.
چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 20 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

جمعه, 15 آذر 1392 ساعت 03:29

پاول لگنيو: ظاهر فریبنده به سبک آمریکائی

اقتصاد
ظاهر فریبنده به سبک آمریکائی
Paul Lagneau-Ymonet
اقتصاد آمریکا ، به ویژه با پشتیبانی یک منبع انرژی ارزان قیمت، از نو به راه افتاده است، اما کشور دستخوش اختلاف های سیاسی است : چنین استدلال کلیشه ای که چندی پیش هفته نامه انگلیسی اکونومیست (۱) ارائه می داد، واقعیت را وارونه جلوه می دهد. چنین دیدگاهی، کاهش هزینه های عمومی که به عنوان هدف اولیه تلقی می شود را جایگزین مبارزه با اثرات و علل بحران می کند. به علاوه، تحلیل انتقادات علیه «نخبگان بر سر قدرت» (۲) را در مخالفت با بخش دولتی در کل، یا در ابراز تأسف کردن در مورد انحراف پسگرای حزب جمهوریخواه، بی اثر می سازد.
از کارافتادگی بخشی از خدمات فدرال و امکان اعلام ناتوانی پرداخت از جانب خزانه داری آمریکا، ناشی از شانتاژی که اکثریت محافظه کار مجلس نمایندگان اعمال می کند و نمایانگر نظریه ای است که «مارک میزروکی» در کتاب «شکاف در میان نخبگان کسب و کار آمریکا» از آن دفاع می کند : پیروزی محافل تجاری چنان گران تمام شده که بیشتر به یک شکست می ماند (۳). آنها سندیکاها را از بین برده؛ پایه های مشروعیت دولت فدرال را سست کرده اند و چهار دهه زیرپا گذاشتن مقررات مالی آنها را ثروتمندتر و بانفوذتر از همیشه کرده است. با اینحال، این موفقیت های بدست آمده توسط نمایندگان انتخابی از هر حزب و گروه و تصویب شده توسط «کاسبکار» ترین دیوان عالی کشور در طول تاریخ (۴)، فراکسیون میانه روی کارفرمایان آمریکائی را به نفع تندروترین عناصرتضعیف کرده است. آنها هستند که سرمایه و سازماندهی جناح راست تندروی جمهوریخواه را تأمین می کنند. «مثل گاو حمله کردن» آنها ستایشی است از خشونت انسان، تاریک اندیشی مذهبی و داروینسیم اجتماعی.
در واقع، آمریکا از بحران بیرون نیامده، چنان که کتاب «کریستین اس سفلد» و «جان دی گراهام» زیر عنوان «فقیر آمریکائی و رکود بزرگ اقتصادی» (۵) نشان می دهد. نزدیک به پنجاه میلیون نفر زیر سطح فقر زندگی می کنند (معادل ۱۵۰۰ یورو در ماه برای یک زوج با دو فرزند). این رقم بی سابقه، در بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰، ۲۷% افزایش یافته. تأثیر بحران بر مشاغل حتی قابل ملاحظه تر است : بیکاری در بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ بیش از دوبرابر شده و کاهشی که هم اکنون ضبط می شود، ناشی از روی آوردن انبوه به مشاغل نیمه وقت و محو شدن شمار بیکاران بدون حق بیکاری در حسابهای رسمی است. امروز ۱۸% نیروی کار دچار سوء اشتغال است. تا آنجا که به بیکاران درازمدت مربوط می شود، می بایست با خصومت کارفرمایان رویاروئی کنند.
پس از مرور برنامه های مختلف کمک رسانی به نیازمندان و به نمایش گذاشتن تمامی جوانب انساندوستی (تنها یک چهارم مبالغ اهدائی، تأمین کننده سرمایه کارهائی است که به نفع نیازمندان انجام می گیرد)، نویسندگان چنین نتیجه می گیرند که اوضاع بدتر از اینها نیز خواهد شد. سرمایه های فدرال که در سال ۲۰۰۹ به این امر اختصاص یافته اند، در حال ته کشیدن است، ایالت ها از خرج کردن اکراه دارند، دستگاههای شهرداری یکی پس از دیگری ورشکست می شوند، کمک های خصوصی فروکش می کنند و زدوبندهای سیاسی اکنون حول و حوش شیوه های کاهش برنامه های اجتماعی و بدهی های حکومت فدرال می چرخد.
به گفته کریستفر هیس، ایدئولوژی لیاقت سالاری، کشور آمریکا را که در آن نابرابری ها بیداد می کند، به دام انداخته است. درصد بسیار بالای حضور فرزندان خانواده های مرفه در مدارس آمریکائی با امتحان ورودی (حتی در اندک مدارس رایگان)، مدیون کلاسهای خصوصی است که والدین این شاگردها قادر به پرداخت آن هستند. به این ترتیب، امتیاز طبقه اجتماعی به شکل پاداش مشروع ویژگی های فردی تبدیل می گردد. نویسنده همچنین افزایش ثروت های فردی ناشی از تداخل منافع خصوصی و دولتی و قدرتی که به همراه می آورد را مورد موشکافی قرار می دهد. به این ترتیب، بین سالهای ۱۹۸۴ و ۲۰۰۹، میانگین سرمایه خالص نمایندگان کنگره و سناتورها ۲۶۰% افزایش یافته، در حالیکه سرمایه خانواده های آمریکائی راکد مانده است. در سال ۲۰۱۰، بیش از یک سوم نمایندگانی که دوره وکالتشان به سر رسیده، به یک مؤسسه «لابی اینگ» پیوسته اند.
در خاتمه، کریستفر هیس «آسیب شناسی» «نخبگانی» که آن «۱%» را تشکیل می دهند را مورد بررسی قرار می دهد. از یک سو، این باور را که داشتن پست های مهم به مفهوم دارا بودن یک هوش مخصوص است که انسان را از این پرسش بازمی دارد که آیا آنطور که فکر می کنیم و عمل می کنیم جایز است یا خیر. هوش یا افاده و تکبر؟ و از سوی دیگر، به نظر نویسنده، در جامعه ای که مدعی لیاقت سالاری است، افزایش نامحدود نابرابری ها و تمرکز بی نهایت قدرت ها در دست چند تن، می تواند نتیجه اش محکوم کردن آنها به نوعی جنون قدرت طلبی باشد . همان ۱% که می تواند خود را از رعایت مقرراتی که سازمانها ، نهادها و جامعه ای که بر آن حاکم اند، معاف بداند گویا اسیر ارضا سیری ناپذیر امیال از این پس بی هدف خود به سر می برد.
پی نویس ها:
۱- « Cheer Up. Specieal report : America’s competitiveness », The Economist, Londres, 16 mars 2013.
۲- Charles Wright Mille, L’Elite au pouvoir, Agone, Marseille, 2012, 612 pages, 26 euros.
۳- Mark S. Mizruchi, The Fracturing of the American Corporate Elite, Harvard University Press, Cambridge (Massachusetts), 2013, 384 pages, 35 dollars.
۴- Lee Epstein, William M. Landes and Richard A. Posner, „How business fares in the Supreme Court“, Minnesota Law Review, n°97, Minneapolis, 2013.
۵- Kristin S. Seefeldt and John D. Graham, America’s Poor and the Great Recession, Indiana University Press, Bloomington and Indianapolis, 2013, 178 pages, 21 dollars.
۶- Tara Siegel Bernard, « Budget negotiating chip has big downside for old and poor”, The New York Times, 19 avril 2013.
نويسنده
Paul Lagneau-Ymonet
جامعه شناس در انستيتو ماکس پلانک براي مطلعه جامعه (کلن).
برگردان:
Shirine ROCHARD شيرين روشار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت