.
يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 08 آبان 1387 ساعت 03:10

بهرام رحمانی:اورهان پاموک، مهمان نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت

شصتمین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، که شامگاه سه شنبه، ۱۴ اکتبر با سخنرانی وزیر خارجه‌ آلمان گشایش یافت، روز یک شنبه ۱۹ اکتبر‌ 2008  - ۲۸ مهر 1387، به پایان رسید. براساس آمار، در تاریخ شصت‌ ساله‌ این نمایشگاه، امسال تعداد بازدیدکنندگان آن بی سابقه بوده است.  
در شصتمین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، بیش از صد و ده کشور با حدود ۷ هزار ناشر شرکت داشتند. تنها سه هزار و ۳۳۷ غرفه این نمایشگاه به ناشران آلمانی زبان اختصاص داشت. حضور هزار نویسنده از گوشه و کنار جهان، یکی دیگر از رویدادهای مهم نمایشگاه امسال بود.
یکی از کتاب ‌هایی که در طول نمایشگاه، فروش چشم ‌گیری داشت، کتاب «برج»، اثر نویسنده‌ آلمانی، اووه تل‌کمپ (Uwe Tellkamp) بود که جایزه‌ امسال انجمن ناشران کتاب آلمان به وی تعلق گرفت.
اووه تل‌کامپ، در رمان هزار صفحه ‌ای خود، به هفت سال پایانی حکومت جمهوری دمکراتیک آلمان می ‌پردازد. قهرمانان این کتاب در شهر درسدن زندگی می‌ کنند و ویژگی‌ های زندگی با نظامی در حال فروپاشی را به تصویر می کشند.
یکی از وقایع مهم نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت که به طور برجسته ای توجه ناشران و رسانه های آلمان و بین المللی را به خود جلب کرد، فروش بی سابقه کتاب های کارل مارکس، بنیان گذار سوسیالیسم علمی است.
روزنامه انگلیسی گاردین، نوشت: «کارل مارکس بار دیگر بازگشته است»، این نظر ناشران و کتابفروشان در آلمان است که می ‌گویند آثار وی این روزها به سرعت و در ابعاد بی سابقه ‌ای به فروش می ‌رسد. دلیل اصلی علاقه به آثار کارل مارکس، بحران اقتصادی اخیر در جهان و آلمان اعلام شده‌ است. بخش اعظم خریداران آثار مارکس، «نسل جوان دانش پژوهان و پژوهشگران هستند که اخیرا دریافته‌ اند وعده‌ های نئولیبرایسم (لیبرالیسم نو) برای به ارمغان آوردن خوشبختی برای بشریت، حقیقت ندارد.» ...
گاردین، نوشت: محبوبیت آثار نوشتاری معمولا متناسب با زمانه دستخوش تغییر می ‌شود و شاید این نکته مثبتی باشد که می بینیم همیشه موفقیت و فروش آثار مکتوب محصول تبلیغات و روش ‌های بازاریابی حیله ‌گرانه نیست. مسلما اگر کارل مارکس زنده بود، از موفقیت آثار خود تحت تاثیر گسترش یک بحران اقتصادی در نظام سرمایه‌ داری بسیار خوشنود می‌ شد.
گاردین در آخر مقاله خود می افزاید: و بالاخره برای کتابخوان ‌هایی که هنوز به مرحله علاقه ‌مندی به فرضیه ‌ها و دیدگاه‌ های سیاسی کارل مارکس نرسیده ‌اند، مکاتبات وی با دوست و همفکرش؛ فردریش انگلس، هم زمان با یکی از بحران‌ های اقتصادی قرن نوزدهم آمریکا می ‌تواند کتابی سرگرم کننده و جالب باشد. مارکس در یکی از این نامه‌ ها در سال ۱۸۵۷ میلادی، در کمال اعتماد به نفس، سقوط کامل بازار مالی آمریکا - وال استریت - را پیش بینی کرد و خطاب به انگلس نوشت: «بحران و سقوط مالی در آمریکا، مایه بسی مسرت است. این بحران به این زودی ‌ها به پایان نخواهد رسید.»
سازمان «نویسندگان دربند»، سازمانی که به نویسندگان زیر پیگرد و زندانی در سراسر دنیا یاری می ‌رساند، با برگزاری کنفرانسی به ترکیه و هم چنین چین پرداخت. چین، مهمان سال آینده این نمایشگاه تعیین شده است. ۵۸ مرکز از مجموع ۱۴۰ مرکز «انجمن قلم» در جهان، از جمله «انجمن قلم آلمان»، با «کمیته نویسندگان در بند»، فعالانه همکاری دارند.
بنا به گزارش رسانه ها از نمایشگاه کتاب فرانکفورت، در آغاز کنفرانس مطبوعاتی «کمیته نویسندگان دربند» ویلفرید شولر Wilfried Schuller، دبیر کمیته‌ نویسندگان دربند، درباره کار روزانه این کمیته گفت:
«ما همیشه تنها می توانیم به چند نفر کمک کنیم، آن هم به وسیله مشاهده و دنبال کردن وضعیت آنان و سپس مطرح کردن آن در سطح بین ‌المللی. روشن است که کشورهای زیادی هستند که در آن ها شکنجه می ‌کنند و مانع آزادی بیان می‌ شوند؛ کشورهایی هستند که در آن ها به خاطر جنگ داخلی، جنگ ‌های قبیله ‌ای و انواع و اقسام دشمن ‌خویی ‌ها، نمی گذارند آزادی عقیده وجود داشته باشد.»
دکتر زیگفرید گاوخ Siegfried Gauch، معاون رییس انجمن قلم آلمان، درباره آخرین نتایج فعالیت ‌های همکاران «کمیته نویسندگان در بند»، گزارش داد. وی گفت:
«در سال گذشته ۶۷ مرکز کمیته نویسندگان دربند در دنیا، بیش از هزار مورد نویسنده را در ۹۰ کشور جهان پیگیری کردند. برای ۵۵ نویسنده تلاش های ما ثمربخش نبود، این عده را کشتند. بیش از ۲۰۰ نفر را به حبس های طولانی مدت محکوم کردند. ۹۴ نفر از زندان آزاد شدند. در نیمه نخست سال ۲۰۰۸، بیست نفر به قتل رسیدند، ۷ نفر سر به نیست شدند، ۱۸۹ نفر دستگیر و زندانی شدند و محاکمه ۲۲۳ نفر در جریان است.»
هر سال، یک کشور میهمان افتخاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت تعیین می شود، و امسال ترکیه با موضوع «ادبیات ترک در قرن بیستم» میهمان این نمایشگاه بود. کشوری که در آن، نویسندگان و روزنامه‌ نگاران از وضعیت زندگی و کاری راحتی برخوردار نیستند. در این کشور، هنوز هم به معنای واقعی آزادی بیان و آزادی های فردی و اجتماعی وجود ندارد؛ به خصوص در گذشته، بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران سرشناس ترکیه، هم چون ناظم حکمت، عزیز نسین، یاشار کمال و... در این کشور متحمل زندان های درازمدت شده اند.
اورهان پاموک، نویسنده مشهور ترکیه و دارنده جایزه نوبل ادبیات، در یک سخنرانی در حضور عبدالله گل، رییس جمهوری این کشور، از دولت ترکیه، به دلیل رفتارش با نویسندگان و آزادی بیان و قلم، شدیدا انتقاد کرد.
پاموک که در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب فرانکفورت، گردهمایی سالانه و بین المللی صنعت نشر، سخن می گفت، در سالنی پر از جمعیت که عبدالله گل، رییس جمهوری ترکیه نیز در ردیف اول آن نشسته بود، گفت: «یک قرن ممنوعیت و سوزاندن کتاب، محبوس کردن یا کشتن نویسنده ها، زدن انگ خائن به آن ها و تبعیدشان، هیچ یک از این ها به غنای ادبیات ترکیه کمک نکرده که هیچ، آن را فقیرتر هم کرده است.»
اورهان پاموک، در سخنرانی سه شنبه شب خود گفت: «عادت دیرینه حکومت ترکیه به مجازات کردن نویسندگان و ممنوع کردن کتاب های آن ها هنوز پا برجاست. هنوز هم از ماده ۳۰۱ قانون جزایی ترکیه برای سرکوب و خفه کردن نویسنده ها استفاده می شود، همان طور که در مورد من استفاده شد. در حال حاضر، صدها نویسنده و روزنامه نگار بر اساس همین ماده قانونی، محاکمه و گناهکار شناخته می شوند.»
عبدالله گل، رییس جمهوری ترکیه، در سخنرانی خود در این نمایشگاه که بلافاصله پس از سخنرانی پاموک انجام شد، گفت: ترکیه به جایزه نوبل پاموک «واقعا افتخار» می کند.
گل، به انتقادات پاموک، مستقیما جواب نداد، اما گفت: «امروز من می توانم با خوشحالی بگویم که به لطف اصلاحات سیاسی و اقتصادی که دارند در ترکیه جا می افتند» ترکیه دارد به شرایط لازم برای پیوستن به اتحادیه اروپا نزدیک تر می شود.
رییس جمهوری ترکیه، افزود: «گرچه هنوز در این کار کاملا موفق نشده ایم و راه زیادی را باید برویم، در مقایسه با گذشته می توانیم بگوییم که ترکیه پیشرفت کرده است.»
اورهان پاموک، در سال ۱۹۵۲ در خانواده ‌ای مرفه در استانبول، چشم به جهان هستی گشود. او، از ۷ سالگی رویای نقاش شدن را در سر داشت. اما وی، پس از گذراندن دوره‌ مقدماتی در مدرسه‌ انگلیسی زبان «روبرت کالج»، در زادگاه اش استانبول، در دانشگاه همین شهر، به تحصیل در رشته‌ معماری پرداخت. سپس رشته ‌اش را تغییر داد و به تحصیل روزنامه ‌نگاری پرداخت؛ رشته ‌ای که هیچ گاه در آن شاغل نشد.
وی، در میان سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸، در نیویورک زندگی کرد، هر گز استانبول را برای مدتی طولانی ترک نکرده است. پاموک، در سال های جوانی خود، آن چنان تحت تاثیر ادبیات مدرن اروپا تصمیم گرفت که زندگی خود را به ‌تمامی وقف ادبیات کند. این آرزو به تحقق پیوست و او به یکی از درخشان ‌ترین نویسندگان نسل جدید ترکیه تبدیل شد، تا آن جا که با دریافت جایزه‌ نوبل ادبیات به شهرتی جهانی رسید.
اورهان پاموک، در بیست و سه سالگی تصمیم به رمان نویس شدن گرفت. به همین دلیل خود را در خانه حبس کرد تا فقط بنویسد. اولین رمان پاموک، به نام «جودت بیگ و پسرانش»، در سال ۱۹۷۹ برنده‌ جایزه‌ موسسه‌ انتشاراتی «ملیت» در ترکیه شد. همین رمان در سال ۱۹۸۳ جایزه‌ «اورهان کمال» را نیز به خود اختصاص داد.
اورهان، از زمان انتشار نخستین رمان ‌اش «جودت بیگ و پسرانش»، به مدت هشت سال تقریبا ناشناخته ماند و بی ‌آن که بتواند از راه نوشتن درآمدی داشته باشد، در خانه‌ تابستانی مادری در کنار دریای مرمره، خود را یک سره وقف نوشتن کرد.
از دیگر رمان ‌های پاموک می توان به «قلعه‌ سفید» در سال ۱۹۸۵، «زندگی نو» در سال ۱۹۹۴ و «سرخ نام من است» در سال ۱۹۹۸، «برف» در سال 2002 و هم چنین واپسین رمانش «موزه‌ بی گناهی» که در سال ۲۰۰۸، در آلمان توسط انتشارات هانزر، منتشر شده اند، اشاره کرد.
کتاب «استانبول: خاطرات و شهر» او به ۵۸ زبان ترجمه شده و بیش از هفت میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.
اورهان پاموک، در کتاب خود زندگی نامه اش «استانبول» نوشته است که از کودکی تا بیست و دو سالگی علاقه ای شدید به نقاشی داشته و آرزو داشت تا در آینده نقاش شود. او دوره دبیرستان را در کالج آمریکایی رابرت گذارند و سپس وارد دانشکده فنی استانبول شد. اما پس از سه سال تحصیل در رشته معماری تصمیم گرفت رشته خود را تغییر دهد. از این رو، وی وارد دانشکده روزنامه نگاری استانبول شد. اما هرگز به سراغ حرف روزنامه نگاری نیز نرفت.
داستان «حوزون» (حزن)، جایگاه ویژه ‌ای در کتاب و در زندگی پاموک می‌یابد. «حوزون»، اندوهی که در روح جمعی استانبول موج می زند. پاموک، درباره پس ‌زمینه های «حوزون» می ‌گوید: «در این جا، در این احساس جمعی، موضوع بر سر یک ضایعه است. موضوع بر سر زوال امپراتوری عثمانی ست. موضوع بر سر فروپاشی قدرت و قلمرو آن ‌زمان است. موضوع بر سر احساس و دریافت ایستادن و زیستن بر مرز مغرب ‌زمین است. در سویه‌ دیگر مرز، کشورهای پرقدرت هستند، و در این سوی مرز ما هستیم که این چنین فقیر ایستاده ‌ایم.» مالیخولیا هم چون ابری تیره بر تمامی «استانبول» سایه افکنده است.
برخی منتقدان شاهکار او را رمان «کتاب سیاه» که در سال ۱۹۹۰، منتشر شده است، می‌ دانند. این اثر پاموک، یکی از پرفروش ‌ترین کتاب های ترکیه شد و راه را برای شهرت جهانی وی هموار کرد.
«کتاب سیاه»، بر یک داستان جنایی استوار است، در عین حال فرهنگ و تاریخ سرزمینی بر پرتگاه آشفتگی و پریشانی را روایت می ‌کند. وکیلی اهل استانبول در جریان جستجوی همسر خود، که به‌ همراه برادر ناتنی ‌اش بدون این که ‌هیچ گونه ردپایی از او برجای مانده باشد، مفقود شده است، چنان در پاورقی‌ های برادر ناتنی همسرش، که روزنامه‌ نگار بود، غرق می‌ شود که در نهایت به خود او استحاله می ‌یابد. جستجو از پی دو گمشده، به جستجوی شخصیت اصلی رمان در پی خویش بدل می شود.
«برف»، در سال ۲۰۰۲ منتشر گردید یک رمان سیاسی است. رمانی که سیاست های مذهبیون، مساله حجاب، پیگردهای پلیس، گرایشات گوناگون «سیاسی» را در برمی گیرد.  
«برف» که شخصیت اصلی آن در شهر فرانکفورت، به قتل می رسد در آلمان که بیش از دو و نیم میلیون ترک تبار در آن اقامت دارند طرفداران زیادی دارد.
در سال ۲۰۰۳، رمان «سرخ نام من است» برنده‌ جایزه‌ بین‌المللی «ایمپک» شد. سال ۲۰۰۵ جایزه‌ صلح ناشران آلمان به او تعلق گرفت. در همان سال، جایزه‌ معتبر «ریکاردا هوخ» را نیز در آلمان دریافت کرد.
اورهان پاموک، با اشاره به آخرین رمانش تحت عنوان «موزه بی گناهی» که امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت، عرضه شده است، گفت: «عشق واقعی بیش تر شبیه تصادف با اتومبیل یا بیماری سخت است تا شبیه طعم شیرین داستان های رمانتیک.»
«موزه‌ بی گناهی»، این کتاب جدید پاموک، در دو روز اول انتشار به زبان ترکی، صد هزار نسخه از کتاب در ترکیه به فروش رفته است. «موزه بی گناهی»، داستان عشق کمال، پسر یک خانواده ثروتمند اهل استانبول است به خویشاوندی دور و فقیر، اولین رمانی است که از پاموک، پس از دریافت جایزه نوبل، منتشر شده است. ماجرای داستان درباره عشق میان یک مرد ثروتمند و دختری فقیر در استانبول است. داستان در سال های دهه هفتاد میلادی می گذرد و دو شخصیت اصلی آن بالای سی سال سن دارند. کتاب به مسایل حساسی چون تمایلات جنسی و بکارت در ترکیه اشاره می کند که صحبت درباره آن ها «تابو» محسوب می شود. اورهان پاموک، به روزنامه صباح گفته است که این لطیف ترین رمانی است که تا کنون نوشته است.
اورهان پاموک، هم چنین در یکی از گفتگوهایش با یک نشریه آلمانی، درباره رمان جدید خود «موزه بی گناهی» می گوید: «وقایع نگاری ماجرای عاشقانه‌ کمال است، فردی از طبقه بالای جامعه، کسی که در کتاب گاهی به عنوان عضوی از نخبگان فرهنگی جامعه توصیف می ‌شود، در ۱۹۷۵، سی سال سن دارد و در این کتاب شیفتگی عاشقانه‌ خود نسبت به یکی از اقوام دورش را شرح می دهد. دختری هجده ساله به نام افسون که در یک فروشگاه کار می ‌کند و بسیار زیبا هم هست. او به عنوان جبران ناکامی اش در به دست آوردن دل آن دختر، هرچه را که افسون لمس کرده و او می‌ تواند آن را برای خودش جمع آوری کند برمی ‌دارد و در انتها موزه ‌ای از چیزهایی می ‌سازد که با داستان عاشقانه‌ آن ها به نوعی مربوط بوده است.
«موزه‌ بی گناهی» من ضمنا یک موزه‌ واقعی هم هست که تلاش می کند تمامی این اشیاء را نگه دارد. من برای این موزه حدود شش سال است که در حال جمع آوری چیزهایی هستم. من خانه ‌ای خریداری کرده ‌ام که عملا همان جایی است که این بخش از داستان از ده سال پیش در آن می ‌گذرد. من آن را به یک موزه تبدیل کرده ‌ام به طوری که اکنون «موزه‌ بی گناهی» هم یک رمان است و هم یک موزه.
لذت رمان و لذت موزه‌ در حال تکمیل شدن دو موضوع کاملا متفاوت از هم است. موزه‌ مورد نظر مصورسازی رمان من نیست و رمانم نیز توصیف آن موزه نیست. آن ها شاید دو بازنمایی از یک ماجرای واحد هستند. و هنگامی که ما به این موزه برویم می توانیم داستان مورد بحث را صرفا با لمس کردن و مشاهده چیزهایی کوچکی که در کتاب ظاهر می ‌شوند دوباره از خاطر بگذرانیم. این درست مانند یک خاطره واقعی است. و در انتهای داستان قهرمان کتاب می ‌گوید که همه باید بدانند که او زندگی شادی داشته است.» (گفتگوی راینر تراوبه از نشریه اینترنتی قنطره با اورهان پاموک»، برگردان: علی‌محمد طباطبایی)
پاموک، از اواسط دهه ١٩٩٠، مقالاتی را درباره حقوق بشر، آزادی بیان و عقیده نوشت و در آن ها به انتقادات جدی از دولت ترکیه پرداخت. اولین رمان سیاسی او، به نام «برف» در سال ٢٠٠٢ منتشر شد.
پاموک، پس از مصاحبه کوتاهی در سال ۲۰۰۵، به جرم «توهین به ترک ها» و انتقاد از سیاست های دولت های ترکیه در کشتار ارمنی ها و کردها مورد دادخواست قرار گرفت. شکایتی علیه پاموک با استناد به «ماده ٣٠١» دایر بر تحقیر ترک ها و زندانی شدن او از شش ماه تا سه سال مطرح شد.
محاکمه ارهان پاموک، جمعه نهم دسامبر 2005، آغاز شد، محاکمه ای که تمام نگاه ها را به خود متوجه کرد. اين دادگاه، نه يک مجرم يا جنايت کار، بلکه اورهان پاموک، نويسنده سرشناس اين کشور را به محاکمه کشيد. او متهم است که به تاريخ ملی ترکيه توهين کرده است.
در دوران اخير که حاکميت ترکيه تلاش دارد قوانین خود را با معیارها و ارزش های اتحادیه اروپا منطبق سازد، چنين اظهاراتی به سادگی ناشنيده گرفته می شود.
اما اين بار دادگستری ترکيه، به دو دليل واکنش تندتری نشان داد: «نخست آن که این مهم ترین «تابوی سیاسی - تاریخی» ترکیه از زبان نامی ترين نويسنده ترکيه به زبان آمده و ديگر آن که، اين سخنان زمانی بیان می شوند که ترکيه خود را برای ورود به اتحاديه اروپا آماده می کند.
او، به رسانه ها گفت: «من اصلا تعجب نکردم زيرا صحبت درباره قتل عام يک ميليون ارمنی دوران عثمانی هنوز در اين کشور تابو به شمار می رود و کسی حق ندارد آن را به زبان بياورد. اما زمان پيش می رود و مردم کم کم شروع کرده اند به صحبت درباره آن.»
پاموک، افزود: «چنين برخوردهايی نشان می دهد که فرهنگ اختناق و استبداد هم چنان زنده است و عقايد مخالف هنوز با سرکوب و زندان روبرو می شوند.»
سرانجام دادگاه استانبول، با فشار کانون¬ های نویسندگان کشورهای اروپایی و جوامع بین ¬المللی مدافع آزادی بیان، دادگستری ترکیه و هم چنین به دلیل دریافت نکردن اجازه از وزارت دادگستری مجبور به عقب ¬نشینی شد و در ٢٣ ژانویه ٢٠٠٦ تصمیم به رد شکایت گرفت.
«در ترکیه ۳۰ هزار کرد به قتل رسیده ‌اند و یک میلیون ارمنی قتل‌ عام شده ‌اند. هیچ ‌کس در این باره حرف نمی ‌زند. پس من این کار را می ‌کنم.» این موضع صریح سیاسی اورهان پاموک است. او، در این موضع گیری با کلمات بازی نمی کند و با ایما و اشاره سخن نمی گوید. چنین سخنانی در کشوری هم چون ترکیه تماما «تابو» محسوب می شود، برای نویسنده پیامدهای سنگینی به‌ همراه آورد. از یک‌ سو، براساس قوانین ترکیه او را به دلیل اتهام «اهانت به ترک ها» به دادگاه کشیدند و از سوی دیگر، ناسیونالیست های ترکیه، بارها او را تهدید به مرگ کردند. تا جایی که وی مدتی مجبور به زندگی مخفی شد.
پارلمان ترکيه، با اصلاح قانون آزادی بيان در اين کشور، ماده مربوط به «اهانت به ترک ها» را در مصوبه ای حذف کرد، و ازاين پس، به جای آن، «اهانت به ملت ترکيه»، جرم شناخته می شود. گرچه اين ماده اکنون اصلاح شده اما نويسندگان و روشنفکران ترکيه واتحاديه اروپا آن را کافی نمی دانند. تاکنون هزاران تن از روشنفکران و نويسندگان ترکيه، با استناد به همين ماده قانونی، بارها تحت پيگرد قضايی قرار گرفته اند.
اتحاديه اروپا، خواهان لغو قوانين محدود کننده آزادی بيان در ترکيه شده، و چنين اصلاحاتی را نشانه تعهد اين کشور به اصلاحات سياسی و آزادی بيان، و نيز هموار کننده راه پيوستن ترکيه به اين اتحاديه دانسته است.
پاموک، در مقابل سانسور و در دفاع از آزادی بیان و قلم، آن چنان حساس است که در این موارد بدون هیچ گونه ملاحظه و خودسانسوری، آشکارا نظریاتش را در برنامه ‌های زنده‌ تلویزیونی ابراز می دارد. تا جایی که انتقاد صریح و تند پاموک از سیاست دولت ترکیه، در رابطه با کردها و پافشاری اش بر حقیقت «نسل ‌کشی» ارمنی‌ ها در دوران عثمانی، باعث شد که اعطای معتبرترین جایزه‌ فرهنگی ترکیه به او لغو شود.
«در تاریخ، روایت¬ های مختلفی درباره قتل ¬عام ارمنی ¬ها توسط ترکان جوان عثمانی وجود دارد. در برگ¬ هائی از تاریخ می ¬خوانیم، روز شنبه 24 آوریل 1915، در شهر استانبول، 600 نفر از ارامنه صاحب نام به دستور دولت ترک¬ های جوان به قتل رسیدند.
این کشتار، سرآغاز قتل ¬عام ارامنه توسط دولت ترک ¬های جوان بود که حدود یک میلیون و دویست هزار نفر از جامعه ارمنی امپراتوری عثمانی در جریان آن جان خود را از دست دادند.
در زمان امپراتوری عثمانی، ارمنی ¬ها و یونانی ¬ها در کنار همدیگر زندگی می¬ کردند بدون این که با مشکلی مواجه شوند. آن ¬ها نقش مهمی در عرصه بازرگانی و سیستم اداری حکومت عثمانی داشتند. تا این که در سال 1909، سلطان عبدالحمید دوم توسط جنبش ملی ¬گرای «ترک¬ های جوان» به رهبری انور پاشا، دستش از حکومت کوتاه ¬شد...
طلعت پاشا، با کمک ترکان جوان، در «تشکیلات مخصوصه» که سازمان پلیس مخفی عثمانی بود به مطالعه امکان اجرای طرح پاکسازی قومی ارمنی ¬ها پرداخت و سر آخر به مدیریت بهاء¬الدین شاکر که آن زمان عضو کمیته مرکزی «اتحاد و ترقی» و مسئول شاخه سیاسی «تشکیلات مخصوصه» بود، توانست طرح خود را به اجرا درآورد.
ارامنه هفت ایالت شرقی، توسط ارتش تحت فرماندهی ترک ¬های جوان قتل¬ عام و یا در کاروان ¬های انبوه گردآوری و به مناطق جنوبی تبعید شدند. حتی آن ¬هائی هم که از دست ارتش جان سالم بدر می ¬بردند، تقریبا کلیه آن ¬ها، از بی ¬آبی و بی¬ غذائی و یا بر اثر حمله اقوام مختلف که توسط ترک¬ های جوان تحریک شده بودند، در راه جان خود را از دست دادند. پس از ایالت ¬های شرقی، نوبت به ارامنه سراسر امپراتوری عثمانی رسید و آنان نیز به دستور جنبش ناسیونالیست ¬های ترک ¬های جوان قتل¬ عام شدند.
بدین ترتیب، در روز شنبه 24 آوریل 1915، در شهر استانبول 600 نفر از ارامنه صاحب نام شهر به دستور دولت ترک¬ های جوان به قتل رسیدند که این جنایت سرآغاز قتل¬ عام دهشتناک ارامنه توسط جنبش ترک¬ های جوان بود.
در آن دوره، امپراتوری عثمانی، دو میلیون تبعه ارمنی داشت که در مجموع دو سوم آن¬ ها در جریان این کشتار جمعی جان خود را از دست دادند.
بسیاری از رهبران جمهوری ترکیه و به ویژه بنیان ¬گذار آن مصطفی کمال آتاترک خود از رهبران ترکان بود که در دوه دهه پایانی امپراتوری عثمانی حکومت را در استانبول در دست داشت.
سایت اینترنتی بی¬بی¬سی، در تاریخ 22 آوریل 2005، درباره قتل ¬عام ارامنه نوشت: تاکنون حدود پانزده کشور یا پارلمان آن ¬ها از جمله روسیه و فرانسه کشتار ارمنه را رسما «قتل¬ عام» اعلام کرده¬ اند...
با وجود این، اعضای انجمن بین ¬المللی کارشناسان قتل ¬عام، پس از بررسی همه مدارک و متون موثق به این نتیجه رسیدند که در حدود یک میلیون و دویست هزار ارمنی در جریان «قتل ¬عام» کشته شدند. این انجمن در نامه اخیر خود به نخست ¬وزیر ترکیه بار دیگر بر این رقم تاکید کرده است.
ارامنه، همواره اصرار ورزیده ¬اند که ترکیه باید رسما به ارتکاب قتل ¬عام اذعان کند. اما ترکیه ادعا می ¬کند از آن¬ جائی که در آن زمان ارامنه ساکن شرق آناتولی به رهبران ترک پشت کرده و در کنار نیروهای مهاجم روسیه قرار گرفته بودند، قربانی جنگ های داخلی شدند.
یکی از نگرانی ¬های دولت ترکیه این است که اگر چنان ¬چه کشتار سال 1915 را بپذیرد، نسل کشی محسوب خواهد شد و در آن صورت، احتمال مطرح شدن غرامت پیش خواهد آمد.¬» (1)
اورهان پاموک، هم چنین در جریان محاکمه‌ یاشار کمال، نویسنده‌ کرد ترکیه که به عنوان یک نویسنده چپ و محبوب شهرت جهانی دارد، به پشتیبانی از او برخاست. یاشار کمال که قارسی زبانان آشنایی بیش تری با نوشته های وی دارند، بارها به دلیل داشتن افکار چپ و فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، دادگاهی و زندانی شده است. وی، چند سال نیز با شهامت فوق العاده ای به سرکوب و کشتار مردم کرد و کوچ دادن اجباری آن ها به نقاط دیگر ترکیه، اعتراض کرد که با خشم دولت ترکیه روبرو گردید و به دادگاه کشانده شد. اما این بار به دلیل شهرت جهانی وی، تحولات ترکیه و حمایت قوی از او که در داخل و خارج کشور راه افتاده بود، نتوانستند او را زندانی کنند.
پاموک، در ردیف نخستین نویسنده های‌ ساکن کشورهای به اصطلاح «اسلامی» بود که از سلمان رشدی، نویسنده‌ رمان «آیه ‌های شیطانی»، در مقابل فتوای مرگ او از سوی آیت‌الله خمینی، حمایت کرد.
از زمان قتل هرانت دینک، روزنامه نگار ارمنی، او تحت مراقبت ویژه نیروهای امنیتی قرار دارد. ناسیونالیست های ترکیه، هرانت دینک را در ژانویه 2007 ترور کردند. یکی از متهمان پرونده قتل دینک، هنگام انتقال به دادگاه، پاموک را تهدید کرد.
«هرانت دينک، Hrant Dink سردبير نشریه آگوس، ۵۳ ساله، ساعت ۳ بعد از ظهر جمعه، ۱۹ ژانویه 2007، در مقابل دفتر روزنامه «آگوس»، در استانبول، توسط فردی ناشناس به ضرب گلوله کشته شد. بنا به گفته مقامات ترکيه، جوان ۱۸ يا ۱۹ ساله¬ای چهار بار به سوی اين خبرنگار شليک کرده است.
هراند دينک، روزنامه ¬نگار معروف ترک ارمنی تبار، بارها به خاطر طرح موضوع کشتار ارامنه در دوران امپراتوری عثمانی که آن را نسل کشی می ¬نامید، از سوی دستگاه قضايی ترکیه تحت تعقیب قرار گرفته بود. این روزنامه¬ نگار، اخیرا توسط گروه ¬های ناسیونالیست ترکیه تهدید به مرگ شده بود.
هراند دینک، تابستان سال گذشته‌ در پی انتشار مطالبی درباره‌ قتل¬ عام ارامنه‌ در امپراتوری عثمانی، محاکمه شد. این روزنامه¬ نگار، از جمله‌ روشنفکرانی بود که‌ ماده‌ 301 قانون اساسی ترکیه‌ را که‌ بر اساس آن طرح موضوع نسل ¬کشی ارامنه،‌ تحت عنوان توهین به‌ ملیت ترک جرم محسوب می ¬شود، مورد انتقاد شدید قرار داده‌ بود.
دولت ترکيه، همواره قتل ¬عام ارامنه در اوايل قرن بيستم را انکار می ¬کند، اگر چه سازمان ملل متحد، کشتار ارامنه را همراه با کشتار روندا و هولوکاست يهوديان، به عنوان يکی از سه نسل ¬کشی قرن بيستم به رسميت شناخته است.» (2)
اورهان پاموک که برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2006 بود برای دریافت جایزه خود، به همراه همسر و دختر خود «روئيا» به استکهلم آمده بود، طی مراسمی در سالن بزرگ کنسرت اين شهر جايزه نوبل خود را دريافت کرد. جايزه نوبل ادبيات توسط مايکل سوهومان، رئيس کميته جايزه نوبل و کارل گوستاف شانزدهم پادشاه سوئد، به اورهان پاموک داده شد.
عنوان سخنرانی اورهان پاموک، «چمدان پدرم» نام داشت که در آن به ستايش از  او پرداخت. و اشاره ای به چمدانی است که پدر پاموک، پیش از مرگش به او داده بود. در این چمدان، دست نوشته های پدر اورهان پاموک از زمان جوانی وجود داشت.
«دو سال پیش از مرگش، پدرم این چمدان کوچک را داد که پر بود از دست نوشته ها و دفترچه های شخصی او و پدرم با لحن طنز همیشگی اش به من گفت که این نوشته ها را زمانی بخوانم که او دیگر نباشد...
«به نظرم راز نويسندگی در الهام نيست كه معلوم نيست از كجا می ‌آيد، بلكه در سماجت و صبر است‌. آن مثل زيبای تركی‌، با سوزن چاه كندن‌، به نظرم می رسد كه وصف حال نويسنده‌ هاست‌. صبر فرهاد را كه به خاطر عشق اش كوه‌ ها را می كَند دوست دارم و درك می كنم‌. آن ‌جا كه در رمانم «نام من قرمز» از نقاش‌ های قديم ايران صحبت می ‌كنم كه سال ‌ها با اشتياق نقش اسب می كشند، چندان كه آن را از بر می ‌كنند و حتی با چشمان بسته می ‌توانند اسبی زيبا بكشند، می ‌دانم كه از پيشة نويسندگی و از زندگی خودم نيز صحبت كرده ‌ام‌. نويسنده برای آن كه بتواند سرگذشت خود را به تدريج به عنوان سرگذشت ديگران روايت كند و بتواند نيروی اين روايت را در درون خود حس كند، به نظر من بايد صبورانه سال هايش را پشت ميز وقف اين هنر كند و نوعی خوش‌ بينی به دست آورد...
اما داستانم قرينه ‌ای ديگر نيز دارد كه همان روز به خاطر آوردم‌. 26 سال قبل از آن كه پدرم چمدانش را به من بسپارد، 22 ساله كه بودم‌، تصميم گرفتم همه چيز را رها كنم و رمان ‌نويس شوم‌، خودم را در اتاقی حبس كردم‌، چهار سال بعد اولين رمانم جودت بيك و پسرانش را تمام كردم و نسخه تايپ شده‌ آن را با دستی لرزان به پدرم دادم تا بخواند و نظرش را به من بگويد. نه فقط به اين دليل كه به ذوق و فكرش اعتماد داشتم‌، بلكه چون برخلاف مادرم با نويسنده شدنم مخالفت نكرده بود، برايم خيلی مهم بود كه تاييدش را بگيرم‌. آن هنگام پدرم با ما نبود، در جايی دور بود. بی ‌صبرانه در انتظار بازگشتش ماندم‌. دو هفته بعد كه برگشت‌، دوان دوان در را به رويش باز كردم‌. پدرم هيچ حرفی نزد، اما چنان در آغوشم گرفت كه فهميدم از رمانم خيلی خوشش آمده است‌. چند لحظه سكوت كرديم‌، هر دو خيلی احساساتی شده بوديم‌. پس از مدتی پدرم اعتمادش را به من يا به اولين رمانم با لحنی اغراق آميز و پرهيجان به زبان آورد و گفت اين جايزه را كه امروز شادمانه پذيرفته ‌ام‌، روزی خواهم گرفت‌.
البته پدرهای ترك معمولا به پسرانشان می گويند «روزی پاشا خواهی شد!» پدرم هم اين حرف را كه روزی نوبل خواهم گرفت بيش تر برای روحيه دادن به من گفته بود. پدرم در ماه دسامبر سال 2002 درگذشت‌.
اعضاي محترم آكادمی سوئد كه مرا شايستة اين جايزة بزرگ دانسته ‌ايد، مهمانان گرامی‌، امروز خيلی دلم می خواست كه پدرم در ميان مان بود.»
بنابراین، پدر اورهان پاموک، نوشتن را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. اما شور و علاقه زیادی به کتاب و نوشتن را به پسرش منتقل و هم چنین او را به نوشتن تشویق کرد. «هنگامی که به کتابخانه پدرم نگاه می کردم، تصویری کوچک از دنیای واقعی را می دیدم.»
جایزه نوبل، از مدال طلای نوبل، ۱۰ ميليون کرون سوئدی (معادل يک ميليون و چهارصد هزار دلار) و يک ديپلم افتخاری تشکیل شده است.
پس از این که جایزه نوبل ادبیات به اورهان پاموک تعلق گرفت، حدود هشتاد تن از نویسندگان و روزنامه ¬نگاران ناسیونالیست ترکیه، اعطای این جایزه را به اورهان محکوم کردند و دلیل آن را موضع ¬گیری ¬های سیاسی او در رابطه با قتل ¬عام ارامنه و کردها نامیدند.
بدین ترتیب، اورهان پاموک، در ردیف نویسندگانی قرار دارد که علاوه بر دفاع قاطع و پیگیر از آزادی بیان و قلم، حرف دل مردم کرد و ارمنی را که دهه هاست توسط دولت های ترکیه، شدیدا سرکوب و قتل ¬عام شده ¬اند، بیان می¬کند از جایگاه انسانی و اجتماعی خاصی در نزد آزادی ¬خواهان برخوردار است.
پیش از پایان نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، گونتر گراس و زیگفرید لنز، نویسندگان مشهور آلمانی، همراه با اورهان پاموک، نویسنده‌ با نام ترکیه و پائلو کوئلهو، نویسنده‌ معروف برزیلی در غرفه‌‌ های ناشران خود حاضر شدند و با علاقمندان به بحث و گفتگو نشستند.
چهارم آبان 1387 - بیست و پنجم اکتبر 2008
منابع:
1- از کتاب: «اورهان پاموک و تابوهای دولت تركیه، آزادی اندیشه و بیان»، نویسنده: بهرام رحمانی، انتشارات: کتاب ارزان، پائیز 2006، ص¬ص 44 تا 47. این کتاب، قبل از این که اورهان پاموک، برنده جایزه نوبل ادبیات 2006 شود، نوشته شده است.
2 - «هراند دينک، خبرنگار معروف ارمنی تبار ترکیه ترور شد»، عنوان مقاله ای بود که در بیستم ژانویه 2007، در رابطه با ترور هراند دینک، منتشر کرده بودم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت