.
يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 30 بهمن 1392 ساعت 04:07

گزارشات کارگری۲۹بهمن

اخباروگزارشات کارگری29بهمن1392
- متن مصاحبه با زبيده حاجي زاده،همسربهنام ابراهيم زاده
- تجمع اعتراضی کارگران مترو در مقابل ساختمان مرکزی شرکت راه آهن شهری تهران و حومه
- علت خودسوزی یکی از کارکنان شرکت نفت و گاز گچساران؟
- باز هم سقوط قدرت خرید کارگران ،برای دفاع از دلالان
- کارگران فصلی دهگلان غرق در سیل مشکلات
- اطلاعیه از طرف کارگران بختیاری پارس جنوبی
- اطلاعیه شماره 4 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد- آزادی وفا قادری را تبریک می‌گوییم
- شکستگی تمام بدن کارگر ساختمانی پس از سقوط
متن مصاحبه با زبيده حاجي زاده،همسربهنام ابراهيم زاده
با سلام و تشكر از اينكه پذيرفتد كه ما را در جريان وضعيت بهنام قرار دهيد
س. لطفا از وضعيت كنوني همسرتان بهنام ابراهيم زاده توضيح بدهيد
ج .سلام و با تشكر از اطلاع رساني شما، بهنام به جرم دفاع از كودكان و كارگران همچنان در زندان بسر ميبرد مانند خيلي ديگر از زندانيان وضعيت رضايت بخشي ندارد و از بيماريهاي مختلفي رنج ميبردكه عمده ناراحتي اصلي اش آرتروز گردن و ناراحتي و مشكلات كليه است، وضعيتي كه حتي بارها و بدفعات پزشكي قانوني اوين آنر را تأييد كرده اند كه نياز به درمان دارد.
س. مشكلات ايجاد شده براي او آيا قبل از رفتن به زندان هم بود؟چي باعث شد كه ايشان به اين وضعيت دچار شدند؟
ج. خير، هيچگونه مشكل جسمي از قبل نداشت و ايشان زماني كه بازداشت شد به مدت 4 ماه در سلولهاي انفرادي بند 209 وزارت اطلاعات تحت شديدترين ضرب و شتم و فشارهاي بازجويان قرار گرفت كه تمام اين برخورد ها موجب اين وضعيت شده كه الان بوجود آمده است.
س. ما قبلا همين موارد ضرب و شتم وشكنجه در حين بازجويي در رابطه با ايشان و ساير زندانيان سياسي و فعالين حقوق بشر را شنيده بوديم،ميتوانيد در اين رابطه بيشتر توضيح بدهيد؟
ج. شكنجه ، بي احترامي و ضرب و شتم به همراه تحقير و تهديد، يكي از اتفاقات معمولي است كه در برخورد با زندانيان رخ ميدهد. بهنام از همان ابتداي دستگيري، حتي در زمان انتقال به پليس امنيت، مورد ضرب و شتم و توهين و نقض حرمت هاي فاحشي قرار گرفتند و در تمام طول بازجويي در سلولهاي انفرادي بند 209 اين روند ادامه داشته اشت.
شرايط نگهداري در بندهاي انفرادي خود به شكلي شكنجه است. شرايط بسيار ناراحت كننده، هراه با توهين و عدم رسيدگي پزشكي و محروم بودن زنداني از تلفن و تماس با خانواده و محدوديت هاي ديگري در زندان كه خود نيز به نوعي شكنجه محسوب ميشود.
توقف اعزام به بيمارستان و پيگيري درمان بخاطر اطلاع رساني در مورد وي از طريق سايتهاي حقوق بشري و رسانه هاي خارجي
س. گويا داديار ناظر بر زندان” خدابخشي” ايشان را تهديد كرده اند كه تا زمانيكه سكوت اختيار نكند و سايت هاي خارج از كشور از وي مطلبي بنويسند وبگويند و خبري انعكاس بدهند، اقدامي براي انجام رسيدگي پزشكي انجام نخواهند داد، آيا اين وضعيت درست است؟
ج. بله اين را بارها به وي اعلام كرده اند كه تا زماني كه از وي خبر و هر موضوع ديگري منتشر شود و سايت ها و رسانه ها اخبار و وضعيت وي را پوشش خبري بدهند، هيچ اقدامي در رابطه با شرايط بيماري اش جهت درمان انجام نخواهد گرفت
س.آيا تا بحال به بيمارستان اعزام شده است؟
ج. در تمام اين مدت، سال گذشته يكبار كه ميخواستند وي را به بيمارستان اعزام كنند، ولي چون دست بند نزد، از اعزام به بيمارستان باز ماند، اما به تازگي از 15 بهمن امسال به بيمارستاني در خارج از زندان اعزامش كردند كه قرار بود طي روزهاي آينده براي ادامه درمان اعزامش كنند كه اين كار را مجددا متوقف كردند كه احتمالا به همان دلايل قبلي است.
س. در خصوص درمان بيماري ايشان چه اقدامي صورت گرفته و مسئول پيگيري آن كيست، وزارت اطلاعات يا زندان؟
ج. متأسفانه اقدام موثري تا كنون صورت نگرفته، نه تنها براي هيچكدام از زندانيان ، اقدامي جدي صورت نگرفته است، ما امروز شاهد به تحليل رفتن جان زندانياني چون احمد و محسن دانشپور مقدم، حميد نويد، داوود اسدي ،محمد جراح و زندانياني چون مصطفي دانشجو،حميدرضا مرادي و محمد حسن يوسف پورسيفي كه در حال حاضر ماههاست در بيمارستان بستري هستند،اما اقدام جدي برايشان صورت نگرفته و نداده اند، اين زندانيان به مراتب در شرايط بدتري نسبت به بهنام قرار دارند.
پيگيري وضعيت زندانيان بيمار ظاهراً توسط قضاييه و زندان است و مسئول نهايي وضع پيش آمده وزارت اطلاعات است، كه البته تفاوت كيفي ما خانواده ها در تنظيمات آنان با بطور خاص زندانيان بيمار نديده ام.
تأثيرات وضعيت كنوني درمورد شرايط زندان بهنام بر روي خانواده
س. دستگيري ايشان در زندگي شما و فرزندتان و كل خانواده چه تأثيرات و خساراتي داشته است، بطور خاص با توجه به بيماري نيما تنها فرزند نوجوان شما؟
ج. مسلما خسارت جبران ناپديري داشته ، همانظور كه ميدانيد، تنها فرزندمان در زمان بازداشت بهنام در ديماه گذشته به سرطان خون مبتلا شده بود، خود بهنام در وضعيت بد پزشكي قرار دارد، از طرفي وضعيت يكي از چشمان من نگران كننده و احتياج به عمل جراحي دارد.
پدر و مادر بهنام از ناراحتي هاي خاص خودشان رنج ميبرند و در شهرستان زندگي ميكنند كه بدفعات زماني كه راهي تهران شده اند دچار تصادفات جاده اي شده اند، قطعا تمامي مشكلاتي كه توسط قوه قضاييه، يا اطلاعات در مورد ممانعت با مرخصي هاي درماني و ديدار با خانواده براي وي و ما بوده، تأثير بسيار منفي بر روحيه خانواده خصوصا فرزند بيمارمان گذاشته است.
اما آنچه كه توانسته در تلخ ترين لحظات زندگي ما را سر پا نگهدارد اين باور است كه ما عضو يك خانواده امتحان پس داده ايم و با كمكهاي روحي، رواني و مناسبات انساني دوستانمان و ساير حمايت هاي خانواده هاي خودمان، بطور خاص در مورد نيما و شرايط سني اش و همچنين نيازش به روحيه جنگندگي در مقابل بيماري اش، توانسته ايم به امتحانات فراواني فائق آييم و سرمان خم نبوده و نيست و در اين رابطه افتخار ميكنيم.
س. فعالتي هاي بهنام درچه زمينه اي بوده كه اين همه سختگيري و نقض حقوق در مورد وي صورت ميگيرد؟
ج. فعاليت هاي ايشان وبلاگ نويسي، آشكار كردن بي عدالتي ها ودفاع از كودكان و كارگران و زنان كه در كل فعاليت هاي حقوق بشري بوده است.
تمام تلاشهاي وي در راستاي لغو كار كودكان و بخاطر اينكه خودش يك كارگر بوده و حق و حقوق كارگران را حس ميكرده و رنج ها و مرارت ها و شرايطي كه كارگران مي بينند را كاملا فهم و لمس ميكرده و ميكند، احقاق حقوق كارگران وطنمان بوده است.
در همين راستا، سخگيريها و فشارها در زمان بازجويي و حتي دادن حكم سنگين محاربه و بيست سال حبس، ميشه گفت چون ايشان در راستاي تشكل يابي كارگران فعاليت ميكرد و اين اتهام اينكه ايشان براي سازماندهي جوانان و دانشجويان در سطح كشور فعاليت داشته و با رسانه هاي خا رج از كشور مصاحبه كرده، به اعتقاد بازجويان، مسائل اجتماعي را بزرگ نمايي كرده و همچنين عضويت در كميته پيگيري و جمعيت دفاع از كودكانِ كار و كودكانِ كارگران و تن ندادن ايشان به خواسته هاي نارواي بازجويان و مهمتر اينكه تا كنون حاضر نشده عفو و ندامت بنويسيد و از اعتقادات خودش كوتاه بيايد، باعث فشار و تهديد ايشان است كه تا كنون ادامه داشته و دارد.
س. به تازگي تعدادي از زندانيان بند 350 آزاد شده اند اگر اكان دارد مختصري در اين رابطه توضيح بدهيد
ج . ببينيد دستگاه قضاييه و امنيتي براي تبليغ و جلب توجه عمومي دست به اين اقدامات عوامفريبانه ميزند.اول بايد ديد اين زندانيان آزاد شده چه ميزان از حبسشان باقي مانده بود و آيا كساني بودند كه عفو و ندامت نوشته بودند؟ كه اينطور نيست، تا انجا كه اطلاع دارم زندانيان آزاد شده هيچكدام حبس طويل و دراز مدت نداشتند اگر درست ميگويند، به زندانياني كه بعضا سالهاست در زندان هستند، چراحتي اجازه شركت در مراسم كفن و دفن عزيزانشان را نداده و نميدهند. چرا خيلي از زندانيان كه بواقع بيمار و از ناراحتي هاي شديد قلبي و ساير بيماريهاي سرطاني و ... رنج ميبرند، را به بيمارستان اعزام نميكنند و براي آنان مانع تراشي ميكنند و يا با قصد تحقير آنان،ميخواهند كه با دستبند و پا بند به بيمارستان اعزامشان كنند كه آنها نيز با توجه به آبرو و حيثيت سياسي و اجتماعي شان تن به اين تحقير نميدهند و از مراجعه به بيمارستان بيرون صرف نظر ميكنند.پس مردم ما با چشمان بيدار اين وضعيت را پيگيري ميكنند و تمامي سياست هاي غير مردمي را نيز خوب حس ميكنند،كه چه نياتي پشت چنين اقداماتي پنهان شده است.
س. پيام شما به خانواده هايي كه مانند شما درزندانهاي امنيتي و سياسي درگير هستند چيست؟
ج. در كنار تمامي فشارها و تهديدها وسختي ها خانواده ها بايد ضمن افتخار به زندانيان سياسي، صبوري پيشه كنند و براي دست يابي به آزادي و عدالت در زمينه سازي براي پيشرفت آباداني و رشدكشور از پرداخت هزينه دريغ نورزند مطمئنا اين تلاشها به ثمر خواهد نشست و زمستان سپري ميشود و بايستي به بهار انديشيد. هيچ جهاني با ظلم آباد شدني نيست و نخواهد بود
س. چه درخواستي از حكومت ايران داريد كه از اين تريبون بزنيد؟
ج. با توجه به اينكه دولت روحاني با شعار تدبير و اميد آمده بود، آزادي زنداني سياسي و عقيدتي يكي از مطالبات مردم بوده است، انتظار داشتم، براي آزادي آنها اقدام كنند.اما متأسفانه در طول چند ماه گذشته انتظارات ما خا نواده هاي زندانيان برآورده نشده است، ما ديگر اميد عدالت را از مسئولان ايراني از دست داده ايم، پروسه چندماه رياست جمهوري وي نيز همين را ثابت ميكند، چون فشارها بر زندانيان سياسي افزايش يافته و متأسفانه اعدامهاي علني و غير علني نيز بيشتر شده كه البته ديگر راه به جايي نميبرد.
درخواست از جامعه بين المللي و سازمانهاي حقوق بشري
س. خواسته شما از جامعه جهاني و افكار عمومي و سازمانها و نهادهاي حقوق بشري و بين المللي چيست؟
ج. فكر ميكنم كه جامعه جهاني ديگر گول فريبكاريهاي مختلف بطور خاص در رابطه با نقض حقوق بشر را نخواهند خورد، الان در شرايط سياسي اجتماعي و حقوق بشري ايران ميخواهند كه تمامي درخواستهاي منطقي و قانوني فعالين حقوق بشر و كودكان و زنان را با سركوبي و زندان پاسخ دهند، هيچ كس نيز پاسخگوي اين همه بي عدالتي در داخل ايران نيست، من از جامعه جهاني و افكار عمومي و سازمانهاي حقوق بشري درخواست دارم كه بطور خاص وضعيت حقوق بشر در ايران را مورد بازديدهاي مختلف قرار دارند و با بازديد از زندانهاي اين كشور وضعيت و شرايط زندانيان و خواسته ها و يا دليل و اتهامات آنان را بررسي كنند كه به چه دليل اين عزيزان بايستي در زندان باشند؟ چرا بايستي اطلاع رساني جهاني و حقوق بشري زندانيان موجب محروميت آنان حتي از بيمارستان و پيگيري هاي پزشكي شان گردد و زندانيان بايستي زجر كش شوند.چرا بايستي فرزند بيمار من نيما كه در دهم اسفند مجددا در بيمارستان جهت شيمي درماني بستري ميشود، در چنين وضعيت و شرايطي و در سنين نوجواني اش كه نيازمند در كنار پدر بودن است، مستمرا چشم انتظار بابايش باشد كه آيا ميتواند در بيمارستان وي را همراهي كند يا خير؟ ما صدايمان را به گوش تمامي مجامع حقوق بشر ميرسانيم و ديگر نميتوانيم سكوت كنيم، سكوت ما مرگ تدريجي ما در مقابل ظلم است، همانگونه كه ميخواهند عزيزانمان در زندانها زجر كش شوند. جامعه جهاني و حتما كه مجامع حقوق بشري از اين وضعيت مطلع هستند و خبر دارند كه وضعيت بيماران زنداني چگونه است،ما از آنان نيز ميخواهيم كه در اين رابطه اقدام كنند و به زندانهاي ايران نيز سري بزنند و بازديد كنند.همچنان از همه فعالين راستين حقوق بشر نيز متشكرم كه ما را تنها نميگذاراند و صداي مظلوميت ما را به تمام گوشهاي شنوا مي رسانند.
خبرنگار.با تشكر از شما و وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد.
پاسخ. خواهش ميكنم، موفق باشيد
منبع: https://www.facebook.com/paygahekhabari.behnamebrahimzadeh
تجمع اعتراضی کارگران مترو در مقابل ساختمان مرکزی شرکت راه آهن شهری تهران و حومه
بیش از200 کارگر خطوط مترو تهران به دلیل پرداخت نشدن حقوق و حق بیمه امروز(سه شنبه) در تجمعی مقابل ساختمان اداری مترو خواستار دریافت مطالبات خود شدند.
به گزارش29بهمن ایرنا، این تجمع از ساعت 11صبح به مدت 2ساعت در مقابل ساختمان مرکزی شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) به طول انجامید.
بسیاری از کارگران معترض برای بیان مشکلات خود به مسوول مربوطه با ممانعت نیروهای حراست مواجه و از ساختمان اداری خارج شدند.
یکی از مسوولین خط 5 مترو تهران در حاشیه این تجمع اعتراضی گفت: مترو تهران سال گذشته با شرکت تاسیساتی ˈتابان نویدˈ قراردادی را امضا کرد که مسوول شرکت 5 ماه حقوق و مزایای کارگران این شرکت را پرداخت نکرده است.
وی که خواست نامش فاش نشود، ادامه داد: هر یک از کارگران این شرکت بیش از 5 میلیون تومان از حقوق گذشته خود را دریافت نکرده اند.
این مسوول با اشاره به اینکه مسوولان مترو هیچ گونه جواب منطقی به کارگران نداده اند، خاطر نشان کرد: ˈمگر من این پیمانکاران رابه مترو معرفی می کنم که مترو با این شرکت ها قرارداد بسته است.ˈ
وی با بیان این که هر یک از مسوولان شرکت مترو تهران بالغ بر2 میلیون تومان حقوق دریافت می کنند و از مزایای خوبی برخوردار هستند، افزود: این در حالی است که کارگران شرکتی مترو طبق تعرفه اداره کار حقوق دریافت می کنند.
وی گفت: کارگران شرکت تابان نوید در خطوط متروخیابان گلشهر تا صادقیه، اکباتان تا صادقیه، خط یک مترو تهران و خطوط 4تهران مشغول به کار می باشند.
علت خودسوزی یکی از کارکنان شرکت نفت و گاز گچساران؟
صنعت نفت را چه کسی توسعه می‌دهد غول های نفتی و یا کارکنان متخصص و شاداب ؟ این سوالی است که ژنرال‌های صنعت نفت کشور امروز باید بیش از هر روز دیگری برای یافتن پاسخ صحیح به آن فکر کنند .
28 بهمن ماه یک روز تلخ برای صنعت 105 ساله نفت ایران است، صنعتی که روزگاری نخستین مقصد برای مهاجرت کارکنان سایر دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی بود امروز کارکنانش به خاطر یک وام چند میلیون تومانی و به دلیل مشکلات شدید مجبورند دست به خودسوزی و خودکشی بزنند.
قطعا اصل خودکشی و خودسوزی از نظر شرع، انسانیت و اخلاق هیچگونه جایگاهی ندارد اما مشخص نیست که مسئولان وزارت نفت تا کجا قرار است چشم خود را بر روی این خودسوزی‌ها و میلیون‌ها "خود خوری" کارکنان رسمی و غیر رسمی خود ببندند.
شاید رکن‌الدین جوادی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران روز گذشته در حضور رئیس جمهور به گوشه‌ای از مشکلات حقوق، قرارداد و ریسک فعالیت کارکنان در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران را بازگو کرد اما به نظر می رسد آقای رئیس جمهور و وزیر نفت این روزها بیش از آنکه تمرکز خود را برای حل و فصل مشکلات کارکنان صنعت نفت قرار بدهند بیشتر در فکر بازگرداندن غول‌های نفتی همچون شل، انی و توتال هستند.
گزارش سایت های محلی حاکی از آن است که آقای " ح" یکی از کارکنان شرکت نفت و گاز گچساران بوده است که به دلیل مشکلات مالی و معیشتی در نهایت چاره ای جز خودسوزی برای حل و فصل مشکلات خود پیدا نکرده است.
پیگیری‌ها حاکی از آن است که تسهیلاتی که قرار بود به وی از محل صندوق کارکنان پرداخت شود پیشتر به دلیل یک بدهی مالیاتی در جای دیگر هزینه شده است و صنعت عریض الطویل نفت کشور پولی برای پرداخت وام به این کارمند صنعت نفت ندارد.
پانا نیوز تاکید می کند که اصل اقدام به کارمند شرکت نفت گچساران مبنی خودسوزی به هیچ عنوان مورد تائید نیست و حتی از آن به عنوان یک اقدام شجاعانه هم نمی توان یاد کرد، اما نکته غم انگیز این ماجرا بی تفاوت بودن مسئولان به این حادثه و حوادث مشابه است.
مدیران صنعت نفت، حال کارکنان نفت خوب نیست و فراموش نکنید انگلیسی‌ها که در سال 1320 تا 1330 خورشیدی مشغول تاراج طلای سیاه ایران بودند پیش از غارت نفت، ابتدا بهترین امکانات رفاهی، فرهنگی و ورزشی را برای کارکنان آن زمان صنعت نفت تدارک دیده بودند.
آقایان مدیران صنعت نفت، باید بدانید که اولین سینما، رادیو، فرودگاه، باشگاه‌های ورزشی و رستوران‌های بزرگ کشور برای صنعت نفت و به منظور بهبود وضعیت کاری و رفاهی کارکنان صنعت نفت تاسیس شد اما امروز با تعطیل شدن فروشگاه های رفاه و ده ها مرکز فرهنگی و رفاهی امروز صنعت نفت حتی برای دریافت کوچکترین خدمات باید دست نیاز بر روی سایر دستگاه ها و ادارات دولتی خارج نفت دراز کند.
ژنرال‌های وزارت نفت اگر فکر می‌کنید که با بازگشت غول‌های نفتی می‌توانید فازهای به زمین نشسته پارس جنوبی و طرح‌های تعلیق شده‌ای همچون ساخت پالایشگاه بیدبلند دو، طرح استحصال اتان پالایشگاه پارسیان، طرح توسعه لایه نفتی پارس جنوبی، طرح توسعه میدان اسفندیار، ان.جی.ال خارگ و 7 پالایشگاه جدید نفت و میعانات گازی راه خواهند افتاد سخت در اشتباه هستید زیرا تنها عاملی که می تواند تحرک و توسعه را برای نفت ایران به ارمغان بیاورد صرفا نیروی انسانی متخصص و شاداب است.        
منبع:پانانیوز-29بهمن
باز هم سقوط قدرت خرید کارگران ،برای دفاع از دلالان
ناصر آغاجری یکی از خوشنام ترین فعالان کارگری است که تلاشی بیش از 30 سال درارتقاجنبش کارگری کشورمان داشته است.نوشته زیر از او است که برای ماارسال گردیده.با اُمید به اینکه اینگونه نظرات و مقالات بتواند راهگشای جنبش کارگری کشورمان باشد و شروعی برای بحث های کارگری در جهت ارتقا سطح آگاهی کارگران ایران زمین.
 روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
باز هم سقوط قدرت خرید کارگران ،برای دفاع از دلالان
از کتاب کمدی الهی نوشته دانته آلیگیری
رویه 105 مصرع های 94 و 96 حیوان سرکش  :
((... گفته بود که فساد موجود در کلیسا ، از هنگامی آغاز شد که این جایگاه آسمان ، به ثروت و قدرت هم زمان دست یافت ، و هم اکنون نیز ، کاهنان و کشیشان را به ایجاد آشوب های خونین در صحنه های سیاست ایتالیا آن هم به دلیل دخالت در امور دنیوی می باشد ، متهم می سازد ... دانته در این جا ، کلیسا را حیوان ( اسب ) سرکشی تشبیه کرده که وحشیانه می تازد و هیچ دستی ، جز دستان بی حاصل ( بی قانون ) ایتالیا دهنه ی آن را نمی کشد. ))
«همان منبع دوزخ فرود نوزدهم» :
((که طمع کاری شمایان ، جهان را سوگوار ، پرهیزگاری را لکه دار ، و تعالی را پست می گرداند . طلا و نقره ، خدایان شمایند....))
24 سال روند مناسبات نئولیبرالیسم ، سفارش صندوق بین المللی پول ( مهم ترین نهاد امپریالیستی ) برای نابودی جامعه ی ایرانی با همت دولت سازندگی ، خزنده و پنهان تار و پود جامعه را چون خوره فرا گرفت . از یک سو بیکاری و گرانی ، تورم و رکود را ، با خود آورد . و از سوی دیگر صنایع ملی ما را ورشکسته کرد . تنها یک قشر کوچک از نوکیسه های دلال منش را به نوایی رساند . با اعلام مناطق ویژه تجاری بدون این که اسمی از کار و کارگر برده شود ، کاردی را در کتف کارگران ایران فرو کردن و مجتمع های بزرگ کارگری با ده ها هزار نیروی کار را از شمول قانون کار کنار نهادند . دولت اصلاحات و اکثریت قاطع مجلس اصلاحات نیز کارگاههای زیر ده نفر را از شمول قانون کارخارج کردند و بدنه بزرگ کارگری ایران را از بازنشستگی ، خدمات درمانی و ... محروم نمودند آیا باید برای رضایت سرمایه داران و تشویق آنها به سرمایه گذاری به دوران برده داری برگردیم ؟!
به مناظره نمایندگان کارگران و کارفرمایان در مورد دستمزدهای سال 93 توجه فرمائید اطلاعات چهارشنبه 9 بهمن 92 شماره 25797
استاد راغفر : (( افزایش حامل های انرژی آسیب جدی به تولید زده است ... خام فروشی می کنیم و به اسم تولید جا می زنیم . )) حق با آقای راغفر است زیرا تنها در میعانات گازی چهار صد نوع ماده شیمیایی با ارزش وجود دارد که برای تولید هر کدام از آنها نیازمند ساخت کارخانه و استخدام نیروی کار هستیم در صورت گرایش به توسعه صنعتی ارز بدست می آوریم و اشتغال ایجاد می کنیم . در حالی که در حال حاضر نفت و گاز خام در اختیار سرمایه داری جهانی قرار می دهیم و بعد کالای تولید شده ی آنها را با نرخ نجومی بازخرید می کنیم . مانند خرید بنزین از هند . آیا این نوع مناسبات را می توان اقتصادی و خردمندانه دانست ؟!
آیا خنده دار نیست ما نزدیک به یک صد سال است نفت تولید می کنیم ، ولی بنزین مورد نیازمان را از هند که حتی یک قطره نفت تولید نمی کند خریداری کنیم !!
در این میان مشاوران ارشد اقتصادی دولت های پس از جنگ مانند کبک سر در برف فرو برده اند ، سر در مشتی تئوری های نوشته بر قرطاس انداخته اند و با تئوری های انتزاعی ، مملکت و هستی مردم را به بازی گرفته اند . به جای برنامه ریزی برای توسعه صنایع و گام برداشتن در جهت خود کفایی (درون گرایی ) حداقل در زمینه انرژی که در کشور به وفور از آن داریم . به پیشنهاد آقای نیلی بدون وجود زیر ساخت صنعتی به ( برون گرایی ) گام نهاده ایم ، از این رو توسعه و پیشرفت صنعتی را به قوانین خود به خود بازار سپرده ایم. برآیند این عمل کرد ، رشد و توسعه بانک های خصوصی و شرکت های چند ملیتی دلالی و از آن سو ورشکستگی صنایع ملی است . برای اینکه در رقابت جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم باید ابتدا با ( درون گرایی ؛ این واژه ها را از مشاور ارشد جناب آقای نیلی وام گرفته ام ) زیر ساخت های صنعتی تولید کالایی را بنا کنیم ، و بعد می توانیم سمت و سوی دیگری را انتخاب کنیم . ولی دریغ از توانایی تعمیم دانسته ها . با وجود این شرایط نا به هنجار اقتصادی در کشور ، و اعلان دولت در ادامه و تداوم مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ، نمایندگان کارگران و کارفرمایان به دعوت روزنامه اطلاعات این مناظره را تشکیل دادند . با توجه به برنامه اعتدالی ، آزاد سازی دستمزدها و قصد دولت برای از میان بردن حداقل حقوق آیا تداوم چنین مناظره هایی می تواند تاثیرگذار باشد ؟ روند حوادث پاسخ را خواهند داد
دولت پیشین با طرح کارمزد منعطف و وزیر کار جدید با برنامه آزادسازی دستمزدها ، دو شکل متفاوت را با یک درون مایه و سرشت واحد به جامعه پیشنهاد می دهند . باز هم برای زیر فشار قرار دادن کارگران و همه ی حقوق بگیران ، آزاد سازی دستمزدها معنایی جز سپردن تعیین دستمزدها به کارفرماها ندارد . زیرا تقاضای کار آنقدر زیاد است که مهندسان مکانیک ما در پروژه کار رفتگری و عمله گی را انجام می دهند . از سوی دیگر با اعلام افزایش حامل های انرژی در عمل جامعه را وارد یک دسته بندی خاص نموده اند در یک سمت کارگران بیکار گرفتار گرانی و تورم همراه با سرمایه داران کوچک صنعتی ملی ، فرو رفته در رکود ، رودر روی نئولیبرالیستهای هایکی و دولت حامی آنها ، که مجری تئوری های ورشکسته این اقتصاددانان شده است ، قرار گرفته اند . دولتی که می باید به تجربه تاریخی یکی از کشورهای مسلمان نئولیبرالیسم زده توجه کند . آقای سوهارتو وقتی با کودتای امریکایی و با کمک ارتش ، دولت قانونی و برآمده از انتخابات آزاد را واژگون کرد و بیش از یک میلیون کارگر و دانش آموخته اندونزییایی را قتل عام نمود و اجسادشان را به رودخانه ها و دریا سپرد ، مدعی حکومت مستضعفان نبود و به مردم نوید عدالت اجتماعی اسلامی را نمی داد . لذا تعجب آور نبود که در کنار سرمایه گذاری های غربی و با نبود یک حداقل حقوق و با وجود جمعیت عظیم بیکاران در کنار کارخانه های تولیدی بزرگ ، بیغوله های از کارتن و حلبی بدون آب و فاضلاب و بهداشت یک زندگی سراسر فقر و بیماری و مرگ های زود رس به وجود آمده و اینک تداوم دارد . ناکجاآباد نئولیبرالیسم این چنین دیاری است و خوابی است که با تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ، دولت سازندگی برای کارگران ایران به ارمغان آورده است . کارگران و کارفرمایان به گفتگو نشسته اند . هردو طرف از بحران صدمه دیده اند . ولی کارگران شدیدتر . با این وجود دست روی علت اصلی ، با تردید می گذارند .
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری : «خط فقر مطلق یک میلیون و پانصد هزار تومان است .» عضو هیئت مدیره کانون عالی کارفرمایان کل کشور : «حداقل دستمزد برای کارگران در سال 93 را یک میلیون و ششصد هزار تومان»اعلام نمود ود ر ادامه گفت :« دولت بار حاکمیتی خود را در صندوقی که کارگری است تحمیل کرده است ( تامین اجتماعی ) ... حقوق کارگران باید مطابق با نرخ واقعی تورم باشد ». صادقیان : «... چرا در شرایط تورم 37 درصدی ، افزایش دستمزد ها باید 18 درصد باشد ؟ »حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا : «دستمزد اصلی ترین و کلیدی ترین متغییر اقتصادی است که از سایر متغییر های اقتصادی تاثیر می پذیرد و افزایش آن مسئله را حل نمی کند . طرفدار کارگر یا کارفرما بودن یک تعارض بسیار غلطی است ، چرا که کارگر و کارفرما به این نتیجه رسیده اند که قربانی سیاست های اقتصادی دولت هستند ... اصلی ترین مشکل ، سیاست اقتصادی دولت است .... این در حالی است که در صد سال اخیر فرار مغزها را داشته ایم ، چرا که فقدان سیاست های دستمزدی و سرکوب دستمزد ها را داشته ایم » علت همه نارسایی های فعلی در ایران مناسبات اقتصادی است که دولت جدید هم ، خود را موظف به کاربردی کردن آن می داند (نئولیبرالیسم) این مناسبات در همه کشورهایی که کاربردی شده فاجعه آفریده ، در برزیل ، آرژانتین ، اندونزی ، و آخرین بحران در کشور های پیشرفته صنعتی جهان ، امریکا و اروپا که همه جهان را به شدت در رکود و تورم فرو برد. امریکا و اروپا برای پیشگیری از سقوط سرمایه داری جهانی دولت ها را موظف نمودند در مناسبات اقتصادی دخالت کنند و این برخلاف تئوری های نئولیبرالیسم به خصوص نوع هایکی آن است که با دریدگی مایلند اتحادیه های کارگری اروپا را مانند دیکتاتور شیلی سرکوب کنند . ولی در ایران 24 سال است که با سیاست های خزنده ولی غیر قابل برگشت همان راه را می روند . در امریکا و اروپا بحران را با ریاضت های اقتصادی که به زور به مردم تحمیل کردند تعدیل نمودند، ولی باز هم نتوانستند از بحران خارج شوند با این وجود و حتی با شوک های بدتر از این واقعیت ها ، این مشاوران نئولیبرالیسم وطنی را به هوشیاری نمی رساند .
به مهرنامه شماره 33 رویه 136 گفتگوی استاد محسن رنانی با استاد نیلی
آقای رنانی :« ... مخابرات در سه سال گذشته سالانه حدود 2 هزار میلیارد تومان سود خالص داشته است . استان قدس رضوی ، قرارگاه خاتم و ده ها نهاد دیگر دولتی یا عمومی را نیز هم اضافه کنید که سودهای سالانه چند هزار میلیارد تومانی دارند . میتوان فهرستی از این موسسات تهیه کرد همه از سرمایه های همین جامعه تغذیه کرده و از منابع عمومی و دولتی تکثیر شده اند . مگر بنیاد های تعاون نظامیان که حدود نیمی از سرمایه بورس کشور متعلق به شرکت های وابسته به آنهاست . سرمایه شان را از کجا آورده اند؟ چرا از مردم می خواهیم باز یک دور تورمی جدید را تحمل کنند ؟ ... چرا وقتی اقتصاد ایزان در عمیق ترین دوران رکود خود است دوباره می خواهیم برویم سراغ تکرار همان سیاست های شکست خورده قبلی...»
استاد نیلی:«دکتر رنانی شما اصلا قائل به این هستید که قیمت انرژی باید تصحیح شود؟»
آقای نیلی وظیفه دارد برای دولت در آمد زائی کند از این رو استدلال دکتر رنانی را با یک سئوال پاسخ می دهند . سئوالی که نابجاست ، زیرا برای هر تغییر اقتصادی می باید عوارض وسیع اجتماعی آن را بررسی کرد . افزایش حامل های انرژی بودجه دولت را تامین می کند ولی از سوی دیگر به شدت تورم زاست و با شرایط اقتصادی موجود ، روند رکود در صنایع را فراگیر تر می کند و توده عظیم کارگران و حقوق بگیران را با محرومیت های بیشتری درگیر می نماید . چون قدرت خریدشان باز هم سقوط می کند .
یکی از اعضای اتحادیه نیروی کار پروژه ای
ناصر آقاجری 26/11/1392
کارگران فصلی دهگلان غرق در سیل مشکلات
کارگران فصلی دهگلان همچون سایر کارگران کشورمان از نبود بیمه، امنیت شغلی و مشکلات دیگر رنج می‌برند .
روی جدول کنار خیابان با چهره‌ای پر از غم و شانه‌ای افتاده کیسه به دست، زمان را انتظار می‌کشد و به ماشین‌های گذرا نگاه می‌کند تا ماشینی بایستد و بگوید کارگر می‌خواهم و شاید کاری به او پیشنهاد شود.
وی که سیگارش را با سیگار دیگری روشن می‌کرد، به محض دیدن ماشینی به سرعت وسایلش که داخل کیسه برنج گذاشته بود، برداشت و به امید کار به طرف ماشین دوید ولی با وجود کارگر جوانی که آنجا بود امید به انتخابش را به یاس تبدیل کرد و همانجا بی‌هیچ اراده‌ای بر زمین میخکوب ماند.
اطراف میدان ورودی دهگلان همه روزه محل تجمع کارگرانی است که با هر سن و سال در این سوز و ساز زمستان منتظرند تا شاید کاری به آنان پیشنهاد شود و لقمه نانی بر سر سفره خانواده‌هایشان ببرند.
علی جواهری کارگر سالخورده که با نگاه خود تعقیبم می‌کرد، وقتی فهمید خبرنگارم جلوتر آمد و از مشکلاتش گفت تا به قول خود فرجی شود و دل مسئولان به رحم آید و فکری اساسی به حال این همه بدبختی کارگران فصلی بکنند.
می‌گوید: هیچ منبع درآمدی ندارم تا در دوران سالخوردگی به آن اکتفا کنم.
این کارگر سالخورده افزود: برای تامین معیشت خود، مشکلات مختلفی دامن‌‌‌گیرم شده‌ است و این مزایای کم جوابگوی نیاز خود و خانواده‌ام نیست.
وی که اشک در چشمانش موج می‌‌‌‌‌زد با صدای لرزان خود گفت: نزدیک به 2 هفته است که اینجا بیکار نشسته و منتظر پیشنهاد کار حتی جاروکشی هستم.
جواهری افزود: امنیت شغلی ندارد چه بسا ممکن است در طول کار حوادث پیش بینی نشده‌ای هم برایش اتفاق افتد.
این کارگر دهگلانی تصریح کرد: یکی از عمده مشکلاتش نداشتن بیمه است.
کارگری جوانتر به گلایه‌های این مرد سالخورده پیوست و بدون مقدمه وارد حرف‌های این کارگر شد و افزود: کارگر در طول ماه شاید فقط برای چند روز به کار گرفته شود که این اصلا پاسخگوی نیاز زندگی نیست.
وی که فقط 26 سال سن داشت و گویی غم زمانه شمار چروک‌های صورتش را بیشتر کرده و ظاهرش بیان‌گر وضعیت تنگدستی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش بود، ادامه داد: با این اوضاع اقتصادی مانده‌ام برای تامین معاش خانواده ام چگونه زندگی کنم چون تا جوان هستم می‌توانم کار کنم و برای دوران سالمندی‌ام منبع درآمدی ندارم.
این جوان مسئولان را به چاره‌اندیشی برای جوانان پرانرژی بیکار خواند و گفت: اگر مسئولان دغدغه‌ای برای جوانان بیکار نداشته باشند، زندگی‌شان به ناکجا آباد ختم می‌شود.
امروزه که اکثر کارمندان ادارات هم قراردادی هستند، بیکاری دور از تصور نیست اما این مسئله اهمیت خود را موسم نداشتن شغل به صورت پررنگ‌تری نشان می‌دهد.
این قشر زحمتکش هر روز صبح را به امید بردن روزی حلال به خانه می‌رسانند تا اینگونه کوله بار غمشان سبک‌تر شود.
زاهد روشنی رئیس اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی اظهار داشت: آمار کارگران این شهرستان در رده سنی 15 تا 18 سال 5 درصد است.
وی در ادامه به دیگر رده‌های سنی کارگران این شهرستان اشاره کرد و گفت: این مهم در سن 18 تا 40 سال 77 درصد و 41 تا 61 سال بین 18 تا 20 درصد است.
رئیس اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی دهگلان با بیان اینکه روز به روز بر تعداد اشتغال در رده سنی 41 تا 65 سال افزوده می‌شود، گفت: به دلیل نبود کار برای نیروهای بومی جوان و مهاجرت به دنبال آن، تنوع جمعیتی کارگران در این شهرستان افزایش پیدا می‌کند.
به گفته این مسئول، 93 درصد کارگاه‌های این شهرستان را کمتر از 10 نفر تشکیل داده و کارگاه‌های 10 تا 50 نفر 60 درصد و 50 تا 500 نفره نیز یک درصد این مهم را به خود اختصاص می‌دهند.
روشنی تصریح کرد: تعداد شکایت واصله کارگران 52 درخواست بوده که بعد از سنندج، دهگلان دومین شهر از لحاظ تعداد شکایات است.
وی همچنین افزود: از این 52 درخواست، 48 درخواست در هیئت تشخیص شهرستان رسیدگی شد، 18 مورد آن توافقی حل شده و 4 درخواست هم در حال رسیدگی است.
به گفته وی، معمولا بیشترین شکایات در این زمینه مربوط به عدم پرداخت حقوق به موقع و برقراری حق بیمه  کارگران است.
رئیس اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی دهگلان خاطرنشان کرد: از میان 234 دعوتنامه ابلاغ شده بین کارگر و کارفرما، 10 مورد در بخش سنوات بوده است.
روشنی در ادامه به تعداد بیمه‌های بیکاری این شهرستان اشاره کرد و گفت: بیمه‌های بیکاری معرفی شده به تامین اجتماعی 86 فقره بوده است.
وی با بیان اینکه بزرگترین مجتمع کارگری کارگاهی فصلی در دهگلان سد قوچم است، تصریح کرد: این سد 250 کارگر دارد که به دلیل شروع فصل سرما نیمی از آن‌ها به مدت 3 ماه تعدیل می‌شوند ولی پس از این مدت می‌توانند به کار خود ادامه دهند.
وی همچنین افزود: شرکت پیمانکار پروژه سد قوچم طی این 3 ماه که کارگران بیکار هستند نصف حقوقشان را پرداخت خواهد کرد.
منبع:فارس-29بهمن
اطلاعیه از طرف کارگران بختیاری پارس جنوبی
«اطلاعیه زیر توسط کارگران بختیاری پارس جنوبی برای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ارسال گردیده است. سندیکای کارگران فلزکارو مکانیک ضمن همنوایی با این کارگران سیاست های تحقیر آمیز علیه خلقهای ایران محکوم می کند»
بنام خدای جان و خرد
اطلاعیه از طرف کارگران بختیاری پارس جنوبی
رادیو و تلوزیون به عنوان یک رسانه ملی می باید پاسدار ارزش های ملی – تاریخی مردمی باشد که با مبارزات خونین خود به پیروزی انقلاب مشروطه ایران ، که اولین انقلاب بر علیه دیکتاتوری شاهان و آزادی برای مردم ایران بود بپردازد . در آسیا ، آفریقا و امریکای جنوبی اولین ملتی که با خون خود آزادی و مشروطیت را قانونی نمود مردم ایران بودند و نقش قوم بختیاری در این انقلاب بزرگ حیاتی و سازنده بود زیرا با تصرف اصفهان و حمله به تهران به یاری آذری ها و گیلانی ها رفتند و تهران را تصرف کردند و دیکتاتوری را ریشه کن نمودند . بختیاری ها برای آزادی ملت ایران خون فرزندانشان را نثار کردند ولی تلویزیون جمهوری اسلامی با تحقیر و توهین به آنها پاسخ می دهند . در میان همه ی اقوام به خصوص در ایران که با تکثر اقوام روبه رو هستیم چون آذر ها ، ترکمن ها ، لرها ، کرد ها ، عرب ها ، بلوچ ها و ...  در میان سران و خان های دوره ی فئودالی افرادی هم پیدا می شدند که خود را به بیگانگان می فروختند و به مردم و قوم خود صدمه می زدند ولی تلویزیون با انگشت گذاشتن بر این معدود افراد ، یک گروه بزرگ از مردم ایران را تحقیر کرده است آن هم از رسانه ای که باید در خدمت فرهنگی همه ی مردم ایران باشد . این عمل بیانگر واقعیتی تلخ است که نشان می دهد دست اندرکاران برنامه ریزی برای کار فرهنگی در این رسانه ، دانش تاریخی و جامعه شناسی کافی ندارند . از سریال های بسیار سطحی و سناریوهای فیلم هایی که مردم ایران را تحقیر می کند می توان به بی سوادی و نادانی این کارگردانان و هنرمندان پی برد . ما کارگران بختیاری شاغل در پروژه های پارس جنوبی به شدت به این اعمال وقیح و ضد مردمی اعتراض داریم و امیدواریم مسئولان مربوطه به چنین اعمال ناشایستی برای همیشه خاتمه دهند .
از طرف کارگران بختیاری پارس جنوبی-29/11/1392
اطلاعیه شماره 4 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد- آزادی وفا قادری را تبریک می‌گوییم
روز یکشنبه ٢٧ بهمن ١٣٩٢ وفا قادری فعال نام آشنای جنبش طبقه کارگر و از اعضا کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری پس از تحمل سه و ماه و نیم حبس از زندان آزاد شد و مورد استقبال گرم تعداد کثیری از کارگران و فعالین کارگری در شهر سنندج قرار گرفت.
وفا قادری کارگر کارخانه شین بافت شهر سنندج است که به جرم عضویت در کمیته هماهنگی و دفاع از ابتدائی‌ترین خواست و مطالبات کارگران دستگیر و زندانی شده بود. بدون شک ایجاد این گونه فشارها صرفا به این دلیل است که میان کارگران و دیگر اقشار تحت ستم و استثمار جامعه هراس و وحشت ایجاد نمایند و آنان را از پیگیری خواست ها و مطالبات برحقشان باز دارند. صاحبان صنایع و سرمایه و محافظان آن‌ها با تمام توانشان تلاش می‌کنند که ما کارگران تشکل درست نکنیم، آن‌ها به تشکل ها و تجمعات ما حمله می کنند، دستگیرمان می کنند تحویل دادگاه  می دهند، احکام زندان  و شلاق برایمان صادر می کنند .
کارگران و توده های رنج کشیده و محروم جامعه و فعالان این عرصه ها بارها  گفته اند و با عزم راسخشان نشان داده اند که : سرمایه داران و عوامل آنان با این گونه طرفند ها و بگیرو ببند ها ، با صدور احکام سنگین  زندان برای کارگران و فعالین کارگری قادر نخواهند بود که جنبش حق طلبانۀ طبقه ای را که برای حق و عدالت می جنگد خاموش کنند و به طاق نسیان و فراموشی بسپارند.
مبارزات جنبش طبقه کارگر با این قبیل اعمال  خاموش نمی‌شود. مبارزات این طبقه با موجودیت و بقاء این نظام گره خورده است و بدون شک  تا زمانی که آن ساختار و آن نظام باقی است این مبارزه و این فعالیت ها نیز باقی می‌ماند و ادامه خواهد یافت.
کارگران و فعالین دربند و محاکمه شده، جز دفاع از دوستان هم طبقه ای خود هیچ جرمی مرتکب نشده‌اند. آنها به دلیل تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری که بتواند در هر شرایطی نماینده و مدافع آنها باشد، بازداشت شده اند.
ما آزادی وفا قادری را صمیمانه تبریک می‌گوییم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط همه کارگران و فعالین کارگری دربند هستیم.
شکستگی تمام بدن کارگر ساختمانی پس از سقوط
به گزارش29بهمن ایسنا،مدیر حوزه 1 سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد از سقوط یک کارگر قالب‌بند حین کار در یک برج در حال ساخت در این شهر خبر داد.
مهدی رضایی در این باره گفت: پس از حضور آتش‌نشانان در محل حادثه که یک برج مسکونی در حال ساخت بود، مشاهده شد کارگری 43 ساله حین کار روی ستون سه متری بوده که همزمان با باز کردن کمربندش برای رفتن به قسمتی دیگر از ارتفاع سه متری سقوط کرده است.
مدیر حوزه 1 سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد با بیان اینکه پس از این سقوط کارگر به چاله‌ای که برای فندانسیون‌بندی حفر شده بود، سقوط کرد،گفت: آتش‌نشانان با استفاده از تجهیزات مخصوص و رعایت نکات ایمنی، وی را از عمق چاله خارج کرده و به عوامل اورژانس مستقر در محل حادثه تحویل دادند که تکنیسین‌های اورژانس پس از معاینه، شکستگی مچ و ساق هر دو دست و هر دو پا و لگن و کمر این کارگر را تائید کردند.
بیست ونهم بهمن ماه1392
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت