.
سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 12 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 14 آبان 1392 ساعت 04:36

انگلس: سخنرانى در کنار گور مارکس

سخنرانى در کنار گور مارکس، گورستان هایگيت، لندن.
 - ١٧ مارس ١٨٨٣
١٤ مارس، يک ربع به ساعت ٣ بعدازظهر، بزرگترين انديشمند روزگار ما از انديشيدن باز ايستاد. فقط دو دقيقه او را تنها گذاشته بوديم، همينکه به اتاق آمديم، ديديم که آرام روى صندلى خوابيده است - اما اين بار براى هميشه. مرگ اين مرد چنان ضايعهاى براى پرولتارياى رزمنده اروپا و امريکا و براى تاريخ علوم است که ابعادش غير قابل اندازهگيرى است. جاى خالىاى که با رفتن اين روح پُر عظمت بوجود آمده است بزودى زود همه جا احساس خواهدشد.
همانطورکه داروين به قانون تکامل جهان ارگانيک و موجودات زنده  پى بُرد، مارکس هم قانون تکامل تاريخ بشر را کشف کرد؛ اين حقيقت ساده را که تا قبل از او در زير کوهى از ايدئولوژى پنهان شده بود، اين حقيقت که بشر پيش ازآنکه بتواند به سياست، دانش، هنر، دين و جز اينها بپردازد، بايد بخورد، بياشامد، سرپناه و پوشاک و غيره داشته باشد؛ اينکه بنابراين توليد وسايل مبرم مادى، و نتيجتاً ميزان رشد اقتصادى کسب شده توسط هر مردم معيّن يا در هر دوره معيّن، آن زيربنايى را تشکيل ميدهد که بر روى آن، دولت، مفاهيم حقوقى، هنر و حتى نظرات آن مردم در مورد مذهب تکامل پيدا کردهاند... و در پرتو اين نور است که بنابراين بايد همه اينها را تبيين کرد، نه برعکس، آنچنانکه تا حال شده است.
اما اين همهاش نيست. مارکس قانون ويژه حرکت ناظر بر شيوه توليد سرمايهدارى عصر حاضر و آن جامعه بورژوايى که زاده اين شيوه توليد است را هم کشف کرد. کشف ارزش اضافه، ناگهان مسألهاى را روشن کرد که هم اقتصاددانان بورژوا و هم منتقدين سوسياليستى که در صدد حلش بودند، در تمام بررسىهاى قبلى، در تاريکى کورمال کورمال بدنبالش بودند. دو کشف اين چنينى براى يک عمر کافى است. خوشبخت آنکه نائل آمدن به حتى يکى از اين کشفيات نصيبش شود. اما در هر زمينهاى که مارکس به تحقيق پرداخت - و او در زمينههاى بسيار متعددى تحقيق کرد، که هيچکدامشان سطحى نبودند - در همه زمينهها، حتى در رياضيات، به کشفيات مستقلى نائل شد. چنين بود اين مَردِ دانش. اما اين هنوز حتى نيمى از وصف او نيست. دانش براى مارکس نيرويى بلحاظ تاريخى پويا و انقلابى بود. گرچه براى او هر کشف جديد در اين يا آن عرصهاز دانش تئوريک که شايد هنوز هم کاربُردهايش بتمامى قابل تصور نبود، خشنودى فراوانى بهمراه داشت. وقتى کشفيات تأثيرى فورى وانقلابى برصنايع، و برتکامل تاريخى درکل ميگذاشتند، شعفى ازنوعى کاملا متفاوت احساس ميکرد. بعنوان مثال، او از نزديک پيشرفتها و اکتشافات حاصله در زمينه الکتريسيته را دنبال ميکرد و در اين اواخر بخصوص کارهاى مارسل دپره[١] را. براى اينکه مارکس بيش از هرچيز ديگر يک انقلابى بود.
مأموريت واقعيش درزندگى اين بود که از هرطريق ممکن به سرنگونی جامعه سرمايهدارى و نهادهاى دولتى مخلوقش مدد برساند، و به آزادى و رهايى پرولتاريا که آگاهی بر وضعیت، نیازها و شرایط رهائی اش را او خود بنیان نهاده بود، کمک کند.  مبارزه خوى او بود. با چنان شور، با چنان سرسختى و با چنان کاميابى مبارزه میکرد، که کمتر کسى یارای رقابت با او را داشت. کار او در اولين "روزنامه جديد راين" در سال ١٨٤٢، روزنامه "به پيش" پاريس در ١٨٤٤، "روزنامه آلمانى بروکسل" در ١٨٤٧، "روزنامه جديد راين" در ١٨٤٨- ١٨٤٩ و بعلاوه جزوههاى ميليتانت بيشمار، کار در سازمانهاى پاريس، بروکسل و لندن، و بالأخره تاجى بر سر همه اينها، تشکيل انجمن بينالمللى کارگران - اين خود براستى دستاوردى بود که بنيانگزارش ميتواند بحق بر آن ببالد حتى اگر هيچ کار ديگرى نکرده باشد.
و درنتيجه، مارکس بلحاظ مورد نفرت و تهمت و لجنپراکنى بودن، سرآمد زمانه خودش بود. حکومتها – هم مطلقه و هم جمهورى – او را از ممالک خود تبعيد کردند. بورژواها – چه محافظه کار و چه اولترا دمکرات – در بدنام کردن و لجنپراکنى به او گوى سبقت از هم ربودند. همه اينها را او همچون تارعنکبوت کنارميزد، ناديده ميگرفت، و تنها زمانى پاسخ ميداد که ضرورتى فوقالعاده مجبورش ميکرد. و او مُرد درحالىکه ميليونها کارگرانقلابى همرزمش - از معادن سيبرى تا کاليفرنيا، در همه بخشهاى اروپا و امريکا، از صميم قلب دوستش دارند، خالصانه به او احترام ميگذارند و در فقدانش سوگوارند - و گرچه شايد مخالفان او بسيار بودند، اما من به جرأت ادعا ميکنم که بعيد است حتى يک دشمن شخصى داشته باشد. نام او قرنها دوام خواهد آورد، و همینطور کارش.
[١] مارسل دپره Marcel Deprez (١٢ دسامبر ١٨٤٣ - ١٣ اکتبر ١٩١٨) از پيشقراولان مهندسى برق در فرانسه که در سال ١٨٨١ مأمور شد شبکهاى بمنظور برق رسانى مبتنى بر انتقال برق از فواصل دور بوجود بياورد. او موفق شد براى اولين بار در سال ١٨٨٢، برق جريان مستقيم را (با توان ٤٠٠ وات) از ميزباخ به مونيخ (با فاصله ٥٧ کيلومتر) انتقال دهد. مدتى بعد کشف شد که برق متناوب را بآسانى و با اتلاف بسيار کمتر ميتوان به فواصل دور انتقال داد.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت