.
يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 30 بهمن 1392 ساعت 03:57

متن گفتگوی رادیو همراه با بابک آزاد

به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران
شماره 175  ، دی ماه  1392
توضیح: آن چه در زیر می آید متن مصاحبه رادیو همراه با رفیق بابک آزاد درمورد مذاکرات و توافقات اخیر جمهوری اسلامی با امپریالیست ها  می باشد که در تاریخ 16 دسامبر 2013 صورت گرفته است. "پیام فدایی" متن این مصاحبه را از صورت گفتار به نوشتار در آورده و با برخی تغییرات به اطلاع علاقه مندان می رساند.
در باره مذاکرات جمهوری اسلامی با امپریالیست ها در ژنو
(متن گفتگوی رادیو همراه با رفیق بابک آزاد)
رادیو همراه: دوستان و عزیزان همراه، با رفیق بابک آزاد در ارتباط مستقیم هستیم. درود ما را بپذیرید رفیق بابک.
بابک آزاد: با سلام به شما و شنوندگان عزیز، من هم به شما درود می فرستم.
رادیو همراه: ما امروز می خواهیم راجع به مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا، با شما گفتگو بکنیم. اجازه بدهید پرسش اول را با همین موضوع، یعنی مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا و دیگر قدرت های بزرگ که منجر به توافق ژنو شده، شروع کنیم. به نظر شما، چرا جمهوری اسلامی علیرغم همه هیاهوهای ضدآمریکایی که داشت و دارد، و یا این که می گفت "تحریم های دولت های غرب کاغذ پاره است"، تن به توافق نامه ژنو داده است؟
پاسخ: واقعیت این است که اعمال تحریم ها از یک طرف واقعأ یک فشار خیلی زیادی را به رژیم ایران وارد کرده. از طرف دیگه بحرانی که کل سیستم اقتصادی رژیم را گرفته، هرچند بخش زیادی از آن ناشی از وجود سیستم سرمایه داری وابسته در ایران است، اما خود این تحریم ها تا حدی کمر اقتصاد ایران را شکانده، و رژیم ناتوان از پیشبرد مقاصد و سیاست های ارتجاعی خودش، مجبور شده تن به یک چنین مانوری بدهد. البته از طرف دیگر، شورش گرسنگان و شرایط وخیمی که حاکم است بر زندگی کارگران و زحمتکشان در ایران، فاکتور دیگری است که رژیم با آگاهی از این دو فاکتور تلاش می کند که سلطه ننگین خودش را بر جامعه ایران حفظ کند. و با این شگرد "رابطه علنی با آمریکا"، می خواهد جان سالم به در ببرد از این شرایطی که ایجاد شده. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی همواره در طول حیات ننگین خود، با آمریکا و دیگر امپریالیست های جهان روابط خیلی تنگاتنگی داشته است. به عنوان مثال در جریان حمله ارتش آمریکا به افغانستان و عراق، جمهوری اسلامی یکی از نزدیک ترین نیروها (به آمریکا در این حملات) بوده، و همکاری خیلی گسترده ای با ارتش آمریکا در این رابطه داشته، و آنها حتی این مسئله را از مردم پنهان نکردند و بارها هم از طرف آمریکا و هم از طرف حاکمیت ایران، اینجا و آنجا مطرح شده است. حالا این که در طول این 34 سال حاکمیت جمهوری اسلامی، اینها همواره بر شعار مرگ بر آمریکا و شیطان بزرگ و ... می کوبیدند، خوب اینها دلایل دیگری داشته، دلایلی که برای رژیم کارکرد هم داشته است. اولأ در داخل کشور که سلاح ضد امپریالیستی را از مردم گرفتند، این شعار را از آن خودشان کردند، که این موجب شد که مدتها بخشی از مردم و حتی سازمان هایی که ادعای چپ و کمونیستی داشتند، تحت تأثیر این ادعای به اصطلاح ضدآمریکایی رژیم قرار گرفتند و خودشان را در این رابطه خلع سلاح شده دیدند. در سطح جهانی و منطقه هم رژیم توانست با این شعارهای ضدامپریالیستی و هیاهوهایی که مدتها سر میداد، عملأ در خدمت به منافع امپریالیست ها، حداکثر توان خود را به کار گرفته و عمل کند. به عنوان مثال، اگر به حوادث دهه گذشته نگاه کنیم، مخصوصأ وقتی که احمدی نژاد سر کار بود می بینیم که این دلقک وقیح چگونه شعار ضدامپریالیستی و ضداسرائیلی را مطرح می کرد و هیاهو ایجاد کرده بود، از یک طرف توانسته بود بخشی از مبارزات ضدامپریالیستی مردم دنیا و مردم منطقه را به هدر ببرد، به بیراهه ببرد. که این خود کاملأ در خدمت به منافع امپریالیست ها بود. البته این را هم باید اضافه کرد که در شرایط عدم حضور قوی نیروهای انقلابی و چپ، این وضعیت موجب شد که بخشی از مردم دنیا این شعارهای دروغین جمهوری اسلامی را باور کنند. که درنتیجه، همین سیاست ها و لولو سر خرمن کردن جمهوری اسلامی از طرف آمریکا، آنها توانستند میلیاردها دلار سلاح های بنجل خود را به کشورهای عربی و بخشی از کشورهای حوزه خلیج فارس بفروشند. خوب، هر شعاری، هر سیاستی، هر دلقک بازی از طرف این رژیم، یک زمانی به هر حال می بینند که به سرانجام خودش رسیده و بنابر این آنها باید به شیوه دیگری و به روش های دیگری عمل کنند و منافع خودشان را به پیش ببرند. از جمله با این قرارداد ژنو و مطرح کردن این که "با رابطه علنی با آمریکا تمام مشکلات ما حل می شود" و از طرف دیگر همه مشکلات را به گردن تحریم ها انداختن، و یک چنین شرایطی را ایجاد کردن، این هم از سیاست هایی است که رژیم دارد استفاده می کند و تلاش می کند که هم موجودیت خود را حفظ کند، و هم این که همه بدبختی ها و گرانی و همه مصیبت هایی را که در این سال ها بر مردم ایران وارد شده و رنج و بدبختی هایی را که مردم می کشند را صرفا ناشی از تحریم ها بداند. یعنی به شکلی می خواهد همه این شرایط را به گردن امپریالیست ها بیاندازد و وانمود کند که رژیم در این رابطه هیچ تقصیری ندارد و تقصیر تحریم ها است. درصورتی که ما می دانیم که سیستم ظالمانه سرمایه داری وابسته در ایران، و شرکت ها و افرادی که در این سیستم پول اندوزی می کنند چطور با رانت خواریها  و روابطی که با رژیم دارند، به چپاول مردم، کارگران و زحمتکشان ادامه دادند و چطور جیب های خودشان را سرشار از میلیاردها دلار پول کردند. و تمام بدبختی هایی که در این جامعه هست، ناشی از خود جمهوری اسلامی و این سیستم اقتصادی وابسته به امپریالیسم است. و قطعأ این تحریم ها باعث شده بود که این شرایط شدت پیدا کند. من فکر نمی کنم که این تحریم ها، این قرارداد ژنو، و پیشبرد این مذاکرات، شرایط را در درون جامعه ایران به شکل خیلی آشکار و عمیقی عوض کند. بهترین حالتش این است که یک سری از تحریم های بانکی و تحریم فروش نفت برداشته می شود. اما واقعیت این است که با توجه به حضور باند های مافیایی و سیستم سرمایه داری وابسته و انگلی و صنایعی که کاملأ وابستگی به شرکت های امپریالیستی دارند، و عملأ از طرف دیگر نابود شدن کامل سیستم اقتصادی ای که می توانست بدون وابستگی سرپا بماند، و با توجه به وابسته کردن تمام کارخانه ها به بنگاه های امپریالیستی، برداشتن این تحریم ها نمی تواند تأثیر خیلی مستقیم و سریع به نفع مردم محروم روی اقتصاد ایران بگذارد.
رادیو همراه:  از طرف دیگر، توافقات ژنو یک بار دیگر سرسپردگی رژیم جمهوری اسلامی را که خودش را به دروغ به عنوان یک رژیم مستقل و یا رژیم ضدآمریکایی جلوه می داد را بیشتر نشان داد. و ازطرفی نشان داد که چگونه این رژیم در برابر آمریکا کرنش می کند. با این حساب، پس چرا غرب به سرکردگی آمریکا، اقدام به تحریم جمهوری اسلامی کرد؟ هدف این تحریم ها به نظر شما چه بود و به ضرر چه کسانی در ایران تمام شد؟
پاسخ: به نظر من بیشترین سود از این تحریم ها را خود این کشورهای امپریالیستی و مشخصأ آمریکا بردند. ضررش هم قطعأ به مردم در ایران وارد شد، گرانی، کمبود دارو، تعطیل شدن کارخانه ها و بیکار شدن کارگرها و هزاران مشکلات دیگر. واقعیت این است که  این تحریم ها بیشتر در این جهت بود که اینها (امپریالیست ها) بتوانند منافع بیشتری را از ایران تصاحب کنند. بتوانند بیشتر در استثمار طبقه کارگر و چپاول منابع دخالت داشته باشند و بتوانند شرایطی را ایجاد کنند که این استثمار طبقه کارگر را هر چه شدیدتر انجام دهند. هرچند که در این رابطه، همواره اینها روابط هم داشته اند و هیچوقت رابطه آنها با امپریالیست ها قطع نشده. اما این تحریم ها موجب شد که فشار بیشتری به اقتصاد آورده شود و بخش بیشتری از کارخانه ها به تعطیلی کشانده شد. و حالا که رژیم به پای میز مذاکره آمده، امپریالیست ها امتیازات بیشتری را می گیرند. دلیلش هم همین است.
رادیو همراه: جالب است که امروز روزنامه ابرار در تهران عکس بزرگی از روحانی و اوباما را که گوشی تلفن دستشان است، انداخته و می گوید پیگیری موضوع نیلسون در تماس تلفنی اوباما و روحانی.... یعنی علنأ دارند مردم را به این موضوع عادت می دهند. همانطور که عادت دادند به ضدآمریکایی بودن (کاذب)، حالا ورق برگشته و همانطور که شما به خوبی اعلام کردید جمهوری اسلامی از روز اول این وابستگی را داشت. با ترفندهایی خودش را ضدآمریکایی نشان می داد. اما ما می بینیم که حالا ورق برگشته و مردم را دارند به این طرف سوق می دهند. رفیق بابک اجازه بدهید پرسش بعدی را با وام گرفتن از سرمقاله پیام فدایی شماره 173 که با این پرسش آغاز شده که "آیا رابطه علنی با آمریکا، مشکلات جمهوری اسلامی را برطرف می سازد؟" مطرح کنم. آیا بین رابطه با آمریکا و بهبود وضعیت معیشت مردم رابطه منطقی، به نظر شما وجود دارد؟
پاسخ: واقعیت این است که تحریم ها شرایط اقتصادی و شرایط حاکم بر جامعه ایران را خیلی بدتر از سابق کرد. این یک واقعیت است و نمی توان آنرا  انکار کرد. اما اگر ما برگردیم به شرایطی که قبل از تحریم ها بود، به عنوان مثال قبل از دوره احمدی نژاد، دوره ای که رفسنجانی و خاتمی سر کار بودند، اگر مشخصأ برگردیم به دوره ای که رفسنجانی سرکار بود و از او به عنوان سردار سازندگی اسم برده می شد، تحریم ها آنچنان که امروز هست وجود نداشت. و شرکت ها و بنگاه های امپریالیستی خیلی راحتتر در ایران سرمایه گذاری می کردند. حتی میلیاردها دلار وام به ایران داده شده بود و رابطه ایران با کشورهای امپریالیستی خیلی رابطه نزدیکی بود. اما واقعیت این است که اگر به زندگی و شرایط توده ها در آن سالها نگاه کنیم، می بینیم که وضعیت آنها بهتر از حالا نبود. ما می بینیم که همواره کارگران و زحمتکشان ایران در فقر و فلاکت و بی خانمانی و اعتیاد و بیکاری به سر می بردند. این شرایط آن دوره بود. مشخصأ اگر بخواهیم مثال بزنیم، شورش مردم در اسلام شهر، مشهد، اراک، افسریه تهران و قزوین را داشتیم (که انعکاس نفرت و اعتراض گرسنگان به شرایط جهنمی آن دوره بود.) نتیجتأ، تا زمانی که این شرایط، این سیستم سرمایه داری وابسته، این شرایط نابرابر، شرایطی که همواره راه باز است برای چپاول های سرمایه داران تازه به دوران رسیده، جمهوری اسلامی، سران سپاه، و آخوندهای میلیاردر شده، و جنایتکارانی که 34 سال است که مشغول چپاول کشور هستند، تا زمانی که این سیستم هست و این شرایط برقرار است، برداشتن تحریم ها تنها می تواند راه را برای اینها بیشتر باز کند که اینها چپاول را تشدید کرده و به سرمایه های خود بیافزایند. ولی من تصور نمی کنم که وضعیت مردم بهتر از شرایطی که حالا هست بشود. زیرا که این رژیم فقط و فقط به فکر پرکردن جیب خودش است و اساسأ هیچ اهمیتی برای زندگی و شرایط زیست مردم ایران قائل نیست. به هر حال، من فکر نمی کنم که (برداشتن تحریم ها) تأثیر خیلی مشخص و سریع در شرایط مردم به وجود بیاورد. در عین حال، من فکر نمی کنم که برداشتن تحریم ها بتواند مسائل رژیم جمهوری اسلامی را هم حل کند. این رژیم اساسأ رژیمی است که با بحران زاده شده و زندگی اش با بحران ادامه  یافته ، و از آنجا که از پاسخ دادن به ابتدایی ترین مسائل توده های مردم در ایران ناتوان است، نمی تواند از شرایطی که در آینده قطعی برایش پیش می آید، خلاصی یابد. و آن قطعأ قیام های توده ای و تعرضی است که از جانب گرسنگان، نسبت به این رژیم خواهد شد.
رادیو همراه: اگر نگاهی به وضعیت بازار دلار بیاندازیم، می بینیم که در نوسان است، بالا و پائین می رود. ولی مسئله دلار، مسئله کارگران و زحمتکشان نیست. آیا نان یا ارزاق عمومی ارزان شده؟ یا این توافقات تأثیری بر آنها گذاشته؟ نه، این اتفاق نیافتاده! اما در بودجه سال 93 روحانی، ما می بینیم که 30 درصد نسبت به بودجه سال قبل برای ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی بیشتر شده. یعنی روحانی این بودجه را نسبت به سال قبل، 30 درصد بالا برده است. و این نشان می دهد که او دارد برنامه ریزی می کند برای همان شورش ها، همان اتفاقاتی که از وقوع آنها می ترسد، خودش را تجهیز می کند که آن اتفاق نیافتد. برگردیم به مسئله ژنو مجددأ. ما یادمان است که بنیانگذار رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی، یعنی خمینی گفته بود که مادامی که رابطه گرگ و میش باشد، ارتباط با آمریکا صلاح نیست. حالا چی شده که خامنه ای و روحانی برای ارتباط با آمریکا و حل مشکلاتشان با آن کشور، اینقدر عجله می کنند؟ به نظر شما، آیا ماهیت آمریکا تغییر کرده؟ یا اینها تغییر کردند؟ و از طرف دیگر، با توجه با سیاست های دولت روحانی، آیا ما می توانیم ادعا کنیم که احمدی نژاد پیرو راستین خمینی بوده و رهبریت او، و روحانی برخلاف احمدی نژاد عمل می کند؟ کدام می تواند درست باشد، رفیق بابک؟
پاسخ: واقعیت این است که امپریالیست ها هیچگاه موضع خود را، که همانا کسب سود هرچه بیشتر از استثمار کشورهای تحت سلطه است، عوض نمی کنند. اما ممکن است که سیاست های مختلفی را در این رابطه به کار بگیرند. یک موضوع اساسی که خیلی مهم است که به آن توجه کنیم، این است که نیرنگ و فریب این جنایتکارها، این آخوندها، این سران رژیم، انتها ندارد. یعنی اینها  قبل از به قدرت رسیدن، از همان سال های 56 و 57 که اسم خمینی را مطرح کردند و رسانه های امپریالیستی نیز او را در بوق و کرنا کردند، از همان موقع با فریب و نیرنگ سیاست های خود را پیش بردند. خمینی که در پاریس شعارهای آنچنانی می داد، حجاب اجباری را قبول نداشت، فعالیت کمونیست ها را آزاد می دانست، آب و برق و ... غیره را می گفت که می خواهد مجانی کند، و به هر حال با این شعارها آمد ایران و رفت بهشت زهرا و آن حرف ها را زد که "ما آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را مجانی می کنیم، معنویت شما را ..." و غیره. ولی وقتی که اینها به قدرت رسیدند، کار دیگری کردند. یعنی، ما نباید هیچگاه فریب نیرنگ های این جنایتکاران را بخوریم. اینها هر زمانی که به نفعشان است، هر زمانی که منافعشان به خطر می افتد، و هر زمانی که شرایط را طوری می بینند که احساس می کنند برای نجات خود باید رنگ عوض کنند، رنگ عوض می کنند. به عنوان مثال در زمان احمدی نژاد، هم به نفع جمهوری اسلامی بود و هم به نفع امپریالیست ها بود که آن یاوه ها گفته شود از زبان آن دلقک. و حالا ما می بینیم که اشخاص دیگری را جلوی صحنه فرستاده اند، مثل "ظریف" جنایتکار و سرسپرده، و یا روحانی جنایتکار، که با لبخند و با چهره دیگری دارند این نیرنگ ها و فریب کاری های خودشان را پیش می برند. به هر صورت، من فکر می کنم که این نمایش ها جزء ذاتی حیات این رژیم جنایتکار است. و این رژیم از همان ابتدای به قدرت رسیدنش، با همین نیرنگ ها و ترفندها به حاکمیت ننگین خودش ادامه داده، کارگران و زحمتکشان را سرکوب کرده و ابتدایی ترین حقوق آنها را سلب کرده، تمام کمونیست ها و نیروهای انقلابی را سرکوب کرده، یک فضای دیکتاتوری بسته و یک خفقان وحشتاکی را بر جامعه حاکم کرده.  و طبیعی است که امروز برای حفظ حاکمیت خودش، روحانی را جلوی صحنه می فرستد، و یک روز خاتمی را جلوی صحنه می فرستد، و یک روز شرایط اقتضاء می کند که احمدی نژاد آن سیاست ها را به شکل دیگری به جلو ببرد. به هر صورت، من فکر می کنم که اینها همه جزء ذاتی این رژیم است، و اینها همه مهره های این رژیم با ظواهر مختلف هستند. ولی در کل در خدمت یک سیاست هستند، که همان ادامه سلطه این رژیم است. من فکر نمی کنم چیزی در این رابطه عوض شده. یعنی همه در خدمت همان ادامه سلطه رژیم و سرکوب طبقه کارگر و زحمتکشان، و پیشبرد سیاست های یک طبقه استثمارگر و جنایتکار هستند که الان این حاکمیت را در چنگ خودشان گرفته اند.
رادیو همراه: دوستان همراه، با رفیق بابک آزاد از فعالین چریک های فدایی خلق گفتگو می کنیم در رابطه با توافقات ژنو و رابطه به اصطلاح علنی جمهوری اسلامی با آمریکا. در همین رابطه تماس تلفنی ای داشتم که می گفتند که در پی این توافق، چه سرنوشتی برای اپوزیسیون در نظر گرفته خواهد شد؟ وقتی که اینقدر نزدیک بشوند، مطمئنأ فشار به اپوزیسیون ایران بیشتر می شود، و به ویژه مسئله مجاهدین که در این یکی دو سال بیشتر روی سایت ها بوده، بیشتر روی خبرها بوده. به نظر شما چه اتفاقی می افتد؟ این سوال یک شنونده بود.
پاسخ: ما باید تفکیک قائل بشویم بین نیروهای درون اپوزیسیون. نیروهایی که سال ها در پی به دست آوردن حمایت امپریالیستها حرکت کردند. مثل مجاهدین، نیروهایی مثل حزب دمکرات، کومه له زحمتکشان، و نیروهای دیگری که سرنوشت خودشان را تطبیق داده اند با حمایت امپریالیست ها، سرنوشت خودشان را گره زده اند به سرنوشت دولتهای امپریالیستی و خواهان کمک از آنها شده اند، و حتی خواهان تحریم ها و حضور و حمله نظامی شدند، به نظر من با توجه به شرایطی که الان ایجاد شده، این نوع گروه ها شاید وضعیت چندان مناسبی نداشته باشند. زیرا که رژیم توانسته حمایت رسمی امپریالیست ها را کاملأ به دست بیاورد و یک تضمینی از امپریالیست ها گرفته برای حفظ و بقای خودش. و در این رابطه هرچیزی را هم که امپریالیست ها خواسته اند، رژیم قبول کرده است. سالها مسئله بر سر این بوده که حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی در پی توافق با امپریالیست ها بوده که آنها تضمین کنند که خواهان تغییر رژیم نیستند و ادامه حاکمیت رژیم را تضمین کنند. ظاهرأ توافقات ژنو و مسائلی که پشت پرده مطرح شده فقط آن چیزهایی نیست که در مفاد قرارداد به صورت علنی و رسمی آمده، قطعأ یکی هم این است. اگر نگاه کنیم به شرایطی که مخصوصأ در ارتباط با مجاهدین پیش آمده، و آن حمله ددمنشانه ای که کردند و 52 نفر از اعضای مجاهدین به شکلی وحشیانه کشته شدند، و به گروگان گرفته شدن 7 نفر از نیروهای مجاهدین توسط دولت عراق، این رویدادها نشان می دهد که تمام این اتفاقات بدون حمایت و آگاهی امپریالیسم آمریکا نبوده. و قطعأ نزدیکی آنها با جمهوری اسلامی، و این که می خواهند جمهوری اسلامی باقی بماند و خواهان تغییر رژیم در ایران نیستند، این مسائل نشان می دهد که آن بخش از نیروهای اپوزیسیون (که با امپریالیست ها همکاری کردند) در وضعیت خوبی به سر نمی برند. ولی برگردیم به بقیه اپوزیسیون، کسانی که اساسأ تمام سرمایه اشان را روی حمایت امپریالیست ها نگذاشته اند، و چشم آنها به طبقه کارگر و مردم و نیروی انقلابی توده ها بوده. به نظر من، در آن اپوزیسیون هیچ نوع تغییر و تحولی ایجاد نشده. هدف و نوع فعالیت آن اپوزیسیون، قطعأ به همان شکلی است که قبلأ بوده. و حقانیت حرف هایی که زده، بیشتر ثابت شده. و آن این است که (از جمله خود ما چریک های فدایی خلق) خواهان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و قطع سلطه امپریالیست ها از کشورمان هستیم. و اساسأ سلطه امپریالیسم ادامه همان حفظ و تداوم سیستم انگلی سرمایه داری وابسته است که بیشترین ضربه و فشارهای ناشی از آن به زحمتکشان وارد شده. قطعأ، این اپوزیسیون باید به مبارزات خود ادامه بدهد، مبارزه ای که هدف آن همانا (بالابردن) آگاهی، تشکل و سازماندهی اعتراضات و قیام های توده ای است که حاصل پیشرفت مبارزات مردم خواهد بود. نتیجتأ، برای تکمیل حرف خودم، ما چریک های فدایی خلق با هرگونه دخالت و سلطه امپریالیست ها و هرگونه دخالت نظامی و تحریم ها، و دخالت در کل، مخالف هستیم و فقط و فقط به نیروی تاریخ ساز  طبقه کارگر و زحمتکشان برای رسیدن به آزادی معتقدیم. و این رژیم جنایتکار باید به دست نیروی انقلابی مردم سرنگون بشود، و هر دخالت امپریالیستی فقط در جهت ضربه زدن به این مبارزات خواهد بود.
رادیو همراه: من نظر دوستان را جلب می کنم به "پیام فدایی" شماره 173 که آبان ماه امسال چاپ شده. در آنجا مقاله ای هست به نام "ملاحظاتی در مورد کمپین رسوای مجاهدین" که مربوط به پیام فدایی شماره 171 است که در آنجا یک گزارش چاپ شده بود. و دوستانی که مایلند در رابطه با مجاهدین بشنوند و بخوانند، می توانند به سایت "سیاهکل دات کام" بروند و آنجا در سمت راست سایت می توانند این مقاله را ببینند. و یا می توانند به پیام فدایی شماره 173 یا شماره 171 مراجعه کنند. رفیق بابک، خیلی جالب است که این هاشمی رفسنجانی سر به زنگاه پیدایش می شود، و به نقل از روزنامه شرق که گفته است که "اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی در رابطه با رابطه با آمریکا و حذف شعار مرگ بر آمریکا، از نگاه امام خمینی". آنجا، ایشان باز کتاب خاطرات خودش را باز می کند و  می گوید که در اول اردیبهشت و یا 20 فروردین 1362 از خمینی خواسته بود، و ایشان هم از طریق احمدآقا به رادیو تلویزیون اعلام کرده بود که شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را بردارند. و به این صورت هاشمی رفسنجانی دارد به صورت نرم و آگاهانه مردم را به اینجا می رساند که حتی امام بنیانگذارشان هم در پی این مسئله بوده،   که اجل به او فرصت نداد، وگرنه ایشان هم می خواست که این زهر را سر بکشد. برمی گردیم به این شعارها، به همین شعارهایی که سالها، مرگ بر آمریکا، شیطان بزرگ، عواملی بود که 3 دهه روی روابط ایران و آمریکا بسیار تأثیر گذاشته بود. و      این دشمی و خصومت صرفأ به فریاد و استفاده از حنجره هم خلاصه نمی شد. ما شاهد این بودیم که پرچم هایشان را آتش می زدند، روی آنها راه می رفتند، عکس های رؤسای جمهورشان را، به روشهای دیگری مسخره می کردند. چه اتفاقی افتاده که حالا برعکس دارند عمل می کنند؟ مکالمه رئیس جمهور رژیم با اوباما علنی میشود. این شائبه ایجاد می شود که شاید شکل سابق رابطه (یعنی همان خصومت) به سمت پایان می رود و شکل جدیدی از کار به وجود میاد. شما آینده این رابطه را چگونه می بینید رفیق بابک؟
پاسخ: من باز هم تأکید می کنم این رابطه جمهوری اسلامی و آمریکا همواره وجود داشته است، از همان ابتدای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی. اما هم به نفع جمهوری اسلامی و هم به نفع امپریالیسم آمریکا بوده که یک چنین رژیمی را در ایران به قدرت برساند که شعار مرگ بر آمریکا بدهد. اگر ما برگردیم به همان حوادث و اتفاقات و سیر  جریانات در آن سالها، می بینیم که در ایران یک جو شدیدأ ضدامپریالیستی وجود داشت که نتیجه دخالت های امپریالیسم آمریکا در ایران، و (به عنوان مثال) سرنگون کردن حکومت ملی دکتر مصدق بود، و به هر حال کل سیاست هایی که آمریکا در ایران پیش برده بود منجر به چنین رشد جو ضدامپریالیستی در ایران شده بود. نتیجتأ رژیمی که در ایران سر کار می آمد، نمی توانست یک رژیمی باشد که رابطه علنی با آمریکا داشته باشد. اساسأ شرایط جامعه آن اجازه را نمی داد. مردم در جریان آن مبارزه ای که می کردند، وقتی که می گفتند بعد از شاه نوبت آمریکاست، این واقعأ شعاری بود که مردم عمیقأ به آن اعتقاد داشتند. و امپریالیست ها در گوادالوپ که دور هم نشستند (از جمله آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان) و در آنجا گزینه خمینی را انتخاب کردند برای مردم ایران، و آشی را که متأسفانه برای ما پختند، در آنجا مشخص بود که این گزینه چه سیاست هایی را قرار بود بر اساس دکترین آمریکا که برای آینده جهان تنظیم کرده بود، به پیش ببرد. یکی این بود که قرار بود که یک کمربند سبز دور شوروی کشیده شود. که شروع این کمربند سبز، حاکمیتی بود که در ایران به قدرت رساندند، یعنی همین حاکمیت خمینی. بعد، نامه ای بود که خمینی به رئیس جمهور آمریکا نوشته بود و قولی بود که به آنها داده بود که ما (جمهوری اسلامی) فروش نفت را هیچگاه متوقف نخواهیم کرد و به ارتش و سیستم اقتصادی دست نمی زنیم و آن را همانطور حفظ می کنیم، و کمونیست ها را نیز سرکوب می کنیم. و حقا که دقیقأ همه این کارها را پیش بردند. یک چنین سیاستی، بدون این که آن رژیم شعار ضدامپریالیستی بدهد و ظاهر ضدامپریالیستی به خود بگیرد، نمی توانست به پیش برود. یعنی اگر ما واقعیت ها و حوادث آن زمان را مرور کنیم، می بینیم که این رژیم توانست با آن سیاست (گرفتن ظاهر ضدامپریالیستی) به حاکمیت برسد، توانست جنبش توده ای و مبارزات انقلابی مردم را سرکوب کند، توانست انقلابی را متوقف کند که می رفت که سلطه سرمایه داری و سلطه امپریالیست ها بر ایران را نابود کند. اگر آن شعارهای ضدامپریالیستی، شعارهای ضدآمریکایی رژیم نبود، اگر گرفتن سفارت و آن نمایش ها نبود، عملأ رژیم نمی توانست این سیاست را پیش ببرد. این رژیم جنایتکار، از تمام شرایط و امکاناتی که می توانست استفاده کند در به خدمت گرفتن آنها برای تثبیت حاکمیت خودش، استفاده کرد. از لیبرال ها، نهضت آزادی، و جبهه ملی استفاده کرد، از سران خائن حزب توده و اکثریت استفاده کرد. از سران جبهه ملی استفاده کرد. آنها را آورد، اما وقتی دید که پایه های قدرت خودش قوی شده، یکی یکی آنها را کنار گذاشت. به عنوان مثال دیدیم که قطب زاده را که نقش کلیدی در مذاکرات خمینی با امپریالیستها داشت ، چطور سرش را زیر آب کردند. درکنار مبارزات ضد امپریالیستی (ظاهری)، مطرح کردن اسلام و ایجاد جو اسلامی و تأثیری که اینها روی کشورهای اسلامی منطقه گذاشتند، در تقویت جنبش های اسلامی و سرکوب جنبش های چپ و انقلابی، تمام اینها در آن دوره برای حفظ سلطه امپریالیست ها لازم بود. ما الان می بینیم که همانطور که جمهوری اسلامی با اسلام سیاسی خودش وارد صحنه شد، در همان زمان ما می بینیم که به طور همزمان چه کمک هایی از جانب آمریکا به گروه های مجاهدین در افغانستان و گروه های اسلامی در پاکستان و گروه های اسلامی در شمال آفریقا داده می شود. و چگونه اینها را علم کردند در مقابل کمونیستها. و الان صحنه مبارزات این کشورها و مناطق را نگاه می کنیم، می بینیم که عملأ امپریالیست ها در اجرای سیاست های خودشان تا حدی موفق شده اند، حضور نیروهای چپ خیلی تضعیف شده و عملأ آنچنان دخالتی در معادلات سیاسی در این کشورها ندارند. اما به نظر من، این سیاست اسلامی و به اصطلاح ضدامپریالیستی ضدآمریکایی، کارکرد خودش را از دست داده است. الان با توجه به اتفاقاتی که افتاده، این شعارها دیگر برای آنها دیگر کار نمی کنند. "رابطه علنی" دارد برای آنها کار می کند. مصائب و مشکلات و گرفتاری هایی که برای جامعه ما ایجاد کرده اند، و بلاهایی که سر این جامعه آوردند، سالها به این عنوان که در اثر آمریکا ستیزی و تحریم ها بوده، حالا که مطرح می کنند که با آمریکا رابطه می گیریم، تصور می کنند که مردم فکر خواهند کرد که همه مشکلات حل خواهد شد. در صورتی که اینطور نیست، و همانطور که گفتم حیله آخوندها انتها ندارد. نمی دانم این داستان را شنیده اید یا نه که می گویند، زمان مشروطه، آن زمان ها بوده که یک شرکت بلژیکی قند وارد ایران می کرده. آخوندها از آن شرکت طلب پول (رشوه) می کنند، اما شرکت بلژیکی پول به آخوندها نمی دهد. و یک آخوند، مجتهدی می رود بالای منبر و به مردم می گوید که این قندهای بلژیکی با استخوان مرده درست شده. و مردم دیگر از آن قند نمی خورند. و وقتی که بالاخره شرکت بلژیکی حق حساب آخوندها را داد، آخونده به آنها می گوید نگران نباشید! آخوند بی شرف دوباره می رود بالای منبر به مردم می گوید که ای امت، این قند که حرام بود، حالا اگر بزنید تو چای و بخورید حلال می شود (آن را در چای غسل داده اید). درست است که این یک مثل و چیزی است که مردم عوام به کار می برند، اما کاملأ با واقعیت (ماهیت آخوندها و سران و عمال جمهوری اسلامی) و نیرنگ و فریبی که رژیم در 34 سال حاکمیت خود به کار برده، تطابق کامل دارد. و این بی شرف ها (رژیم جمهوری اسلامی) از هر حیله و کلک و هر استنادی، از هر آیه و حدیثی استفاده می کنند که بساط دار و شکنجه و جنایت خودشان را حفظ کنند و به این حاکمیت واقعأ سراپا ننگین و جنایتکارانه خودشان ادامه بدهند.
رادیو همراه: خیلی ممنون رفیق بابک. به پایان گفتگو نزدیک شدیم و از این که اجازه دادید با شما همراه باشیم، و وقت خودتان را در اختیار ما گذاشتید، تشکر می کنیم. اگر صحبت پایانی دارید، ما به گوش هستیم، بفرمائید.
پاسخ: من هم تشکر می کنم از این فرصتی که به من دادید. و امیدوارم که ما شاهد روزهای بهتری باشیم، از زاویه مبارزات انقلابی مردم در ایران. و هر روز نزدیکتر بشویم به سرنگونی این رژیم جنایتکار ، و مردم بتوانند در شرایط آزادی که ایجاد می شود نفسی بکشند، بتوانند به یک زندگی شرافتمندانه و آبرومندانه ای در آن کشور ادامه بدهند. به هر حال، حرف پایانی من این است که ما چریک های فدایی خلق ایران همواره اعلام کرده ایم که ما با هر گونه دخالت امپریالیست ها، چه نظامی و چه غیرنظامی، در امور داخلی کشورمان مخالفیم. و درست به همین دلیل، مخالف تحریم ها هستیم که فشارهای زندگی بر مردم ما را چندین برابر می کنند. و همواره گفته ایم که فقط باید به نیروی طبقه کارگر و زحمتکشان کشورمان ایمان داشته باشیم. و آنها هستند که در آینده ای نه چندان دور، بساط ننگین این رژیم جنایتکار را به زباله دان تاریخ خواهند انداخت. و دخیل بستن به امپریالیست ها چیزی جز سرشکستگی و ننگ و بدنامی نداشته و نخواهد داشت. با ایمان به پیروزی طبقه کارگر و زحمتکشان، و سرنگونی جمهوری اسلامی. زنده باد آزادی، زنده باد انقلاب. 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت