شود اقدام کنند و در عمل رفقا و مبارزینی که دچار این آسیب ها هستند را با توضیح و اقناع به مسیر شفاف و راستین مبارزه بکشانند . در این نوشته هر چند تنها به ضعف دیدگاه و مبانی نظری رفقای فعلی مبارز در شرکت واحد اشاره شد اما این نگرش انحرافی ریشه بسیار گسترده تری دارد و بسیاری از چپ مبارز و رادیکال واقعی هم در بخش هایی از نظراتش داری ناخالصی ها ؛ ضعف های و کاستی هایی است و نتیجه نصیب ضد انقلاب حاکم حاکم می شود . تمامی دیدگاههایی که منجر به تضعیف و کوبیدن  سنگرهای انقلاب ؛ بجای کوبیدن سنگر های ضد انقلاب حاکم ؛ می شود در همین ردیف هستند . هر چند بنام نقد این کار را می کنند اما نه چهارچوب و ماهیت نقد را می دانند نه عمل و اتحاد انقلابی در راه مبارزه عملی بنفع طبقه کارگر را می فهمند . در بررسی و تحلیل کشتی کرونشتات در یکصد سال قبل نوک حمله آقای حکیمی ؛ بخش هایی از جبهه مبارز و انقلابی کنونی است ؛ این رویکرد ؛ به این جهت است که ایشان در گیر مبارزه عملی واقعی در جبهه انقلاب نیست  . در این میان آرزوی ضد انقلاب هار حاکم اینستکه در مورد بقیه کشتی ها هم تحلیل و بررسی بیشتری شود و یا وقایع تاریخی را تجزیه و تحلیل کنند بشرطی که  نتیجه گیری عملی و فوری در نتیجه جنگ انقلاب و ضد انقلاب کنونی نداشته باشد . ممکنست رفیق ما بگوید منظور من در طرح مسائل کشتی فوق نتیجه گیری عملی بود . سئوال بلافاصله از ایشان اینست که کدام سنگر مبارزه را در عرصه عملی دست به دست کرد ؟‌؟ رفیق چپ رادیکال و مبارزی که می گوید دعوای ما با جمهوری اسلامی دعوای خانگی است ؟؟ – آقای رئیس دانا - بخش هایی از نظرات انحرافی را با خود حمل می کند . اقتصاد دان چپ رادیکالی که عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد از جمله ساخت مسکن مهر را تأیید می کند و یا در کوبیدن جناح اصلاح طلب مغلوب آنچنان افراط می رود که از طرف مبارزین بخصوص جوانان متهم به حمایت از جناح راست می شود . اصلاح طلبان حکومتی را بدرستی متحد سرمایه داری جهانی می داند ؛ اما جناح نظامی – امنیتی و احمدی نژاد را که انطباق بیشتری با جناح های نظامی سرمایه داری دارد را مبرا می کند به انحراف می رود . جناح اصول گرا می تواند نقش سرکوب انقلاب ؛ دمکراتیسم و مشارکت توده ها را نیابتا از طرف امپریالیست ها و سرمایه داری نظامی در منطقه اعمال کند ( حکومت عراق ) بشرطی که سرمایه داری حق بیشتری برایش قائل باشد . افرادی که سیاست هسته ای حکومت را حق طبیعی مردم ایران می بینند . همه منجر به کند کردن مبارزه جبهه انقلاب می شوند .  گویا اقتصاد ؛ سرمایه داری ؛ سیاست ؛ جنگ ؛ دیکتارتوری ؛ سرکوب ؛ خفقان ؛ اسلام سیاسی ؛ انحصار ایدوئولوژیکی از هم جدا پذیر بوده و حکومت می تواند در یک حوزه خوب و در حوزه دیگر مخرب باشد . و یا در حوزه اقتصادی ؛ بخش واردات ؛ صادرات ؛ تولید ؛ غارت ؛ چپاول ؛ انحصار ؛ رانت ؛ ساخت مسکن ؛ دادن امتیاز کوچکی به بخشی از محرومان و ...... می تواند از هم تفکیک شده و از سیاست هایی دفاع و برخی را رد کرد . جمله لنین که می گوید تا وقتی که در پس هر اظهار نظر ؛ جملات ؛ دیدگاه و عملکرد ؛ منافع طبقاتی پشت آنرا نفهمیم همواره در حال خود فریبی بوده و خواهیم بود  . ( نقل به مضمون ) مصداق چنین دیدگاههایی است .
چنین نگرش هایی هستی اجتماعی که یک کل تفکیک ناپذیر است را فراموش کرده و به فکر و نظریه افراد و جناح ها و احزاب تکیه می کنند . در حالیکه این هستی اجتماعی است که فکر ؛ دیدگاه و نهایتا جهت گیری و روند عملی و واقعی را متعین می کند  
این رمز پراکنده گی و ناتوانی چپ در بحرانی ترین دوران حاکمیت جمهوری اسلامی است
5- نسبت به عناصر و یا جریاناتی که خود را در درون جبهه انقلاب  و مبارزات کارگری می دانند و در ادعا هیچ هماوردی ندارند ؛ اما بجای مبارزه عملی و واقعی با رژیم به طرح فرقه بی خاصیت خود ؛ ایجاد تفرقه و چند دستگی بین مبارزین و تشکل ها در جبهه انقلاب و مبارزان کارگری می پردازند را طرد و آنها را اقشا کنند . زیرا آنها نیز ناآگاهانه و یا حتی آگاهانه به پراکنده گی صفوف انقلاب در تقابل با رژیم  پرداخته و مسائل فرقه ای و شخصی ر ا بر مبارزه با ضد انقلاب حاکم اولویت می دانند . و به این جهت بجای جبهه اتحاد و سراسری در برابر رژیم سرا پا جنایت و سرکوبگر ؛ جبهه مبارزاتی را مغشوش کرده و به این طریق به رژیم کمک می رسانند
برقرار باد اتحاد همه نیروهای انقلابی و مبارز و طبقه کارگر بر علیه ضد انقلاب سرمایه داری

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت