.
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸.
امروز:
Dec 13 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 24 بهمن 1392 ساعت 03:24

گزارشات کارگری۲۳بهمن

اخباروگزارشات کارگری23بهمن1392
http://etehadbinalmelali.com/blog/
-ادامه وتشدید سرکوب کارگران معترض دردولت یازدهم وهمدستی خانه کارگربا لاپوشانی!
- بیانیه کانون نویسندگان ایران :آن که باید پوست بیاندازد، حاکمیت است!
- کسی پاسخگوی مشکلات کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان نیست!
عدم پرداخت قریب 3سال حقوق ومطالبات کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان!
- کارگران برق منطقه‌ای خوزستان عیدی کارمندی می‌گیرند
- خبرهای کوتاه:
*عدم پرداخت 6ماه حقوق کارگران شهرداری بهبان
*عدم پرداخت 6تا13ماه حقوق کارگران شهرداری یاسوج
- گزارش بانک مرکزی از قیمت موادغذایی- درصد افزایش قیمت موادخوراکی طی یکسال گذشته
- گزارش شهرداری از آتش‌سوزی در ساختمان ۱۱۷ خیابان جمهوری
- مرگ کارگرفومنی به علت سقوط حین برف‌روبی
ادامه وتشدید سرکوب کارگران معترض دردولت یازدهم وهمدستی خانه کارگربا لاپوشانی!
دبیر اجرایی‌خانه کارگر تبریز درشرایطی مدعی عدم تطابق ،حمله به تجمع اعتراضی کارگران کارخانه تبریز کف درروز17بهمن، باروش کاردولت یازدهم است که14بهمن،غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه با تهدید کارگران معترض به خبرنگارایلنا گفت: اگر افرادی به اسم اعتراضات صنفی اقدامی برخلاف نظم عمومی و امنیت ملی انجام بدهند با آن‌ها برخورد می‌شود.
اخباروگزارشات کارگری: عملکرد دولت یازدهم دررابطه با اعتراضات کارگری و کارگران معترض طی 3هفته گذشته،نشان دهنده ادامه وتشدیدسرکوب کارگران است.
دولت یازدهم به تجمعات اعتراضی کارگران برای احقاق مطالبات برحقشان یورش می آورد،دست به دستگیری ،بازداشت ،محاکمه واخراج ازکارکارگران معترض می زند خانه کارگر برای پاک کردن این ننگ ادعا می کند برخوردقهرآمیز با کارگران کارخانه تبریز کف باروش کاردولت یازدهم تطابق ندارد؟!
نگاهی اجمالی به اقدامات سرکوبگرانه دولت یازدهم طی 3هفته گذشته:
1بهمن: بیش از 150 کارگر پتروشیمی فجر در اعتراض به تصمیم پیمانکار مبنی بر جلوگیری از ورود یکی از نمایندگان صنفی کارگران به کارخانه دست از کار کشیدند.
یکی از کارگران پتروشیمی فجر با اعلام این خبر،گفت: کارگران واحد تعمیرات و نگهداری پتروشیمی فجر صبح امروز (سه شنبه 1 بهمن ماه) در اعتراض به تصمیم شرکت پیمانکاری «رامپکو» مبنی بر جلوگیری از ورود «عباس رضایی» به کارخانه دست از کار کشیدند.
1بهمن: حمله پلیس گاردویژه به کارگران اعتصابی شرکت کیسون
روز سه شنبه 1-11-92 كارگران شرکت کیسون در اعتصاب به سر ميبردند كه  پليس در محل حاضر ميشود و با تهديد از كارگران  ميخواهد  كه به اعتصاب خود پايان دهند. كارگران  به پليس اعلام ميكنند  .تادستمزد خود را دريافت ننمايند به اعتصاب خود ادامه ميدهند. ساعتي پس از آن محوطه تجمع كارگران توسط پليس گارد ويژه به محاصره در ميايد وشروع به دستگيري كارگران اعتصابي مي کنند. كارگران نيز در دفاع از خود با  گارد ويژه درگير ميشوند . اين در گيري تا شب  همچنان ادامه مييابد .  در پايان روزكارگران متوجه ميشوند كه در حدود 100 نفر از  همكارانشان دستگير شده اند كارگران نيز تصميم  ميگيرند كه مقابل مجلس تجمع اعتراض  خود را همچنان ادامه دهند.
2بهمن:6کارگر پلی اکریل اصفهان که توسط پلیس امنیت شهرستان مبارکه احضار شده بودند، پس از مراجعه به این نهاد نظارتی به دادستانی منتقل شدند.(3نفرازاین کارگران3بهمن و3نفردیگر19بهمن با قراروثیقه آزادشدند)
4بهمن:5کارگربیکارشده کارخانه سیمان لوشان بازداشت شدند.
6بهمن: حکم اخراج بهرام حسنی‌نژاد نماینده کارگران معدن چادرملو در تاریخ ۶ بهمن ماه از سوی هیات تشخیص اداره کار شهرستان اردکان تایید شد.
9بهمن: بیش از20کارگر معدن چادرملو پس از مراجعه به پلیس امنیت شهرستان مبارکه بازداشت شدند.
13بهمن:8کارگردیگر معدن چادرملوطی 3روزگذشته بازداشت شند.(27کارگربازداشتی معدن چادرملوروز14بهمن وآخرین کارگربازداشتی روز16بهمن آزادشدند.)
14بهمن: سه عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ،یوسف آبخرابات ،واحد سیده و محمد مولانایی پس از مراجعه به اجرای احکام  دادگاه شهرستان مهاباد بازداشت و روانه ی زندان مرکزی این شهرستان شدند.
14بهمن: روز دوشنبه 14 بهمن خانم شهناز سگوند(همسرعلی نجاتی عضوهیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه) به شعبه 13 دادگاه تجدید نظر اهوازاحضارشد.
17بهمن: انتقال افشین ندیمی و مهرداد صبوری به دادگاه کامیاران
افشین ندیمی و مهرداد صبوری از فعالین کارگری و از اعضا کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، به دادگاه انقلاب شهرستان کامیاران منتقل شدند. نامبردگان  به دلیل خروج از مرز هر کدام موظف  به پرداخت جریمه نقدی به مبلغ پنجاه هزار تومان گردیدند. این در حالی است که پرونده اول آنها به جرم فعالیت‌های کارگری، همچنان در مرحله تجدید نظر است.
17بهمن: حمله نیروهای انتظامی به تجمع روزپنج شنبه (17بهمن)کارگران کارخانه تبریز کف مقابل استانداری!
کارگران کارخانه تبریز کف روزپنج شنبه17بهمن دراعتراض به عدم پرداخت حدود30ماه حقوقشان برای چندمین بارمقابل استانداری اجتماع کردند.نیروهای انتظامی به تجمع این کارگران معترض حمله کردندوچندکارگرزخمی شدند.
صبح امروز23بهمن کریم صادق‌زاده دبیر اجرایی‌خانه کارگر تبریزدررابطه با حمله به کارگران کارخانه تبریز کف وزخمی شدن چند کارگر به خبرنگارفارس گفت:
گزارشاتی دال بر برخورد نامناسب وقهرآمیز با  کارگران معترض کارخانه تبریز کف رسیده که به هیچ وجه با روش کار دولت آقای دکتر روحانی مطابقت ندارد .
دبیر اجرایی‌خانه کارگر تبریز درشرایطی مدعی عدم تطابق ،حمله به تجمع اعتراضی کارگران کارخانه تبریز کف، باروش کاردولت یازدهم است که14بهمن،غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه کارگران معترض راتهدیدکردوبه خبرنگارایلنا گفت: اگر افرادی به اسم اعتراضات صنفی اقدامی برخلاف نظم عمومی و امنیت ملی انجام بدهند با آن‌ها برخورد می‌شود.
بیانیه کانون نویسندگان ایران :آن که باید پوست بیاندازد، حاکمیت است!
معاون فرهنگی وزارت ارشاد در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد کانون نویسندگان ایران می تواند برای فعالیت مجدد «پوست اندازی» کند. ایشان در این مصاحبه نکات دیگری را نیز بر زبان آورد که همه جای تأمل دارند، اما بگذارید پیش از هر چیز به همین توصیه ی آقای صالحی درباره ی «پوست اندازی» کانون بپردازیم. سرگذشت کانون نویسندگان ایران روشن تر از آن است که کسی چون معاون فرهنگی وزارت ارشاد از آن بی خبر باشد؛ یکی داستان است پُر آب چشم که جزئیات آن البته درخور شرحی کشاف و افشاگرانه است، اما در این جا تنها به سرخط تعدی ها و اعمال سرکوبگرانه ی بی شمار اشاره می کنیم که در حق کانون روا داشته شده است، آن هم فقط در زمان حاکمیت کنونی از جمله دوران شکل گیری آن.
از برگزاری شب های شعر گوته در مهرماه ۱٣۵۶ – برگ زرینی از تاریخ پُرافتخار نویسندگان آزادی خواه و مستقل این سرزمین که مخالفان اش و از آن میان غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به ناحق و عامدانه زمان اش را یک سال به جلو می کشند تا آن را ثمره ی بازشدن فضای سیاسی جامعه بر اثر «انقلاب اسلامی» جا بزنند – تاکنون، کانون نویسندگان ایران همواره و یکسره در معرض هجوم و سرکوب و کشتار بوده است. سال ۱٣۶۰، دفتر کانون مورد حمله ی عُمال سرکوب قرارگرفت، هر چه در آن بود به غارت برده شد و، بدین سان، کانون برای چند سال در محاق فرو رفت. در اواخر دهه ی ۶۰، که اعضای پراکنده ی کانون به تدریج گردهم-آمدند تا به فعالیت فرهنگی و ستیز با سانسور ادامه دهند، بازهم مشمول سیاست اذیت و آزار و داغ و درفش گردیدند. آغازگر این سیاست مطابق معمول روزنامه ی کیهان بود که با هتاکی ها و ناسزاگویی های خود راه را برای پرونده سازی و دخالت مقامات امنیتی و قضایی هموار کرد. سپس، نوبت به تهدیدها و خط و نشان کشیدن های مقامات امنیتی- اطلاعاتی رسید. آن گاه، «صدا و سیما»، که عنوان ناروای «رسانه ی ملی» را یدک می کشد، برنامه ی «هویت» را برای ترور شخصیت اهالی فرهنگ از جمله اعضای کانون تدارک دید. اِعمال فشار بر امضاکنندگان «متن ۱٣۴ نویسنده» برای پس گرفتن امضاهای شان، اقدام به پرتاب کردن اتوبوس نویسندگان به اعماق دره، ترور و تک زنی این یا آن نویسنده ی مخالف و ربودن یکی از آنان در راه سفر به خارج کشور، احضار اعضای کمیته ی تدارک مجمع عمومی کانون در مهرماه ۱٣۷۷ به دادگاه و منع آنان از برگزاری مجمع عمومی، و سرانجام قتل تبهکارانه ی محمد مختاری و جعفر پوینده به فاصله ی اندکی پس از این احضار همه و همه از اِعمال سیاست هجوم و سرکوب و کشتار درباره ی کانون نویسندگان ایران سرچشمه می گرفتند. فضای ایجادشده در جامعه درپی کشتار زنجیره ایِ مخالفان سیاسی و عقیدتی و به ویژه آزادی خواهانی چون پوینده و مختاری، برای دوسه سال امکان ادامه ی سرکوب را از سرکوبگران گرفت، اما از سال ۱٣٨۱ به بعد دوباره آش همان آش شد و کاسه همان کاسه. در این سال، از برگزاری مجمع عمومی کانون جلوگیری شد، مجمعی که از آن پس تاکنون اعضای کانون امکان برگزاری آن را نیافته اند. سهل است، در این سال ها برخی از همین اعضا احضار و بازجویی، ممنوع القلم و حتی زندانی شده اند. کار سرکوب کانون به آن جا کشیده شده که حتی از برگزاری جلسات جمع مشورتی در خانه ی اعضای آن نیز ممانعت به عمل می آید، که آخرین موردش را همین چندی پیش شاهد بودیم.
اکنون، با توجه به این نگاه سریع و اجمالی به سرخط آن چه در این سی و چند سال بر کانون نویسندگان ایران گذشته است، از معاون وزیر ارشاد می خواهیم وجدان خود را قاضی کند و به این پرسش ما پاسخ دهد: به راستی کدام یک باید «پوست اندازی» کند: کانون نویسندگان ایران که پیرو منشورش از همان آغاز تأسیس در سال ۱٣۴۷ به دفاع پیگیر از آزادی بیان و مخالفت با سانسور برخاسته است یا سرکوبگرانی که سد راه این تشکل نویسندگان آزادی خواه و مستقل شده و با تمام وجود کمر به نابودی آن بسته اند؟ در چند ماه گذشته و به موازات تلاطمی که در فضای سیاسی کشور دیده می شود، شاهد اظهارنظرهایی در زمینه ی ضرورت آزادی اندیشه و بیان از سوی وزیر ارشاد و حتی رئیس جمهوری بوده ایم، اظهارنظرهایی از این دست که «در وزارت ارشاد سانسور نباید وجود داشته باشد» یا «اندیشه اگر سرکوب شود، زیرزمینی خواهدشد» یا «هر انسانی حق دارد آزاداندیش باشد». آیا این گونه تأکید بالاترین مقام های حاکمیت بر ضرورت آزادی بیان، حتی در حد سخن گفتنِ صرف، بدین معنا نیست که آن که باید پوست بیندازد حاکمیت است و نه کانون نویسندگان ایران؟ آیا معنای صریح و آشکار تغییراتی که مردم خواهان آن اند، و از جمله خود را در شعار «آزادی زندانیان سیاسی» در تظاهرات پُرشور مردم پس از انتخابات اخیر نشان داد، این نیست که در تمام این سال ها حق با کانون نویسندگان ایران بوده است و آن که باید پوست اندازد نه کانون و امثال آن بلکه ساختار و سازوکاری است که به سرکوب کانون و دیگر آزادی خواهان دست یازیده است؟
برخلاف احزاب سیاسی، که فلسفه وجودی شان کسب قدرت سیاسی یا شرکت در آن است، کانون نویسندگان ایران هیچ گاه در پی قدرت سیاسی نبوده و نیست. سرشت آن با احزاب سیاسی تفاوت دارد و از سنخ دیگری است. اعضای آن نویسنده اند و دغدغه شان آزادی بیان و مخالفت با سانسور است. اما کانون، همان گونه که به دنبال کسب قدرت سیاسی نیست، تابع یا وابسته ی هیچ دولت، حزب و جناحی هم نیست. تفاوت ماهوی کانون با بسیاری از انجمن ها و تشکل های دیگر که به عنوان زیرمجموعه ی این یا آن دولت یا حزب سیاسی به وجود می آیند و از میان می روند، در همین استقلال است. استقلال در برابر قدرت سیاسی حاکم و هرگونه حزب سیاسیِ اپوزیسیون رکن رکین کانون نویسندگان ایران است. در سوی دیگر، و مهم تر از این رکن اساسی، همان گونه که گفته آمد، جانمایه و دغدغه ی اصلیِ کانون قرار دارد: گردن ننهادن به یوغ خفت بار سانسور و دفاع پیگیر از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان. و از آن جا که عامل محدودکننده ی این آزادی همیشه قدرت سیاسیِ حاکم بوده است، کانون نویسندگان ایران ناگزیر با قدرت حاکم درگیر می شود و فعالیت اش به این معنا سیاسی می شود. اینها همه واقعیاتی است که نادیده گرفتن شان معنایی جز نفی فلسفه ی وجودیِ کانون نویسندگان ایران ندارد. آیا منظور معاون وزیر ارشاد از «پوست اندازی» کانون نادیده گرفتن این واقعیات است؟ اگر چنین است، باید بگوییم که در این صورت چیزی از کانون باقی نمی ماند که بخواهد پوست بیندازد. ایشان می گوید «برخی اعضای کانون از دنیا رفته اند یا در شرایطی هستند که دیگر حال و حوصله ی فعالیت ندارند، بنابراین، کانون طبعاً می تواند پوست اندازی کند...». اعضایی از کانون از دنیا رفته اند و فرض می کنیم اعضای دیگری نیز حال و حوصله ی فعالیت ندارند. اما واقعیاتی که فلسفه ی وجودیِ کانون را رقم زده اند از دنیا نرفته اند، و از قضا وجود همان هاست که فعالیت کانون را به-رغم همه ی فشارها و سرکوب ها تداوم بخشیده است. همچنین، همزمان با کنارکشیدن اعضایی که به زعم آقای صالحی حال و حوصله ی فعالیت ندارند، جوانان تازه نفسی به میدان می آیند که بازهم باید بر همین واقعیات تکیه کنند، جوانان تازه-نفسی که حضور فعال، شورانگیز و رو به آینده شان در کانون ازقضا جایی برای نگاه «نوستالژیک» به کانون – که آقای صالحی مطرح کرده است – باقی نخواهد گذاشت. تلاش برای آزادی بیان اساساً نوستالژی بردار نیست.
بدین سان، ایجاد محدودیت برای فعالیت کانون، ممانعت از برگزاری مجامع عمومی و نشست های ماهانه و حتی جلسات شعر و داستان خوانیِ کانون، جلوگیری از فعالیت کانون با بگیر و ببند و کشتار، و در یک کلام سرکوب عریان کانون، همه و همه نشان می دهد – همان گونه که فضای سیاسی جامعه نیز به ما می گوید – که آن که باید «پوست اندازی» کند حاکمیت و از جمله وزارت ارشاد است و نه کانون نویسندگان ایران. در این جا، برای آن که نشان دهیم منظور ما از پوست اندازی وزارت ارشاد و دیگر نهادهای حاکمیت چیست، از متولیان مربوطه می خواهیم به عنوان گام نخستِ این پوست اندازی مانع برگزاری مجمع عمومی کانون نشوند، امری که بیش از ده سال است به تعویق افتاده است. یادآوری می کنیم که ما پای بندی اشخاص – اعم از حقیقی و حقوقی – به آزادی بیان و مخالفت با سانسور را با ملاک هایی از این دست محک می زنیم و نه با سخن سرایی های صرف در محافل و مجالس آنچنانی. پس، این گوی و این میدان: پوست اندازی در جهت پذیرش واقعی و عملی ضرورت آزادی بیان و الغای هرگونه سانسور را با عدم ممانعت از برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران آغاز کنید!
کانون نویسندگان ایران
۲۱ بهمن ۱٣۹۲
کسی پاسخگوی مشکلات کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان نیست!
عدم پرداخت قریب 3سال حقوق ومطالبات کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان!
به گزارش خبرنگار تعاون و اشتغال ایسنا، 400 کارگر رسمی و قراردادی کارخانه لوله‌سازی خوزستان یکی از کارخانه‌های بزرگ تامین کننده لوله کشور‌ می‌گویند بیش از پنج سال است که رنج تعطیلی خط تولید و پرداخت نشدن حقوق معوقه و سنوات خدمتی خود را به جان خریده‌اند.
یکی از کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان با انتقاد از سوء مدیریت کارخانه درباره مشکلات پیش آمده برای کارگران و وضعیت کارخانه می‌گوید: مشکل کارخانه از زمانی آغاز شد که کارخانه را از بانک صنعت و معدن به بخش خصوصی واگذار کردند و متاسفانه در اثر مدیریت ناکارآمد و ضعیف کارخانه و بخش خصوصی بی تجربه، کارخانه کم کم رو به ورشکستگی رفت.
وی می‌افزاید: متاسفانه حقوق کارگران هر شش‌ماه یکبار داده می‌شد و با تنگ شدن عرصه بر کارگران، مشکلات مالی و روحی و خانوادگی بسیاری برای آن‌ها به وجود آمد تا جایی که قادر به تحمل شرایط موجود نبودیم و برای آنکه مسوولان را متوجه وخامت اوضاع کنیم ناچار در مقابل استانداری تجمع کردیم.
نماینده کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان با بیان این‌که در حال حاضر کارخانه به دلیل رکود تولیدات دچار بحران شده است، ادامه داد: بدهی بالای کارخانه به تامین اجتماعی بابت عدم پرداخت حق بیمه و سهم کارفرما، عدم وصول قبوض آب و برق و همچنین بدهی‌های معوق بانکی ناشی از نپرداختن وام و تسهیلات موجب شده تا کارخانه در مسیر ورشکستگی کامل قرار بگیرد.
وی با اظهار تاسف از وضعیت به وجود آمده از عدم پرداخت حقوق 300 کارگر کارخانه خبر داد و گفت: مدیرعامل کارخانه از استانداری و دیگر سازمانهای دولتی مهلت گرفته تا دو سال به او وقت بدهند که تولید را دوباره برقرار و کارخانه را راه‌اندازی کند ولی ما نمی‌توانیم دو سال دیگر صبر کنیم و حقوق نگیریم تا کارخانه که به دلیل سوء مدیریت به تعطیلی کشانده شده، مجددا احیا شود.
این کارگر کارخانه لوله‌ سازی خوزستان گفت: کارگران که از شرایط موجود ناراضی بودند به اداره کار و مراجع حقوقی شکایت کیفری کرده و خواستار پرداخت مطالبات معوق چندین ماهه خود شدند که خوشبختانه هیات تشخیص هم رای به بازپرداخت داده ولی تاکنون کسی پاسخگوی مشکلات کارگران نبوده است.
وی به نمایندگی از دیگر کارگران کارخانه لوله‌سازی خوزستان از وزیر کار و دیگر وزارتخانه‌های مسوول درخواست کرد که با ورود به جریان مشکلات کارخانه، جلوی برخی تبانی‌ها و تضییع حقوق چند ماهه 400 کارگر درمانده و مستاصل کارخانه را بگیرد.
به گفته او تا قبل از واگذاری کارخانه به بخش خصوصی، تولیدات کارخانه به کشورهای دیگر صادر می‌شد ولی از زمانی که کارخانه از بانک صنعت و معدن خارج شد در ورطه سقوط و ورشکستگی قرار گرفت.
بنا بهمین گزارش،کارخانه لوله‌سازی خوزستان یکی از تولیدکنندگان اصلی لوله‌ کشور به شمار می‌رود که مشکلات آن از سال 81 و به دنبال واگذار شدن به بخش خصوصی آغاز شد.
به گفته کارگران ناکارآمدی مدیریت بخش خصوصی، وجود بدهی‌های کلان به بانکها و عدم پرداخت حقوق و مطالبات معوق کارگران زمینه تعطیلی و ورشکستگی این کارخانه را فراهم آورده است.
در حالی که راه‌اندازی خط تولید کارخانه اشتغالزایی بالایی به همراه دارد به نظر می‌رسد که مشکلات کارخانه با گذشت چندین سال همچنان به قوت خود باقی باشد چرا که بسیاری از کارگران بیش از دو سال است که حقوق طلب دارند و سنوات خدمتی آنها نیز پرداخت نشده است ضمن آنکه بدهی کارخانه به سازمان تامین اجتماعی هم محرومیت کارگران در استفاده از دفترچه‌های درمانی را به دنبال داشته است.
پیشتر مالک کارخانه لوله سازی خوزستان حقوق معوقه کارگران را 30 ماه اعلام کرده و از تعطیلی آن به دلیل نداشتن نقدینگی از سال 89 خبر داده بود.
او همچنین میزان کل بدهی کارخانه را 5 میلیارد تومان عنوان کرده و اختصاص تسهیلات مصوب دولتی به این کارخانه را خواستار شده بود.
به گفته مدیر عامل کارخانه لوله‌سازی خوزستان تعدادی از کارگران قراردادی به جهت حفظ اشتغال به دیگر کارخانه‌ها انتقال داده شد‌ه‌اند اما کارگران رسمی کارخانه به دلیل مخالفت با انعقاد قراردادهای جدید از انتقال به صنایع دیگر خودداری کرده‌اند.
کارگران برق منطقه‌ای خوزستان عیدی کارمندی می‌گیرند
ایلنا طی گزارشی بتاریخ23بهمن از پرداخت عیدی کارمندی به  کارگران قرار داد مستقیم اداره برق منطقه‌ای استان خوزستان،خبر داد.
عیدی کارمندی ۵۰۳ هزار تومان است در حالی که کف عیدی کارگری ۲ برابر حداقل دستمزد تعیین شده است.
براساس این گزارش، کارگران برق منطقه‌ای استان خوزستان مشمول قانون کار هستند و مزایای شغلی آنان همانند عیدی نیز باید طبق همین قانون محاسبه و پرداخت شود. وزارت نیرو در پرداخت عیدی کارگران مشمول قانون کار کوتاهی کرده است.
سال گذشته نیز تعداد زیادی از کارگران بخش‌های تولیدی همانند کارگران قرارداد مستقیم پالایشگاه آبادان که مشمول قانون کار بودند، عیدی کارمندی دریافت کردند.
خبرهای کوتاه:
*عدم پرداخت 6ماه حقوق کارگران شهرداری بهبان
فارس23بهمن: کارگران شهرداری تا به حال شش ماه حقوق دریافت نکرده‌اند .
*عدم پرداخت 6تا13ماه حقوق کارگران شهرداری یاسوج
ایسنا23بهمن: برخی از کارگران و نیروی‌های شهرداری یاسوج از شش تا 13 ماه حقوق نگرفته‌اند.
گزارش بانک مرکزی از قیمت موادغذایی- درصد افزایش قیمت موادخوراکی طی یکسال گذشته
گروه لبنیات طی یکسال گذشته 22.4 درصد، تخم مرغ 28.1 درصد، برنج 36.5 درصد، حبوب 22.9 درصد، میوه‌های تازه 35.6 درصد، سبزی های تازه 76.2 درصد،‌ گوشت قرمز 17.8 درصد، گوشت مرغ 11 درصد، قند و شکر 29.8 درصد، چای 3.2 درصد و روغن نباتی 30 درصد افزایش قیمت داشته است.
بانک مرکزی متوسط قیمت خرده فروشی برخی از مواد خوراکی در تهران در هفته منتهی به 92.11.18 را اعلام کرد.
به گزارش 23بهمن مهر، براساس گزارش قیمت خرده فروشی بانک مرکزی در هفته منتهی به 18 بهمن ماه امسال، 3 گروه مواد خوراکی با کاهش، 3 گروه بدون تغییر و 5 گروه با افزایش قیمت مواجه شدند. قیمت تخم مرغ در این هفته شانه ای 7950 تا 11 هزارتومان فروخته شد.
لبنیات و تخم مرغ
در هفته مورد گزارش، در گروه لبنیات قمیت پنیر غیرپاستوریزه معادل 1.3 درصد افزایش داشت و بهای سایر اقلام این گروه بدون تغییر بود. قیمت تخم مرغ معادل 0.9 درصد افزایش یافت و شانه‌ای 79500 الی 110000 ریال فروش می‌رفت.
برنج و حبوب
در این هفته در گروه برنج، بهای برنج داخله درجه دو معادل 0.3 درصد کاهش داشت و قیمت برنج داخله درجه یک ثابت بود. در گروه حبوب، بهای لوبیای سفید معادل 0.4 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه بدون تغیر بود.
میوه‌ها و سبزی‌های تازه
در هفته مورد بررسی، در میادین زیر نظر شهرداری لوبیا سبز عرضه نمی‌شد و انگور عرضه کمی داشت ولی سایر اقلام میوه و سبزی تازه که تعدادی از آنها از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب سازمان میادین میوه و تره بار عرضه می شد.
میوه ‌فروشی‌های سطح شهر اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می‌نمودند که در گروه میوه‌های تازه قیمت پرتقال درجه یک معادل 0.1 درصد و انگور 0.3 درصد کاهش ولی قیمت سایر اقلام این گروه بین 0.4 درصد تا 2 درصد افزایش داشت.
در گروه سبزی های تازه بهای گوجه فرنگی معادل 8.4 درصد، بادنجان 5.4 درصد و کدو سبز 5.7 درصد کاهش ولی قیمت سبزی های برگی 16.6 درصد و بهای سایر اقلام این گروه بین 1 تا 5 درصد افزایش یافت.
گوشت قرمز و گوشت مرغ
در هفته مورد گزارش بهای گوشت گوسفند معادل 1.1 درصد و گوشت مرغ معادل 4.4 درصد افزایش یافت و بهای گوشت تازه گاو و گوساله ثابت بود.
قند، شکر ، چای و روغن نباتی
در این هفته قیمت قند و شکر هر یک معادل 0.1 درصد افزایش یافت. بهای چای خارجی و انواع روغن نباتی نسبت به هفته قبل بدون تغیر بود.
گفتنی است، بر اساس گزارش بانک مرکزی در یک ماهه منتهی به 18 بهمن ماه سال جاری قیمت 3 گروه مواد خوراکی کاهش، 5 گروه افزایش و 3 گروه نیز ثابت بود. گروه لبنیات طی یک ماه گذشته ثابت، تخم مرغ 2.8 درصد، برنج 0.1 درصد، سبزی های تازه 5.4 درصد، قند و شکر 0.1 درصد و روغن نباتی ثابت بود.
همچنین قیمت مواد خوراکی گروه حبوب ثابت، میوه‌های تازه 3.2 درصد و گوشت قرمز 1.8 درصد کاهش ولی گوشت مرغ 2.6 درصد گران شد. نرخ چای نیز در یکماه گذشته 0.1 درصد افزایش نشان می دهد.
گروه لبنیات طی یکسال گذشته 22.4 درصد، تخم مرغ 28.1 درصد، برنج 36.5 درصد، حبوب 22.9 درصد، میوه‌های تازه 35.6 درصد، سبزی های تازه 76.2 درصد،‌ گوشت قرمز 17.8 درصد، گوشت مرغ 11 درصد، قند و شکر 29.8 درصد، چای 3.2 درصد و روغن نباتی 30 درصد افزایش قیمت داشته است.
گزارش شهرداری از آتش‌سوزی در ساختمان ۱۱۷ خیابان جمهوری
به گزارش23بهمن تسنیم، به‌دنبال حادثه تأسف‌بار حریق در ساختمان ۱۱۷ خیابان جمهوری اسلامی، نتایج بررسی‌ها و یافته‌های تیم‌های بازرسی سازمان بازرسی شهرداری تهران اعلام شد.
برپایه این گزارش،طی اطلاعیه‌ای سازمان بازرسی شهرداری تهران نتایج بررسی و یافته‌های تیم‌های بازرسی حادثه آتش‌سوزی ساختمان 117 خیابان جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. بر این اساس جمع‌بندی نهایی این بررسی حاکی از تأثیر گذاری منفی دو مسئله عدم عملیاتی شدن نردبان اول و شلوغی و ازدحام صحنه حادثه که عامل بازدارنده در استقرار نردبان دوم بوده است و در عین حال ناایمن بودن ساختمان موصوف به‌گواه اسناد موجود در شهرداری و بی‌توجهی مالک به اخطارهای ارائه شده به وی و همچنین وجود مقادیر معتنابهی از وسایل و اشیای قابل حریق (نخ، البسه و پشم‌شیشه) در مسیر پله‌ها از دیگر عوامل اصلی این حادثه بوده است.
مرگ کارگرفومنی به علت سقوط حین برف‌روبی
به گزارش23بهمن ایسنا،پزشکی قانونی گیلان از مرگ مردی 42 ساله به علت سقوط حین برف‌روبی خبر داد و اعلام کرد که این مرد از کارگران کارخانه برنج‌کوبی یکی از روستاهای اطراف شهرستان فومن بوده که هنگام برف‌روبی سقوط کرده و جان خود را از دست داده است.
بیست وسوم بهمن ماه1392
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت