.
سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸.
امروز:
Oct 22 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

دوشنبه, 21 بهمن 1392 ساعت 04:05

پروين كابلى: به استقبال ٨ مارس

اكتبر مى پرسد :   كوتاه و مختصر ، موقعيت زن در ايران و اروپا .    
اكتبر: چرا زنان در جوامع غربی از موقعیت بهتری در رابطه با حقوق اجتماعی و شخصی برخوردارند. چرا این موقعیت به نسبت کشورهای دیگر مثل ایران و یا افغانستان تا این اندازه متفاوت است؟
پروين كابلى : به نظر من زنان در اروپا از آسایش برخوردار نیستند. نباید تغییرات و روند رو به پیشروی حقوق انسانها را با بی حقوقی مطلق در مثلا ایران و یا افغانستان مقایسه کرد. باید با خود این کشورها  مقایسه نمود و نگاه کرد که مبارزات مردم و بویژه طبقات زحمتکش و کارگران د ر دوره های مختلف چه دستاوردی داشته و چگونه این دستاوردها حفظ شده اند.
مبارزه برای حقوق برابر زنان در اروپا یک مبارزه طولانی بوده که بخشا به مبارزه علیه سرمایه و دم و دستگاه کلیسا و شرکایشان گره خورده است. دوره ای که دست مذهب از زندگی مردم کوتاه شد دورانی درخشان در تاریخ مبارزات و روشنگری در زندگی بشر شناخته میشود. مبارزه طبقه کارگر برای بیمه های اجتماعی، مسکن ، حقوق برابر شهروندی ،ایجاد تشکلهای کارگری و غیره در قرن 18 و 19 میلادی بر جنبش های اجتماعی دیگر تاثیرات مهمی داشت و جنبش زنان در پناه این مبارزات توانست موقعیت بهتر را تصاحب کند.
این مبارزه متاسفانه در کشورهایی که اسلام زده هستند به سرانجام نرسیده و مذهب و در کنار آن سنت های مرد سالارانه و عقب مانده هنوز زندگی زنان را تحت سلطه خود دارند. در انقلاب مشروطه تلاش برای کوتاه کردن دست مذهب ناموفق ماند و علیرغم دگرگونهای اجتماعی زنان نتوانسته اند تلاش برای حقوق برابر را بجایی برسانند. این یک تفاوت مهم است که باید دید.
اکتبر: جنبش برابری طلب زنان در خاورمیانه و در ایران بویژه در سه دهه ی اخیر یک جنبش رادیکال بوده است. فعالین زیادی از جمله خود شما برای معرفی این جنبش در اروپا فعالین های زیادی کرده اید؟  جنبش برابری طلب کشورهای اسلام زده چه تاثیری در اروپا داشته و یا این جنبش چگونه معرفی میشود؟
پروين كابلى : فعالین جنبش برابری طلب این عرصه که از کشورهای اسلام زده هستند طيفهاى مختلفی را نمایندگی میکنند .  یک ویژگی  خوبی که به نظر من وجود دارد  طیف وسيعى از این فعالین است.  کمتر کشوری یافت میشود  که مثل ایران این اندازه فعالین سیاسی زن دراروپا  داشته باشد که تلاش میکنند هر کدام بنا به خط سیاسی خود تعریفی از موقعیت زنان در ایران بدهند. اینکه چقدر مثلا من با بسیاری از آنها هم جهت هستم و یا نه بحث دیگری است ولی این تنوع بسیار جالب و ویژه است. جنبش برابری طلب زنان در ایران یک جنبش شناخته شده و محبوب در بسیاری کشورهای اروپایی است. با توجه به محدویت های ما و امکانات کم، آپارتاید جنسی در ایران یک پدیده ی شناخته شده است. و این را باید نتیجه تلاش ما دانست. بویژه فعالینی که با کمونیستم کارگری و خط منصور حکمت  خود را  تداعی میکنند. فراموش نکنیم که مقاله اسلام ، حقوق کودک و حجاب گیت راه کارگر که توسط منصور حکمت نوشته شد راه گشای بسیار مهمی در برخورد ما به طرفداران نسبیت فرهنگی و دفاع از حقوق زنان و کودکان  شد. علیرغم تلاش طرفداران نسبیت فرهنگی و یا کسانی کهتحت عنوان اسلام و فوبی تلاش نمودند که در مقابل دفاع ما از حقوق جهانشمول زنان و کودکان که در محیط های اسلامی برزگ میشوند ما را به عقب نشينى وادا ر نمایند در بسیار جاها موفقیت های زیادی بدست آورده ایم و بر جهانشمولی حقوق انسان پای فشاری کرده ایم. مبارزه ما بر علیه گسترش فرهنگ اسلامی یک مبارزه همه جانبه بوده است. از طرف دیگر کمپین های ما بر علیه جمهوری اسلامی و افشای جنایت آن در طول حیاتش یک جنبه از یک مبارزه مهم و اساسی بوده است و بهمین دلیل است که مثل طرفداران دوم خرداد و فمینستهای اسلامی نتوانسته اند موفقیت زیادی در اروپا داشته باشند.
اكتبر : موانع و محدويتهاى جنبش براى برابرى زن و مرد در اروپا كدامند ؟ ممكن است آنها را برطرف كرد ؟ چطور؟
پروين كابلى :  امروز در اروپا جنبش های مختلفی بنام جنبش زنان وجود دارند و فعالیت میکنند. آنچه که امروز بر این جنبش غالب است یک دیدگاه فمنیستی است که در بسیاری از کشورها ی اروپایی میدان دار است و از یک دیدگاه راست و ناسیونالیستی به زنان و موقعیت آنها نگاه میکنند. بسیاری از این رهبران و یا سازمانهای فمنیستی اساسا به نسبت اینکه دولتهای حاکم چه ایدئولوژی را نمایندگی میکنند به چپ و راست چرخیده میشوند. مسائلی که به عنوان مشكلات زنان طرح میکنند مسائل طبقه متوسط به بالا است.  از خشونت مردان نسبت به زنان صحبت میکنند و نقش جامعه و طبقات مختلف را و جایگاه سرمایه در ستم کشی بر زن را انکار میکنند و حاضر نیستند وارد بحث طبقات و مرد سالاری با پیشنیه طبقاتی بشوند. ایدئولوژی حاکم بر این جنبش اساسا بورژوایی است . مسئله این است که امروز جایگاه یک چپ کمونیستی که از سر منافع طبقاتی زنان زحمتکش وارد شود غايب است. این را میشود در همه ی جنبش های اجتماعی مختلف از مبارزه برای محیط زیست تا حقوق بیمه بیکاری و امنیت اجتماعی و غیره دید. همین نبود یک آلترناتیو رادیکال باعث شده است که جنبش های اجتماعی  از جمله جنبش زنان به بیراهه برود.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت