.
سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸.
امروز:
Jul 23 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

شنبه, 19 بهمن 1392 ساعت 02:23

نسان نودینیان: نگاه هفته

(هفته ششم 2014)

محمد علی محمدیان در شهرهای کردستان به چهره شناخته شده ای تبدیل شد. او معلم دلسوزی است که با اقدامی ابتکاری(قصد همدردی با شاگرد خود، ماهان که به‌دلیل مبتلا بودن به‌نوعی بیماری‌موی سرش ریخته‌است، وی نیز سر خود را تراشیده‌بود). الگوی این معلم دلسوز در کانالهای تلویزیونی آلمان هم منعکس شد. در شهر مریوان اقدام محمد علی محمدیان اولین الگو نیست. اعتراض زنان سرخ پوش مریوان در اقدامی ابتکاری علیه مزدوران اداره اطلاعات این شهر و پوشاندن لباس زنان به تن یک نفر که "مجرم" شناحته شده بود، با انعکاسی بین المللی مورد استقبال قرار گرفت.  تئاترهای خیابانی، فستیوال زمستانی و باد بادک ها برای کودکان از این نوع اقدامات ابتکاری هستند. هر اندازه از این نوع اقدامات در شهرهای کردستان  در شکل گسترده تری انجام شود تقویت اتحاد و همبستگی مردم و بخش پیشرو جامعه است. نمونه زیر مراسمی است که در روستای نی از روستاهای حومه شهر مریوان در انجام تقدیر از معلم دلسوز محمد علی محمدیان در رسانه ها منعکس شده. در مراسمی در روستای "نێ" از توابع شهر مریوان از معلم دلسوز محمد علی محمدیان که‌مدتی پیش به‌قصد همدردی با شاگرد خود، ماهان که به‌دلیل مبتلا بودن به‌نوعی بیماری‌موی سرش ریخته‌است، وی نیز سر خود را تراشیده‌بود،  تقدیر به‌عمل آمد. این کار محمد علی محمدیان که‌متعاقبأ شاگردان دیگرش هم سر خود را تراشیده‌بودند در سطح وسیعی در رسانه‌های داخلی و خارجی دنیا مطرح گردید و در اقصا نقاط دنیا با احترام ویژه‌به‌تلاش و دلسوزی این معلم فداکار بحث میگردد.  در ادامه‌ی این تقدیر و ارجگذاری روز جمعه‌، 11 بهمن در روستای "نێ" منطقه‌ی مریوان  و با حضور مردم این روستا  طی مراسم ویژه‌ای از این معلم فداکار تقدیر به‌عمل آمد. در این مراسم مردم روستا با تقدیم دسته‌گل و لوح تقدیر از او قدردانی کردند. کارگران فولاد زاگرس در اعتراض به تعویق هفت ماهه در پرداخت حقوق شان در مقابل فرمانداری شهرستان قروه (واقع در استان کردستان) تجمع کرده‌اند. ٩بهمن: ٢٠٠ کارگر فولاد زاگرس از صبح (چهارشنبه ٩ بهمن ماه) در اعتراض به تعویق هفت ماهه در پرداخت حقوق شان در مقابل فرمانداری شهرستان قروه تجمع کرده‌اند. کارفرما حق بیمه کارگران را در ماه‌های تیر، مرداد، آبان، آذر و دی به حساب تامین اجتماعی واریز نکرده است و ادامه این روند نگران کننده به نظر می‌رسد. کارخانه ذوب آهن اصفهان ابراز تمایل کرده که فولاد زاگرس را احیاء کند اما به نظر می‌رسد سهامداران فولاد زاگرس تمایلی به این کار ندارند. بخشی از سهام معدن سنگ آهن «یاسوکند» به سهامدارن فولاد زاگرس تعلق دارد و آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای راه اندازی مجدد کارخانه، مواد خام اولیه را بفروشند. تعدادی از کارگران به نمایندگی از سایر معترضان به ملاقات «حسن رسولی» فرماندار شهرستان قروه رفته‌اند تا مشکلات کارگران را با وی در میان بگذارند. سقوط و مرگ کارگر قالب بند ٨بهمن: کارگر قالب بند ،جهانگیر امینی از اهالی روستای خانقاه شویشه هنگام کار در طبقات بالای ساختمانی در نزدیکی هتل شادی سنندج دچار حادثه شد و سقوط کرد. و به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. اعضای کمیته هماهنگی نیز مرگ این رفیق را به خانواده و دوستان وی تسلیت عرض می نماید. مرا از ملاقات با همسر و تنها فرزند بیمارم نیز محروم کرده اند بهنام ابراهیم زاده: شکنجه دستجمعی یا انتقامگیری فردی بار دیگر شمشیر انتقام نیروهای امنیتی از نیام برآمد و برای چندمین بار به خاطر اعتراضات ٩ دی در زندان اوین و انتشار بیانیه هایی از جانب من در دفاع از حقوق زندانیان و کودکان کار و کارگران از همه حقوق ناچیزی که یک زندانی دارد نیز محروم شدم. بعد از یک و سال و نیم انتظار برای اعزام به بیمارستان٬ روز ١٨ دی مسئولین زندان از اعزام من به بیمارستان برای مداوای دردهایم جلوگیری کردند٬ دردهایی که عمدتا در زندان به آنها دجار شده ام. اما انتقام گیری به همین جا ختم نشد! آنها مرا از ملاقات با همسر و تنها فرزند بیمارم نیز محروم کرده اند. فرزندی که در شرایط سخت روحی و شیمی درمانی نیاز به حضور و محبت پدرانه دارد تا اندک کمکی برای تحمل دردهایش باشد. اگر مسئولان زندان با من مشکل دارند گناه این کودک چیست؟ آیا فرزند من کم از فرزندان عراق و سوریه و افغانستان دارد که هر روز مورد خشونت و آزار و از دست دادن والدینشان قرار می گیرند؟ آیا این نقض آشکار حقوق بشر و کرامت انسانی نیست؟ مسئولان زندان می خواهند بگویند تا وقتی از حقوق کودکان دیگر و زنان و کارگران دفاع می کنی حق دیدار با تنها فرزند بیمارت را نخواهی داشت! مسئولین به دلیل انتشار مطالبم در هنگامی که بیرون از زندان بودم من را از ملاقات با فرزندم محروم کردند و از همان هنگام موفق به دیدار فرزند بیمارم نشده ام و همچنین به دلیل همین مشکلات همسرم در وضعیت روجی بسیار ناگواری قرار دارد. جا دارد اینجا از همه کسانی که برای فرزندم نیما زحمت کشیده اند از جمله کادر درمانی بیمارستان محک و همینطور مردم مهربان و دوستان خوبم تشکر کنم چرا که با این کمک ها بوده که نیما توانیسته است تا حدودی روزهای خطرناک درمانش را پشت سر بگذارداما همچنان نیاز به مراقبت های ویژه دارد. نیما همچنان باید زیر نظر پزشک باشد و به شیمی درمانی اش ادامه دهد و هر انسانی می داند که یک کودک در این شرایط نیاز به حضور پدر دارد. این شرایط سخت٬ شکنجه روحی محسوب می شود و اگر مسئولان فکر می کنند تا از مواضع بشر دوستانه خود٬ از حمایت از حقوق کودک و حقوق کارگر عقب نشینی می کنم٬ اگر فکر می کنند از کنار کوکان کار و کودکانی که برای امرار معاش تن نحیفشان را به خیابان می سپارند پا پس می کشم اگر فرک می کنند دوستان کارگر و زحمت کشم را تنها می گذارم باید بدانند مسلما با هزینه های سنگینی که تا کنون متحمل شده ام هر گز نه کارگران را تنها می گذارم و نه کودکان بی گناه را و همچنان بر عقاید خود پا فشاری می کنم! شرایط همسر و فرزندم و بیماری خودم هر روز شرایط را برای من سخت تر و سخت تر می کند و در این شرایط برای رسیدن به حقوق خود باید اقدامی در پیش گیرم. ادامه وضع موجود من را ناگزیر از اعتصاب غذا به عنوان آخرین راه حل خواهد کرد. من بار دیگر بر ضرورت ملاقات با فرزند بیمارم و همچنین اعزام خودم به بیمارستان تاکید می کنم و اینها را جزئ حقوق خدشه ناپذیر خود می دانم و همچنین از همه انسانهای شریف و آزادیخواه استمداد می طبلم. رنج بی عدالتی مرا کمتر از رنج کودک بیمارم من را آزاد نمی دهد. من ایستادگی می کنم ولی چه کسانی باید پاسخگوی این همه بی عدالتی باشند؟ امید که همه زندانیان سیاسی به همه حقوق خود دست یابند٬ بی شک حمایت ها و دلگرمی های شما از بیرون زندان تاثیربه سزائی در شرایط ما و تشویق ما به ادامه راهمان دارد و همچنین مسئولین این همه بی عدالتی را در افکار عمومی زیر فشار قرار می دهد.  بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی اوین بند ٣٥٠- ٧ بهمن ١٣٩٢ اطلاعیه شماره ٢ خانواده فعالین کارگری دستگیرشده مهاباد به دنبال درج اطلاعیه شماره یک خانواده کارگران دستگیرشده( واحد سیده، محمد مولانایی و یوسف آب خرابات) به تاریخ ٢١/١٠/٩٢ و درخواست این خانواده ها جهت تشکیل کمیته دفاع از دستگیرشدگان کارگری شهر مهاباد، جمع کثیری از زنان و مردان کارگر در تاریخ ١١/١١/٩٢ اقدام به تشکیل مجمع عمومی کردند. مجمع عمومی در ساعت ١٠ صبح مورخ ١١/١١/٩٢ در شهر مهاباد با حضور جمع کثیری از شرکت کنندگان که به اطلاعیه شماره یک خانوداه دستگیر شدگان مهاباد جواب مثبت داده بودند، برگزار شد. ابتدا شرکت کنندگان رئیس مجمع عمومی را با رای علنی انتخاب کردند و بعد از آن هر کدام از دستگیرشدگان و خانواده های آنان توضیحاتی در مورد کمیته دفاع و ضرورت تشکیل این کمیته را به استحضار شرکت کنندگان در مجمع عمومی ارائه دادند. مجمع عمومی با سخنان شرکت کنندگان در مورد تشکیل کمیته و ضرورت آن به کار خود ادامه داد و چند پیشنهاد برای نام گزاری کمیته به اطلاع حضار رسید که در نتیجه کمیته ای بنام "کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد" ( محمد مولانایی، واحد سیده و یوسف آب خرابات) از طرف مجمع عمومی به تصویب رسید. مجمع عمومی بعد از اینکه نام و مشخصات کمیته را به تصویب رساند وارد مرحله دیگر از دستور جلسه شد که انتخابات اعضای هیئت اجرایی ، بازرس و سخنگو بود. نتیجه انتخابات به شرح زیر است. اعضای هیئت اجرایی: ١-عثمان اسماعیلی ٢ – زینب ایزد دوست ٣ – کورش بخشنده ٤ – شادی رسولی ٥ – رحیم خضر سور ٦ – مریم صفریانی ٧ – یدالله صمدی ٨ – نظام صادقی ٩ – محمود صالحی . اعضای علی البدل هیئت اجرایی ١ – ریبوار شمعی ٢ – اسعد مولود زاده بازرس: ژیان صبحانی. در ادامه جلسه کورش بخشنده به عنوان سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد انتخاب شد. از تاریخ ١١/١١/٩٢ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد( محمد مولانایی، یوسف آب خراباد و واحد سیده) تشکیل و رسما" کار و فعالیت خود را در راستای اهداف مصوب شده در مجمع عمومی شروع و اعلام موجودیت می کند. زندان ـ و دستگیری ها زندان مرکزی ارومیە با افزایش فشار بر زندانیان این زندان مرخصی هفتگی آنها را لغو و استفادە از کیوسک تلفن را برای آنها ممنوع کردند. این فشارها در حالی است کە طی مدت ١٤ روز گذشتە ( آغاز بهمن‌ماه ) ١٠ شهروند در زندان مرکزی ارومیە اعدام شدەاند و همچنین ٢ تن دیگر نیز جهت اجرای حکم بە قرنطینە انتقال دادە شدەاند. پس از گذشت بیش از یک هفته از بازداشت "دانا لنج آبادی" این فعال دانشجویی از بازداشتگاه اطلاعات مریوان به سنندج منتقل شده است. علی رغم پیگیری های مستمر خانوده این "دانا لنج آبادی" در خصوص محل نگهداری وی، مقامات امنیتی به خانواده این فعال دانشجویی گفته اند که فرزندشان یکشنبه هفته گذشته به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده است. دانا لنج آبادی" فعال دانشجویی و مدنی مریوانی، روز شنبه 5 بهمن در محل کارش در این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود. وی که فعالین دانشجویی دانشگاه پیام نور مریوان می باشد پیشتر نیز در سال 1389 و به دلیل شرکت در اعتراض های دانشجویی به اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی از سوی اداره اطلاعات مریوان بازداشت شده بود و به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. این فعال دانشجویی که یکی از اعضای انجمن سبز چیا نیز می باشد، طی سال های اخیر بارها تلفنی به اداره اطلاعات مریوان احضار شده بود. دادگاه رژیم در شهر دیواندره برای آزادی موقت یک فعال سیاسی بازداشتی به نام "سید انور قریشی" وثیقه سنگین ٨٠٠ میلیون تومانی صادر کرد. سید انور قریشی به اتهام "همکاری مالی با احزاب اپوزیسیون" توسط نیروهای امنیتی رژیم بازداشت شده بود. وی پس از دستگیری به مدت یکماه در اداره اطلاعات رژیم در دیواندره در بازداشت بسر برد و در این مدت تحت بازجویی و انواع فشارها قرار داشت. بی خبری از سرنوشت 4 کولبر از سرنوشت؛ فاخر شینودکان فرزند احمد و شاکر شینودکان فرزند احمد از اهالی روستای "گسیان" و آدم گردی‌پور فرزند مصطفی ساکن روستای "شیخ زرد" و خبات فرزند موسی ساکن روستای "دیزج" از مناطق مرگور که به کار کولبری مشغولند اعلام بی خبری شده.   ساکنین محلی به خبرنگار کُردپا گفته‌اند، به دلیل بارش برف و سقوط بهمن در کوه‌های مرزی با کُردستان ترکیه احتمالا کولبران گرفتار برف شده‌اند. این کولبران روز جمعه یازدهم بهمن‌ماه به منظور کولبری به روستای گلیشه ترکیه رفته بودند و تاکنون ساکنین منطقه موفق به پیدا کردن هیچکدام از این کولبران نشده‌اند و سرنوشت این کولبران در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تجمع اعتراضی بە علت قتل‌های مشکوک بە دنبال چندین مورد مرگ مشکوک در اسلام‌آباد غرب، اوایل هفته‌ی جاری تجمعی اعتراضی در مقابل فرمانداری این شهر برپا گردید. مردم خواهان تامین آسایش و امنیت در شهر و استانشان شدند. این تجمع اعتراضی بە علت قتل‌های مشکوک در این شهر صورت گرفته و معترضین از بلوار "معلم" تا میدان "امام" راهپیمایی کردند. نیروهای امنیتی ـ انتظامی خواستند کە معترضین را پراکندە نمایند اما با مقاومت مردم روبرو شدند و با سر دادن شعار تا مقابل درب فرمانداری اسلام‌آباد بە اعتراض خود ادامە دادند. شیلان ابراهیمی ساکن روستای "دوله‌گرم" از توابع سردشت به دلیل "اختلافات خانوادگی" خود را از پشت بام به پایین انداخته و جان خود را از دست داده است. شیلان ابراهیمی از همسرش دوبار درخواست طلاق کرده، اما همسر او هیچ جوابی به وی نداده است. شیلان پس از دو روز بستری در بیمارستان شهر سردشت به دلیل ضربه مغزی جانش را از دست داد. جمع آوری دیشهای ماهواره در‌کامیاران 12بهمن: طی چند روز گذشته‌نیروهای انتظامی رژیم با همکاری اداره‌ی اماکن و اداره‌ی آگاهی با یورش به‌شهرک "تروه‌ڕێز" واقع در یک کیلومتری کامیاران اقدام به‌جمع‌آوری  دیشهای ماهواره‌کردند. این نیروها بدون اطلاع قبلی و بدون مجوز دادگستری، از دیوارها و دروازه‌ی منازل بالا رفته‌ و دیشهای ماهواره‌ها را‌جمع‌آوری کرده‌و با خود بردند. تشدید فشارهای کارگزاران رژیم بر گروههای مختلف مردم شهر روانسر با هدف کشاندن آنها به مراسم دولتی "دهه فجر" حکایت دارد. نیروهای پلیس راهور به همراه اداره تاکسیرانی شهر روانسر کلیه تاکسی های این شهر را جمع و به رانندگان آنها اعلام کردند که به مناسبت مراسم دولتی دهه فجر و 22 بهمن بایستی عکس های خمینی و خامنه ای و پرچم رژیم را بر روی خودروهای خود نصب کنند. کارگزاران رژیم تهدید کردند افرادی که از این کار سر باز بزنند به دادگستری معرفی خواهند شد. مزدوران رژیم تاکسی ها را در خیابانها و کوچه های سطح شهر به حرکت درآوردند و باعث ایجاد ترافیک سنگینی شدند و همچنین مشکلات زیادی در زمینه جابجایی برای مسافران بوجود آوردند. همچنین فرمانداری رژیم نیز به کلیه دهداران منطقه اعلام کرده است که باید به همین مناسبت در روستاهایشان پلاکاردها و پرچم رژیم را نصب کنند. با نهایت تاسف با خبر شدیم که کاک احمد رحمتی پدر رفقای جانباخته صفوف کومه له فخرالدین رحمتی مشهور به فخره نوره و علا رحمتی در سنندج فوت نموده است و جنازه ایشان را در روستای نوره در میان غم و اندوه بستگان و جمع کثیری که از سنندج در این مراسم شرکت نموده بودند، به خاک سپرده شد.( بخش خبر سایت سازمان کردستان حزب کمونیست ایران ـ  کومه له) کمیته کردستان حزب کمونیست کارکری ایران در گذشت کاک احمد را به خانواده  ایشان تسلیت میگوید. دولت و سبد کالاها! نسان نودینیان فاشیسم اسلامی چهره واقعی نظام جمهوری اسلامی است. دولت نهم و دهم با حذف "بن کالاها" و سرازیر کردن گونی های رایگان سیب زمینی در اعمال بیشترین بی حرمتی و توهین  به کرامت میلیونها نفر از مردم در ایران چهره فاشیستی و ضد انسانی این نظام را به نمایش گذاشت. و دولت یازدهم با سبد کالاها ادامه دهنده راه همین راه است. در روزهای 12 و 13 بهمن ماه ما شاهد دلخراشترین صحنه ها بودیم. ازدحام شلوغ زنان و مردانی که در سرمای زیر صفر درجه برای گرفتن سبد کالاها، صف کشیده بودند.    دولت روحانی در شرایطی سیاست سبد کالاها را در پیش گرفته که افرایش دستمزدها یکی از اصلی ترین محورها و چالش کارگران با دولت و کارفرما است.  کارگران خواهان افزایش حداقل دستمزدها در شکل نقدی هستند. سبد کالاها، پروژه ای از جانب دولت و نهادهای حکومتی و سیاستی برای توجیه ایجاد سد و مانع در برابر افزایش نقدی دستمزدها است. در شرایط کنونی که توده میلیونی وسیعی از کارگران و خانواده ای آنها برای تامین معیشت به افرایش نقدی دستمزدها نیاز فوری دارند، سبد کالاها تکه پاره کردن حداقل دستمزدها است. زمزمه حذف یارانه ها با اتخاذ سیاست اقتصادی سبد کالا توسط رسانه ها، پیش زمینه اجرای سیاسیت جدید ریاضت کشی اقتصادی و در واقع به انقیاد کشاندن بیش از چهل میلیون از حقوق بگیران و خانواده هایشان در جامعه است. هزینه مالی سبد کالاها آن بخش از حقوق های پرداخت نشده کارگران است که توسط دولت و سازمانهای تامین اجتماعی به شیوه های مختلف از جیب کارگران و مزدبگران جامعه گرفته شده است. 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت