.
شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸.
امروز:
Oct 19 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

دوشنبه, 23 دی 1387 ساعت 01:25

کورش عرفانی:ضرورت نابودی صهیونیسم ورهایی یهودیان

امروز خبر رسید که ارتش اسرائیل در نوار غزه صد فلسطینی را به بهانه ی اینکه پناهگاهی داشته باشند در یک خانه جمع کرده است و سپس آنجا را بمباران کرده و دست کم سی نفر از جمله عده ای از کودکان را در آنجا تکه پاره کرده است.  جنایت علیه بشریت، نسل کشی، کشتار، هیچ واژه ای نیست که بتواند بی رحمی و وحشیگری صهیونیست های آدمکش را در جریان قتل عام فلسطینیان بی دفاع ساکن غزه توصیف کند. این بی رحمی که از هرگونه تصور انسانی به دور است ضرورت مبارزه ی تمام عیار برعلیه ی اندیشه یهودسالار صهیونیست ها را در سراسر جهان نشان می دهد. به همین خاطر بد نیست برای جلوگیری از تکرار این جنایت ها و به تدریج از میان بردن ریشه های تفکر یهودسالاری صهیونیسم که خطری جدی برای کل بشریت است برخی نکات مد نظر قرار گیرد.
الف) اگر امروز اسرائیل اینگونه با دست باز و بدون کمترین اعتنایی به جهانیان جنایت می کند، به دلیل کار زیربنایی است که از صد سال پیش آغاز کرده و بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم. منظور کار فکری، فرهنگی، تبلیغاتی و ارتباطاتی است که برای خواباندن حساسیت ها نسبت به جنایتگری آنها و برای غلط تفسیر کردن وقایع انجام شده است. آنها تلاش کرده اند جا بیاندازند که اگر صهیونیست ها جنایت می کنند «مبارزه با تروریسم» است و اگر توده ها در مقابل آنها مقاومت کنند این مصداق بارز «تروریسم» خواهمد بود.
نخستین جبهه برای مقابله با صهیونیسم، هشیاری در عرصه ی فرهنگی است. باید نسبت به دستگاه خبری، رسانه های تحت نفوذ آنان و تولیدات فرهنگی این جریان که می خواهد زمینه ساز جنایت هایی از این دست و در نهایت سلطه ی صهیونیسم بر جهان باشد هشیار باشیم. نمونه روبروت مردوخ که صدهها رسانه را در اختیار خود دارد به خوبی بیانگر قدرت یهودسالاران در این عرصه است. صهیونیست ها از طریق شبکه یهودیان متعصب وابسته به خود در سراسر جهان با تولیدات فرهنگی بسیار دقیق و حساب شده برای اهداف ضد انسانی خویش عمل می کنند.
ارائه ی اطلاعات دروغ، جعل تاریخ، اغراق ورزی و افراط نسبت به بلاهایی که در تاریخ بر سر یهودیان آمده است. آنها هر سال هزاران کتاب، مقاله، فیلم سینمایی، فیلم مستند و امثال آن تولید می کنند تا این نکته فریبکارانه را جا بیاندازند که یهودیان اقلیتی کوچک هستند که همیشه مورد ظلم و ستم  و کشتار قرار گرفته اند و بنابراین «قابل فهم است که حالا دست به دفاع از خود»، یعنی جنایت علیه بشریت، بزنند. بنابراین اگر کشتار و غارت و اشغالگری می کنند، در واقع نوعی جبران این ظلم ها و ستم های است.
در این باره باید توجه داشت که دروغ گویی در ذات این دایره ی یهودسالاران است. آنها کمترین تعهدی نسبت به  اخلاق، انسانیت،حقیقت، واقعیت و انصاف ندارند. بنابراین بدیهی ترین رویدادهای تاریخی را با بدترین نوع دروغ پردازی و شیادی و حقه بازی تمام زیر سوال می برند و با جعل تاریخ و تقلب در اسناد و مدارک و محو و نابود ساختن مدارک مستندی که دروغ های آنها را زیر سوال می برد در صدد اثبات ادعاهای سراپا دروغ خود برمی آیند. به طور مثال یک صهیونیست اهل ایران به نام فرهاد حکیم زاده که انجمنی به نام «بنیاد میراث ایران» را تشکیل داده بود با قرض گرفتن کتاب های نایاب از کتابخانه ی ملی بریتانیا اسناد مهم تاریخی را با چاقوی جراحی از 150 کتاب جدا ساخته و از میان برده است. تمامی این اسناد نایاب با هدف از میان بردن رد و اثر از وقایعی است که می تواند تزهای قلابی و ساختگی مورخان صهیونیست را زیر سوال برد. 
یک ذهن هشیار باید نسبت به تمام آنچه از جانب نویسندگان، شاعران، دانشگاهیان، روشنفکران و فیلمسازان صهیونیست و یا هوادارانشان می آید با شک و تردید وطرد ناشی از آن برخورد کند و هرگز اسیر دروغ بافی ها و جعلیات این حقه بازان و شیادان و دروغ پردازان که جاده صاف کن های جنایت سالاران اسرائیل هستند نشود. هر گونه مظلوم نمایی این ظالمان باید افشاء شود.
ب) بخش مهمی از این یهودیان صهیونیست در سراسر جهان به عنوان آنوسی هستند. آنوسی یعنی کسی که در خفا تابع مذهب و سنت و آداب و افکار یهودی است اما در ظاهر مسیحی و مسلمان و بودایی است. آنوسی ها در پنهان یهودیانی متعصب و مومن هستند که دائم به دنبال پیش بردن رویاهای سلطه ی صهیونیست ها بر جهان و بشریت هستند. آنها در ایران و آمریکا و عربستان و هند و برزیل و مالزی به کار زیربنایی برای پیشبرد افکار و منافع ایدئولوژیک خود مشغولند. در هرکجای دنیا که هستیم در ورای ظاهر افراد باید بتوان این خط پیشبرد اهداف صهیونیستی را در محل کار و دانشگاه و رسانه ها و شرکت ها و ... شناسایی و با آن مقابله کرد. افرادی مانند حبیب الله عسگراولادی تازه مسلمان یا اسدالله لاجوردی، قاتل بهترین جوانان ایرانی از جمله این آنوسی ها بوده اند.
پ) شبکه صهیونیست ها به طور وسیعی از طریق یهودیان (مانند سارکوزی ریس جمهور فرانسه و برنارد کوشنر وزیر امور خارجه این کشور) و یا از طریق آنوسی ها (مانند بسیاری ازمقامات سیاسی در آمریکا و اروپا و ....) قدرت تصمیم گیری های سیاسی را در دست دارند. آنها از این طریق بیشترین قدرت را در اتخاد تصمیمات مهم به نفع جریان یهودسالار و به ضرر مسلمانان و اعراب و خاورمیانه اعمال می کنند. همین امروز سنای آمریکا که از سرتابن آن تحت سیطره صهیونیست ها می باشد با صدور اطلاعیه ای از جنایت های اسرائیل در نوار غزه دفاع کرد.
ت) در هر کجا کمترین و کمترین فکر و ایده و حرفی که بتواند از راه دور یا نزدیک، تاییدی بر این جریان ضد انسانی صهیونیستی باشد باید هشیاری و حساسیت ما را بر انگیزد. یعنی باید بلافاصله پرسید که این فرد یا این جریان، یا این حزب یا این مقام دولتی چرا دارد از این جنایتکاران به طور مستقیم یا غیر مستقیم، کم یا زیاد دفاع می کند. نسبت به هر میزان از حمایت یا حتی سکوت حساب شده نسبت به این جنایت سالاران باید مشکوک بود و احتمال داد که یا آن فرد آنوسی است و یا تحت نفوذ و یا در خدمت صهیونیسم و یا جریان های وابسته به آن مانند فراماسونری و امثال آن قرار دارد.
ت) به هیچ عنوان نباید در دام حرف هایی مثل «حقوق بشر»، «آنتی سیمتیزم» و «نژاد پرستی» و... قرار گرفت. صهیونیست ها از این حرف ها به نحو ناجوانمردانه ای سوء استفاده می کنند تا راه انتقاد برجنایت های بی شمار خود را ببندند. صهیونیست ها این امور را به ابزاری برای ایجاد مصونیت در مقابل جریان های جنایت سالاری که به حمایت از قصابان اسرائیلی اقدام می کنند تبدیل کرده اند. مبارزه با یهودسالاری (صهیونیسم) با مبارزه با یهود فرق دارد. بنابراین بدون کمترین توجهی به این مارک ها و عنوان ها باید جریان ضد انسانی صهیونیسم راکه مورد نفرت برخی یهودیان بوده و بسیاری از یهودیان را هم قربانی خود کرده است افشاء کرد.  
ث) ضروری است که شرکت های تحت سلطه یا وابسته به آنها و محصولاتشان مورد تحریم قرار گیرد. بسیاری از این شرکت ها به طور مستقیم به ارتش اسرائیل کمک مالی می کنند. میلیاردها دلار از پول خریداران این کالاها به ارتش آدمکشان صهیونیست سرازیر می شود. بنابراین تحریم ضروری است. 
ج) باید تا آنجا که می توان در گسترش انجمن ها، نشریات، برنامه های رادیویی و تلویزیونی، ساختن سایت های اینترنتی و نیز هر فعالیت فرهنگی که در افشای چهره ی پلید شبکه های مستقیم و غیرمستقیم حمایت از صهیونیست ها  موثر است اقدام کرد. از هر فرصتی برای بیان نقشه های پشت پرده و جنایت های حال وگذشته و جنایت های در دست تهیه ی آنها صحبت کرد و افکارعمومی را در این باره هشیار ساخت.
چ) جریانات یهودی ضد صهیونیستی بر این باورند که هیچ چیز نمی تواند یهودیت را بهتراز انحلال اسرائیل نجات دهد. در هر کجا که هستیم باید از طرح هایی که به طریق انسانی و اخلاقی به موجودیت اسرائیل به عنوان یک مجموعه ی ضد انسانی و تحمیلی پایان می دهد حمایت کرد. از جمله بازگشت یهودیان مهاجر به کشورهای خود و نیز قرار گرفتن یهودیانی که می خواهند در آنجا زندگی کنند تحت یک حاکمیت فلسطینی.
ح)باید به پرونده ی قضایی تک تک کسانی که در ارتش یا سایر نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی اسرائیل شرکت کرده اند رسیدگی شود تا در صورتی که دستشان به خون آلوده شده است به مجازات خود برسند. هم چنین کلیه شرکت های بزرگ یا دولت هایی که به حمایت مالی از اسرائیل دست زده اند باید به دادن خسارت مالی به فلسطینیان بپردازند. تمام هزینه های مالی ناشی از اشغالگری و نیز تخریب گری شصت سال گذشته و نیز معادل مادی خسارت های جانی و روحی وارد شده برفلسطینیان باید جبران شود. حتی اگر برای این منظور شرکت های وابسته به صهیونیست ها و دولت های حامی اسرائیل مجبور باشند دهها یا صد ها سال خسارات چند هزارمیلیاردی پرداخت کنند.
خ) در کشورهایی که دولت هایشان به طور مستقیم یا غیر مستقیم با اسرائیل و جنایات آن همراهی می کنند، حرکت های افشا گرانه و نیز اعتراضی و بسیج افکار عمومی برای پایان دادن به این حمایت ضروری است. بستن سفارت خانه های رژیم صهیونیستی در همه ی جهان و قطع حمایت کشورهایی مانند ایالات متحده ی آمریکا زمینه ساز انزوای این رژیم آدمکش و فراهم آوردن شرایط تسلیم آن در مقابل جهان صلح طلب است و محو تدریجی آن است. باید این نکته را جا انداخت که نه فلسطینی ها، نه دنیای عرب، نه خاورمیانه و نه جهان، حاضر به پذیرش این مجموعه بنا شده بر اشغالگری و جنایتگری نبوده، نیست و نخواهد بود. به همین دلیل نیز در نهایت، چنانچه برخی جریان های یهودی ضد صهیونیستی تقاضا می کنند، این به نفع یهودیان جهان است که چیزی به نام کشور اسرائیل خود را منحل شده اعلام کرده و یهودیانی که نمی خواهند به کشورهای اصلی شان برگردند تحت قیمومت یک ملت واحد و انسان دوست به اسم حکومت فلسطین قرار گیرد. ملتی که صدها سال در آنجا درصلح و صفا زندگی می کرده است.
د) نباید اجازه داد که راه حل های مسخره و اهانت آمیز مانند طرح های صلحی که تاکنون مطرح شده است سبب شود که اسرائیل بهانه ای برای بقای موجودیت ضد انسانی خویش پیدا کند. بهترین چاره همانا انحلال اسرائیل و بنای دوباره ی تمامیت جغرافیایی، سیاسی و قانونی فلسطین در این منطقه می باشد.
ذ) به عنوان یک اقدام فرهنگی-تاریخی ضروری باید با تمام قوا و بدون آن که بخواهد کمترین نکته ای از آن مشمول مرور زمان شود، تک تک جنایت صهیونیست ها از روز اول تا آخر، در تاریخ بشر و در حافظه ی جمعی بشریت به عنوان بدترین، پست ترین، خونین ترین، ضد انسانی ترین، ضد اخلاقی ترین جنایت از پیدایش بشر تا به حال ثبت شده و برای همیشه باقی بماند. به طوری که بشریت تا ابد با دیدن آن درس عبرت بگیرد که به مشتی شیاد، حقه باز و جنایتکار اجازه ندهد با دروغ، حقه بازی و مظلوم نمایی، حیوان صفتی درون خود را به این صورت بروز دهند. صهیونیسم و عملکرد آن در اسرائیل باید به عنوان پلیدترین پدیده ی تاریخ بشرثبت، طرح و مورد آموزش در مدارس قرار گیرد.
ر) باید همگام با جریان های یهودی ضد صهیونیستی توضیح داده شود که بشریت جز با نابودی صهیونیسم و انحلال همیشگی اسرائیل و خنثی کردن توطئه های یهودسالاران هرگز روی صلح و خوشبختی را به خود نخواهد دید. نابودی صهیونیسم به عنوان یک وظیفه ی بشری و اخلاقی باید برای همه ی جهان توضیح داده شود تا جا بیافتد. با نابودی صهیونیسم و انحلال اسرائیل یهودیانی که اسیر این دو پروژه شرارت بار شده اند نیز رها خواهند شد و می توانند با کنار گذاشتن جنایتگری و دروغگویی و شیادی به اصل انسانی خویش بازگردند.
*
به عنوان نتیجه گیری لازم است متذکر شویم که بشریت به معنای واقعی هنوز در دوره ی ماقبل تاریخ به سر می برد. تاریخ بشری به معنای انسانی آن زمانی آغاز می شود که پدیده های ضد انسانی مانند صهیونیسم، سرمایه داری، ارتجاع، جهل، مسخ، خرافات، جامعه ی طبقاتی، استثمار، استعمار و استبداد از زندگی انسان ها رخت بر بسته باشند. تاریخ بشر روزی آغاز می شود که تمامی انسان ها بدون اهمیت داشتن مذهب و نژاد و قوم و زبانشان، به عنوان انسان، دارای حقوق و ارزش برابر باشند. جهانی که در آن هیچ چیز نه خدا، نه مذهب، نه قوم، نه نژاد، نه ملیت و نه ایدئولوژی، نه طبقه، نه تاریخ و نه ثروت نتواند بالاتر از جان و کرامت بشر قرار گیرد. جهانی انسان مدار که در صلح و آزادی و برابری زندگی کند. چنین جهانی دست یافتنی است، به شرط آنکه به آن باور داشته باشیم و برای دستیابی به آن کوشش، فداکاری و مبارزه کنیم. مبارزه ای بر اساس عشق به انسان و انسانیت از یکسو و مقابله با دشمنان انسان و انسانیت از سوی دیگر.
www.koroherfani.com
09/01/09
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت