.
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸.
امروز:
Sep 18 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 30 مهر 1392 ساعت 00:00

پروین احمدزاده: حکومت اسلامی تجاوز به کودکان

حکومت اسلامی تجاوز به کودکان را قانونی کرد!
یکی از مشخصات جامعه نابرابر ایران وجود جمعیت بالایی از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست است! دولت مردان اسلامی وقتی به فکر و چاره جویی برای این جمعیت بی سرپناه می افتند اول در فکر چاره جوی چگونگی تجاوز جنسی به آنها هستند.
اخیرا مجلس شورای اسلامی که در میان مردم به "گاوداری بهارستان" معروف است لایحه ازدواج سرپرستان با فرزند خوانده، یعنی با  کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را طرح و تصویب کرده و جهت رسمیت دادن به تجاوز جنسی به کودکان بی پناه روانه شورای نگهبان کرده اند. شورای نگهبان هم که به شورای "دایناسورها" مشهور است بنابر ماهیت موجودیتش، تجاوز به فرزند خوانده را شرعی و قانونی اعلام کرد.
دو موضوع باید مورد توجه باشد: اول مشغله خود این آقایان است و دوم: کودکان را چگونه از تجاوز جنسی نجات دهیم؟
مشغله دولت مردان اسلامی نشات گرفته از آیات " آسمانی قرآن " است. وقتی در قرآن تجاوز به دختران 9 ساله با عنوان بهانه ازدواج شریعت داده میشود. وقتی برای دختر بچه های 9 ساله مراسم شنیع جشن تکلیف زن شدن برگزار میشود؟ وقتی جنس مؤنث جهت استفاده جنسی، مذکر تلقی میشود؟ خیلی طبیعی است سیر کردن شکم بچه و پناه دادن به کودکان بی سرپرست در گرو تجاوز جنسی به آنها باشد. کسی نباید تعجب کند که این حضرات قرن "دایناسورها" تفسیر نادرستی از "اسلام عزیز" ارائه میدهند، اتفاقا این مصوبه عین شریعت اسلامی است که به جامعه ایران تحمیل شده است. در حقیقت این یک ویروس است که بجان جامعه ما افتاده است! ضربه این ویروس تنها وجدان انسان را نشانه نگرفته است بلکه تهی کردن انسانیت را نشانه گرفته است! و این ما مردم هستیم که چگونه با این ویروس برخورد میکنیم؟
این لایحه که به مصوبه هم تبدیل شده و از همان روز تصویبش باید بعنوان سند جنایت تصویب کنندگانش علیه وجدان جامعه بشری ایران تلقی شود و هر مورد اتفاقی سند تجاوز به کودکان بی سرپرست و بد سرست از سوی بی دادگاه های اسلامی صادر شود باید بعنوان جرم محرز ثبت شده و برای آمرین و عاملین آن پرونده جنائی تشکیل داد! اجازه بدهید به همین مناسبت یک خاطره واقعی پایان بخش این مطلب را، تعریف کنم.
سال 1378 بود جمعیتی حدود چهل نفر دختر جوان  در کلاس مشاوره  حین ازدواج شرکت داشتند، تا یک ساعتی برای آنها راجع به  زندگی مشترک  و رابطه زناشویی صحبت کنم. سعی ام بر این ا ست که مطالبی برای آنها بگویم که به دردشان بخورد. کلاس به پایان رسید. بعد از اینکه دختر ها می روند کلاس را تر ک می کنند  یکی از انها با خجالت و نگاه سر به زیر  مرا به گو شه ای می کشاند  صورت معصوم  و زیبایش بدون  آرایش  در چادر سیاه رنگش  پنهان است چشمها یش نگران است با خجالت سرش را پایین  می اندازد و می گوید  خانم من از مردها می ترسم  از رابطه زناشویی می ترسم  نگاه در نگاه معصومش می اندازم  نگاهی که اعتماد او را جلب .  می گویم آیا خاطره بدی داری عزیزم، چرا می ترسی؟  و او اعتماد می کند به کسی که برای اولین بار است دیده است.  رنجی را که نمی دانم چندین سال است  با خود دارد.  می گوید حانم من با ناپدریم زندگی می کنیم  و او به من نظر دارد  و من می ترسم.  به او می گویم  تو این ترس را باید از بین ببری  و باید پیش روانکاو بروی.  اما خودم می دانم که او نمی تواند برود چون هم آزادیش را ندارد وهم با چه کسی برود چه توضیحی به همسر آینده اش بدهد که " آبرویش نرود وطلاقش ندهد و مادرش چه آیا حرفش را باور می کند؟ این رنج تا کی ادامه دارد ".  نمی دانم اما این را می دانم که خیلی از کودکان که مورد  " تجاوز، سو استفاده جنسی " قرار می گیرند، تمام زندگی آنها تحت تاثیر قرار می گیرد.  و به فردی افسرده ،ترسو و سرخورده تبدیل می شوند واحساس  بسیار بدی در تما م  طول زندگی شان، آنها را آزار می دهد.
این داستان واقعی مر بوط به پنج سال پیش است که  هنوز قانون ازدواج با سرپرست  در مجلس اسلامی که در تهرا ن به "گاوداری  بهارستان" معروف است، مطرح نشده بود. نماینده اقلیتی از جامعه مرد سالار ایران که باید به عقل آنها شک کرد.  این سوء استفاده ها در حالی بوده است که هنوز پرده حیایی  وجود دارد  و دختر خود را در سایه امنیت پدر خوانده می دانسته کسی که سایه سر مادرش و خودش بوده است برای زندگی بهتر که غم نان نداشته باشد و سر پناهی که از چشم دیگر گرگان، در امان باشد.  حال با این تفاسیر بیایید تصور کنید که این قانون غیر انسانی ضد کودک  و ضد زن تصویب شده.  کودکان مانند گله ای گوسفند خواهند شد که به دست گرگ سپرده می شوند که بعد از چاق وچله شدن انها را پاره کنند در مورد  آزار جنسی  پسر بچه ها چیز زیادی نمی دانم اما می دانم که چه پسر و چه دختر و قتی مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند افسردگی، روی آوری به اعتیاد،  فرار از مدرسه و همچنین فحشا  را در پی خواهد داشت. باید تمام تلاش انسانهای آزادیخواه، جنبش زنان و مدافعین حقوق کودکان برعلیه این قانون ضد انسانی برخیزند و مانع شوند. همچنین تفاوت  سنی زیاد این کودکان با سرپرست که حداقل آن سی سال می باشد ،  می تواند باعث انتقال بیماریهای مقاربتی از قبیل ایدز  و هپاتیت گردد که به دلیل تجربه  جنسی  سرپرست می باشد  همچنین عدم اموزش  این کودکان نسلی را ایجاد خواهد نمود که از نظر فرهنگی دچار مشکلات زیادی خواهند شد و مسایل و مشکلات اجتماعی و خانوادگی را دامن خواهد زد.  پس بیایید  با مخالفت با این  قانون ضد انسانی  برخیزیم وعزت شرافت جامعه انسانی راحفظ کنیم.
پروین احمد زاده
20 مهر ماه 1392

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت