چاپ کردن این صفحه
دوشنبه, 21 بهمن 1392 ساعت 04:17

ناصر اصغری: سه سال از انقلاب مصر گذشت

٢٥ ژانویه ٢٠١٤، سومین سالگرد انقلاب ٢٠١١ مصر بود. هیجده روز بعد، رژیم حسنی مبارك ساقط شد؛ اما دستگاه حكومتی كه او سمبلش بود دست نخورده باقی ماند. و این همیشه مشكل انقلاباتی بوده كه آمادگی كافی برای خلع ید از طبقاتی كه انقلاب بر علیه آنها صورت گرفته است را، نداشته اند.
نیروهای سیاسی مرتجع ناظر این لحظات قهرمانانه، منتظر فرصت بودند كه میوه این انقلاب را بچینند. چنین هم شد. اما از آنجا كه مطالبات نیروهای اصلی شركت كننده در این انقلاب بی پاسخ مانده بود، انقلاب ادامه یافت و اخوان المسلمین را هم در هم شكست.
تا آنجا كه به نیروهای متشكل برمی گردد، نیروهای اصلی شركت كننده در انقلاب، كارگران و جوانانی بودند كه تحت عنوان "آلتراس" (Ultras) كه به بهانه طرفداران تیمهای فوتبال متشكل شده بودند. گرچه كارگران تا چند ماه منتهی به انقلاب چندان هم متشكل نبودند اما اعتراضات رو به رشد كارگری به آنها پتانسیل متشكل شدن را می داد و در روزهای اوایل انقلاب سریعا متشكل شدند و با اعتراضات خود كمر رژیم مبارك را شكستند. جوانان هم كه از سالها قبل به اشكال مختلفی در اعتراضات شركت می كردند، متشكل شدن در محافل طرفداران تیمهای فوتبال را بهترین ابزار برای سازماندهی برای شركت در و تداوم انقلاب می دیدند.
در این سه سال، انقلاب مصر با فراز و فرودهای زیادی روبرو بوده است. هنوز تا تعیین تكلیف نهایی راهی دراز در پیش دارد. اما جوانان و كارگران همچنان بیحقوقند و به همین دلیل هم شعله اعتراضات كارگران شاغل و بیكار همچنان شعله ور است. احزاب اصلی چپ به بهانه علیه "بازگشت مبارك" زیر عبای محمد مرسی و اخوان المسلمین خزیدند. انقلاب مصر از مهمترین ابزار یك انقلاب محروم بود: حزب كمونیستی كارگری. جنبش كارگری در غیاب این حزب دچار انشعاباتی شده و هم اكنون در یك حالت تدافعی قرار دارد. بورژوازی، انقلابی را كه نتواند به پیروزی برسد چنان شكست خواهد داد كه برای حداقل یك نسل خیال خود را راحت كند. انقلاب مصر گرچه در تقلا برای پیدا كردن راهی به جلوست، اما بورژوازی هم اكنون حملات گسترده ای را به زنان در آن جامعه، به آزادی سیاسی و تشكل و تجمعات شروع كرده است. جنبش كارگری هنوز یك نیروی مهم در صحنه است و می تواند راهی جلوی انقلاب بگشاید، اگر حزب خود را سازمان بدهد. به نظر من هنوز فرصت این كار را دارد!
٢٩ ژانویه ٢٠١٤

موضوع حاد افزایش حداقل دستمزد در استان انتاریو كانادا
فكر نكنم كسی فرصت این را داشته باشد كه درباره هر تغییر و تحولی كه مربوط به افزایش و یا كاهش دستمزد كارگران در یك گوشه از دنیاست، مطلب بنویسد. اما در بحبوحه بحرانی كه برای چند سالی بهانه‌ای شد برای ریاضت كشی و فشار آوردن هر چه بیشتر به كارگران و كاهش بیمه‌ها و امكانات رفاهی ٩٩ درصدی ها، پرداختن به موضوع افزایش حداقل دستمزد كارگران در استان انتاریو كانادا مهم و به چند جهت برای جنبش كارگری ایران حائز اهمیت است. ابتدا یادآوری این نكته مهم است كه بحث افزایش دستمزدها و در صدر آن افزایش حداقل دستمزد یك بحث و موضوع بسیار داغ در بین فعالین جنبش كارگری است. همین موضوع بود كه بعد از بیش از یك قرن، یك فعال سیاسی ماركسیست را با بلند كردن پلاتفرم افزایش حداقل دستمزد به ١٥ دلار به شورای شهر سیاتل آمریكا فرستاد. همین موضوع است كه امروزه شركتهای غول پیكری چون مك دونالد و وال مارت در آمریكا را مركز اعتراضات كارگری كرده است.
جنگ بر سر افزایش حداقل دستمزد در انتاریو
آمار رسمی ثبت شده می گوید كه بیش از ٥٠٠ هزار نفر از جمعیت ١٣ میلیونی استان انتاریو حداقل دستمزد ساعتی ١٠ دلار و ٢٥ سنت می گیرند. به احتمال زیاد همین تعداد كارگر هم با دستمزدی بمراتب كمتر از این مبلغ مشغول كار سیاه هستند. كارگرانی كه به دلایل مختلفی نمی خواهند و یا قانونا حق ندارند اسمشان جائی بعنوان شاغل ثبت شود، مشغول كار سیاه هستند كه دستمزدشان با هزار دوز و كلك نقدا پرداخت می شود كه هیچ كجا ثبت نمی شود. همین موضوع هم امكان هرگونه اعتراض و شكایت قانونی را از آنها سلب می كند. این اما موضوع بحث امروز ما نیست. می خواهم روی همین تعداد كارگری كه رسما حداقل دستمزد می گیرند تمركز كنم.
دولت ایالتی انتاریو بعد از ٤ سال راكد نگه داشتن حداقل دستمزد، زیر فشارهای روزافزون تشكلها و نهادهای مترقی كارگری و مدنی، و همچنین فضای اعتراضی جامعه علی العموم، بالاخره روز ٣٠ ژانویه لایحه ای را تصویب كرد كه بنابر آن حداقل دستمزد را به ١١ دلار در ساعت افزایش می دهد. نهادهای علیه فقر و تشكلها و اتحادیه های كارگری این رقم را ابدا برای زندگی كردن، بخصوص در شهر بزرگ تورنتو كافی نمی دانند و مطالبه افزایش حداقل دستمزد تا سطح ١٤ دلار را مطرح كرده اند.
این افزایش حداقل دستمزد روز اول ژوئن، در حول و حوش اعلام تورم رسمی سالانه، قانونی خواهد شد. این لایحه، افزایش دستمزد را سالانه به افزایش نرخ تورم گره زده است و مهمتر اینكه این مسئله را عطف به ماسبق ٤ سال گذشته نیز كرده است. با این وجود نهاد كارگری "مركز عمل كارگری" (Workers’ Action Centre) اعلام كرده است كه این افزایش هنوز ١٦ درصد از خط فقر رسمی عقب است.
قابل توجه فعالین جنبش كارگری ایران
آنچه كه در این پروسه مهم و جالب توجه بوده است، دخالت مستمر و فعال فعالین كارگری، اجتماعی و نهادهای مترقی كارگری و علیه فقر است. علیرغم حمله شدید رسانه های نان به نرخ روز خور مهندسی افكار، نقش فعالین و نهادهای سیاسی چپ در این بین بسیار محسوس بوده و همین رسانه ها هم نتوانسته اند نقش فعال آنها را انكار كنند. آنچه كه می تواند از تجربه تعیین حداقل دستمزد در استان انتاریو به فعالین كارگری در ایران كمك كند، تأكید بر دخالت مستقیم فعالین و نهادهای مستقل كارگری، همانند انتاریو، در محاسبه و نظارت بر محاسبه نرخ تورم و محاسبه سبد هزینه خانواده كارگری است كه در ایران این دو مورد هیچوقت واقعی و دقیق اعلام نمی گردند (به نوشته "نقد نحوه تعیین دستمزد کارگران در ایران" از "غلامحسین دوانی. عضو جامعه حسابداران رسمی ایران"، مراجعه كنید). پروسه تعیین حداقل دستمزد در ایران، از آنجا كه همه افراد دخیل در تصویب حداقل دستمزد از عوامل و جیره خواران رژیم اسلامی هستند، برای كارگران فاقد هرگونه اعتباری است! اگر جنبش كارگری زمانی می تواند تأثیری بر افزایش حداقل دستمزدها داشته باشد كه علاوه بر به میدان آوردن توده كارگران، بر روی نكات ذكر شده بكوبد و تمركز كند.
٣١ ژانویه ٢٠١٤

در سوگ پیت سیگر (Pete Seeger)
"همبستگی برای همیشه!"
آدمهایی كه زندگی و مرگشان احترام دنیایی را بر می انگیزند، بسیار نادرند. پیت سیگر از این معدود انسانها بود. نام پیت همراه است با صدای اعتراض كارگران و همه كسانی كه حقوقشان ضایع شده است! او با موسیقی اش واقعیات ساده و در عین حال تلخ جامعه سرمایه داری را به میان میلیونها كارگر و زحمتكش و بقول خودش در ٣٥ كشور جهان برد. پیت در هر اعتراضی در آمریكا كه به سیستم سرمایه داری می شد دیده می شد. هر خواننده ای مثل بروس سپرینگستین و وودی گاتری كه به زورگوئی طبقه حاكمه آمریكا اعتراض داشت، در كنار پیت سیگر كنسرت اجرا می كرد. او دو سه سال قبل از مرگش، در سال ٢٠١١ در جنبش اشغال در نیویورك نیز شركت كرد. حتی كسانی چون بیل كلینتون و باراك اوباما هم از استقامت او در اعتراض با احترام یاد كرده اند!
پیت سیگر خواننده‌ای كمونیست بود كه سالها عضو حزب كمونیست آمریكا بود. او فعالیتهای سیاسی خود را با سازمان جوانان این حزب شروع كرد و سپس به عضویت خود حزب در آمد. در دوره سیاه مكارتیسم، پیت همراه با بخش وسیعی از فعالین سیاسی دیگر در لیست سیاه دولت آمریكا قرار گرفت و مورد اذیت و آزار دم و دستگاه سركوب پلیس سیاسی آمریكا قرار گرفت و به ١٠ سال حبس محكوم شد.
پیت خواننده اعتراض كارگران بود. كمتر پیكت و اعتصابی در كشورهای انگلیسی زبان را می توان نام برد كه آهنگ "همبستگی برای همیشه" (Solidarity Forever) در بین كارگران زمزمه نشود. آهنگ "طرف چه كسی را می گیری؟" (Which side are you on?) از دیگر آهنگهای اعتراضی كارگران است كه پیت برای كارگران معادن Harlan County استان كنتاكی خوانده است. او در این آهنگ، اعتراض ساده كارگران را با شعر "در هارلان كانتی گفته می شود كسی بیطرف نیست، یا طرف اتحادیه كارگران را داری یا طرف آدمكشان صاحب معدن" بیان می كند. او صدها آهنگ برای جنبشهای اجتماعی اعتراضی خواند. پیت به معنای واقعی كلمه سرشار از آهنگهایی بود كه هر كدام را می توان بعنوان شاهكاری انتخاب كرد. من اما "چه چیزی امروز در مدرسه یاد گرفتی؟" (What did you learn in the school today?) را در صدر لیست بهترین آهنگهای پیت سیگر قرار می دهم. "چه چیزی امروز در مدرسه یاد گرفتی، پسر نازنیم؟/ یاد گرفتم كه واشنگتن هرگز دروغ نمی گفت/ یاد گرفتم كه سربازان به ندرت می میرند/ یاد گرفتم كه همه آزادند/ اینها را امروز از معلمم در مدرسه یاد گرفتم/ یاد گرفتم كه پلیسها دوستان من هستند/ یاد گرفتم كه عدالت را هیچوقت پایانی نیست/ یاد گرفتم كه قاتلین بخاطر جنایاتی كه مرتكب شده اند می میرند/ حتی اگر بعضی وقتها اشتباه هم مرتكب جنایتی بشویم/ اینها را امروز از معلمم یاد گرفتم/ یاد گرفتم كه جنگ چیز چندان بدی هم نیست/ درباره آن جنگهای خوب و بزرگی كه داشته ایم یاد گرفتم/ در آلمان و فرانسه جنگیدیم/ و روزی شانس من هم خواهد رسید/ و این چیزها را امروز در مدرسه از معلمم یاد گرفتم/ یاد گرفتم كه دولتهایمان باید قدرتمند باشند/ دولت ما هیچوقت اشتباه نمی كند/ رهبران ما بهترین مردان هستند/ به همین خاطر ما دوباره و چند باره انتخابشان می كنیم/ و این را من امروز در مدرسه از معلممان یاد گرفتم."
پیت سیگر در ١٩ مه ١٩١٩ در نیویورك به دنیا آمد و روز ٢٧ ژانویه ٢٠١٤، در سن ٩٤ سالگی در همان نیویورك زیبا، دیده از جهان فروبست. او اكنون در كنار ما نیست، اما یاد او و شعرها و آهنگهایش برای همیشه با ما و در پیكتهای اعتراضی و اعتصاباتمان با ما خواهند ماند!
١ فوریه ٢٠١٤