.
سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 12 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 06 اسفند 1392 ساعت 00:38

ملکه عزتی: خواهران زینب چکاره بودند؟

اکتبر. در دخالت وسیع و توده ایی زنان برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی، خواهران زینب چکاره بودند؟
در طول خیزش توده ایی مردم برای سرنگونی سلطنت پهلوی و تظاهراتهای میلیونی که در شهرهای مختلف از جمله در شهرهای کردستان رخ داد  پدیده ایی به اسم خواهران زینب هنوز موجودیتی نداشتند. بعدها که جمهوری اسلامی نیروهای ضدانقلاب را یکی پس از دیگری سازمان داد مقوله خواهران زینب هم بعنوان بخشی از این نیروهای سرکوبگر و ضد انقلاب مطرح و سازماندهی شد. از این پدیده در سرکوب ازادیخواهان و نیروهای مترقی و چپ و رادیکال استفاده میشد. نمونه بارز استفاده از اینچنین نیروهای در ایجاد مزاحمت برای زنانی بود که زیر بار حجاب اجباری نرفتند و به این مسئله اعتراض داشتند. اولین برخورد من با خواهران زینب در زندانهای جمهوری اسلامی بود که انها انجا نقش زندانبان را داشتند.گاهآ هم بعنوان زندانی خود را جا میزدند و به سلولهای زندانیانی که در مقابل فشار بازجوها و شکنجه گران جمهوری اسلامی در زندان مقاومت کرده بودند فرستاده میشدند و تلاش میکردند از این طریق از زندانیان مقاوم اعتراف بگیرند. در خیابانهای شهرهای بزرگ هم از انها بعنوان گشت استفاده میکردند و موجب آذار و اذیت مردم میشدند دراعتراضات خیابانی و تجمعهایی که در اعتراض به قوانین ارتجاعی صورت میگرفت اینها عواملی بودند که نقش بسزایی در سرکوب و دستگیری و حتی ضرب و شتم مردم معترض داشتند. راستش من هیچ تصویر دیگری غیر از انچه که برایتان توضیح دادم از انان ندارم. در طول پروسه انقلاب 57 خصوصآ در شهرهای کردستان این نیروهای چپ و رادیکال بودند که هژمونی داشتند و پدیده خواهران زینب و از این قبیل در جامعه مطلقآ چشمگیر نبود. بعداز حمله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کردستان، سپاه پاسداران و خواهران زینب در سرکوب مردم و دستگیری و شناسایی نیروهای چپ و مترقی نقش خود را ایفا کردند.
اکتبر.تنها دو خاطره تلخ و شیرین را میتوانید بازگوکنید؟
ملکه عزتی.
از دوران قیام خاطرات زیادی دارم همه کسانی که در طول انقلاب 57 و برای فروپاشی رژیم دیکتاتوری سلطنت پهلوی فعال بودند خاطرات زیادی از آنزمان دارند. . میتوانم بگویم تمام خاطراتم تا قبل از روی کار امدن جمهوری اسلامی خوب و شیرین هستند. در طول تظاهرات و میتینگهای بزرگ در سطح شهر سنندج  علیرغم اذیت و آذار و کتک خوردن توسط نیروهای ساواک ونیروی انتظامی با شور و شوق به اعتراضمان ادامه میدادیم و به صف معترضین باز میگشتیم و با توان و خشم بیشتر شعارسر میدادیم. من هرگز ان روزها و ان همه شور و انرژی را از یاد نخواهم برد. یادم هست تا پاسی از شب بیرون میماندیم و برای روز بعد قرار میگذاشتیم. هیچ نیرویی جلودار خروش مردم به تنگ امده از دیکتاتوری شاه نبود این اتحاد و همبستگی و این اراده و توان مبارزاتی هیچ مرزی برای خستگی نداشت. مصمم بودیم رژیم را سرنگون کنیم و هر روز از روز قبل مصممتر به خیابان میامدیم. بهترین خاطره ام روزهایی است که زندانیان سیاسی یکی پس از دیگری آزاد میشدند. دیدن آزادی کسانی که سالها در زندانهای رژیم پهلوی زیر شکنجه مقاوم و سربلند  پایداری کرده بودند بسیار پرشکوه بود. پایین کشیدن مجمسمه شاه  در محلی به اسم دیدگاه در شهر سنندج بعنوان مظهر خودکامگی، ستم و دیکتاتوری هم یکی از روزها و خاطرات شیرین و پر شوری  است که همیشه بیاد دارم. متاسفانه رفقا و انسانهای مبارز و عزیزی را هم از دست دادیم که باور مرگشان تلخ و ناخوشایند بود.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت