چاپ کردن این صفحه
جمعه, 13 دی 1387 ساعت 03:10

بهرام رحمانی:جنگ خانمانسوز حکومت اسرائیل علیه مردم فلسطین

قطع باید گردد
در این دنیای غریب، جان انسان ارزش خود را از دست می دهد و همه چیز در سلطه قدرت، پول، تجارت، سیاست بازی، دیپلماسی و حتا جنگ و کشتار در می آید. در ماه های پایانی سال 2008، بحران سرمایه داری جهان را فراگرفت. سرمایه داران و نهادها و دولت های آن ها بسیج شدند تا این بحران خود را با بی کارسازی های وسیع کارگران و کارمندان و اعطای میلیاردها دلار توسط دولت ها از جیب مالیات دهندگان پشت سر بگذارند. در حالی که این بی کارسازی های وسیع و تحمیل بی حقوقی های رنگارنگ به ویژه گرانی و تورم برای اکثریت ساکنان کره زمین کمرشکن است در روزهای پایانی سال گذشته، خبر حمله هواپیماها و هلیکوپترهای جنگی اسرائیل به مردم نوار غزه، جهان را دچار شوک کرد و خنده و شادی جشن های آخر سال را از لبان هر فرد انسان دوستی ربود.
دولت اسرائیل، بیش از نیم قرن است که با حمایت و پشتیبانی همه جانبه اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و نظامی دولت آمریکا، نه تنها فلسطین را اشغال کرده و مردم این منطقه را همواره کشتار و به کوچ اجباری وادار می کند، بلکه هر از چند گاهی لبنان را نیز مورد تاخت و تاز نظامی خود قرار می دهد. از نظر دولت آمریکا، همه جنایات حکومت اسرائیل بر علیه مردم بی گناه و بی پناه اسرائیل، از جمله حمله وحشیانه اخیر به غزه مشروع است.
دولت های متمدن سرمایه داری پیشرفته و نهادهای آن ها، به ویژه سازمان ملل متحد، نظاره گر قتل عام مردم نوار غزه توسط ارتش اسرائیل هستند. رسانه های بین المللی بورژوازی واقعیت ها از مردم مخفی نگه می دارند و یا گزارشات ارتش جنایت کار اسرائیل را با آب و تاب مخابره می کنند. اقدامات غیرموثر و صرفا حرفی و کاغذی دولت ها و عنوان هایی که این رسانه ها می گزینند واقعا شرم جهان متمدن را به نمایش می گذارند. آن ها، بی شرمانه کشتار زنان، کودکان و ویران کردن خانه های مردم، مدارس، بیمارستان ها، محیط های کاری، منابع آب و برق را چندان انعکاس نمی دهند. از سوی دیگر، هیچ رسانه مستقل و آزاد نیز یا امکان رفتن به این مناطق جنگی را ندارد و یا این که از ورود آن ها به این منطقه توسط نیروهای اسرائیلی جلوگیری می شود. در این میان، گزارش یک پزشک بدون مرز نروژی بسیار تکان دهنده است.
براساس گزارشات خبرگزاری های بین المللی، نیروی هوایی و زمینی و حتا تکاوران دریایی اسرائیل، به وحشیانه ترین شکلی غزه را ویران می کنند و مردم بی گناه این منطقه را به خاک و خون می کشند. اما متاسفانه هنوز در مقابل این حکومت اشغال گر و سرکوبگر اسرائیل، دولت های به اصطلاح «دمکرات و مدافع «حقوق بشر» و نهادهای بین المللی، به ویژه سازمان ملل و اتحادیه اروپا، تنها به انتشار بیانیه هایی بر روی کاغذ بسنده کرده اند و هیچ اقدام موثری که جلو این جنگ ویرانگر حکومت اسرائیل علیه مردم فلسطین را بگیرد انجام نداده اند.
حملات تازه حکومت اسرائیل، هشت روز پس از پایان آتش بسی شش ماهه روز شنبه 27 دسامبر 2008، در حالی آغاز شد که نيروی هوايی آن قرارگاه های حماس و هدف های دیگری را در غزه بمباران کرد. به گزارش آسوشيتدپرس، جنگنده ‌های اسرائيلی هم زمان دست‌ کم به ۳۰ هدف جداگانه نیز در شهر غزه حمله کردند.
آسوشيتدپرس، گزارش کرده است بسياری از مراکز و قرارگاه‌ های حماس در مناطق مسکونی غزه قرار دارند و حملات روز شنبه زمانی صورت گرفته است که دانش آموزان در حال ترک مدارس بوده‌ اند.
خبرنگاری که ساکن غزه است و نخواسته نامش فاش شود به سی.ان.ان، گفته است که حمله روز شنبه اسرائيل مهم ‌ترين حمله به غزه طی چند دهه گذشته بوده است.
در اولین روز حملات هواپيماهای بمب افکن  و هلی کوپترهای اسرائيلی به مناطقی در غزه،  دست کم ۲۲۹ کشته  و ۷۰۰ زخمی برجای گذاشت.
در پی این جملات وحشیانه اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل گفت، عمليات آغاز شده در غزه احتمالا زمان خواهد برد. وی، هم چنین اعلام کرد که ۲۱۰ هدف مربوط به حماس در دو روز گذشته بمباران شده است.
در همين زمينه يک مقام بلندپايه نظامی اسرائيل به خبرگزاری رويترز گفته است حملات روز شنبه «مرحله آغازين» سلسله عملياتی است که احتمالا  شامل عملیات نيروهای زمينی  و محاصره غزه نیز خواهد بود.
اسرائيل از سال ۲۰۰۷، که حماس با بيرون راندن گروه رقيب خود، فتح، کنترل غزه را به دست گرفت، اين منطقه را به محاصره در آورده است. کمبود سوخت، غذا و دارو از جمله مشکلاتی است که مردم غزه در پی اين محاصره با آن دست و پنجه نرم می کنند.
رياض منصور، نماینده فلسطينی در سازمان ملل گفته است که هيچ توجيه ای وجود ندارد که يک ميليون و ۵۰۰ هزار نفر از اهالی غزه برای عملکرد تعداد معدودی مجازات شوند.
لازم به یادآوری است که قبل از این نیز ارتش اسرائیل، از 27 فوريه تا 3 مارس 2008، با حمله گسترده نظامی به نوار غزه موسوم به عمليات «زمستان داغ»، 117 فلسطينی از جمله 33 کودک را به قتل رساندند. از ميان جان باختگان هفت کودک نوزاد زير شش ماه بودند. در اين حمله هم‌ چنين 200 نفر مجروح شدند که بالغ بر 50 نفر آنان کودک بودند.
بر اساس گزارشات خبرگزاری ها، در اثر این حملات (27 فوریه 2008 تا 3 مارس 2008)، دست کم 101 کودک فلسطينی کشته شد که 87 درصد آنان توسط نظاميان اسرائیلی و 13 درصد نيز به علت ادامه جنگ داخلی بين گروه های مسلح فلسطينی و يا به علت استفاده نادرست از سلاح و مواد منفجره به قتل رسيدند. در طول اين مدت هم‌ چنين 450 کودک فلسطينی به دست نظاميان اسرائیلی مجروح شدند.
گزارش جنبش جهانی دفاع از کودکان، هم‌ چنين حاکی از آن است که در سال 2008، صدها کودک فلسطينی به دست اشغالگران اسرائیلی بازداشت شدند.
بر پايه اين گزارش، 297 کودک اسير هم‌ چنان در بند زندان ‌های حکومت شغالگر اسرائیل، به اتهام ضربه زدن به امنيت اسرائيل از جمله پرتاب سنگ به طرف ديوار حايل به سر می برند که شش نفر از اين کودکان دختر هستند.
محاصره نوار غزه توسط حکومت اسرائیل، تاکنون آثار ويرانگری برای نوار غزه به دنبال داشته است، به طوری که هم اکنون 85 درصد ساکنان نوار غزه به کمک ‌های غذايی وابسته هستند و نرخ فقر و بی کاری به شدت افزايش يافته است که همه اين مشکلات و فجایع انسانی سازمان يافته در درازمدت آثار بسيار ناگواری را بر کودکان و به طور کل جامعه فلسطين خواهد گذاشت.
بدین ترتیب، ارتش اسرائیل از روز روز شنبه 27 دسامبر 2008 - ۷ دی 1387، عملیاتی به نام «سرب مذاب» را ظاهرا در پاسخ به حملات موشکی حماس به مناطق اسرائیلی آغاز کرد که در هفتمین روز از بمباران های هوایی، نیروهای زمینی نیز با توپ و تانک وارد غزه شدند.
در پایان دوازدهمین روز از حمله ارتش اسرائیل به نوار غزه، گزارش‌ ها حاکی از تهاجم وحشیانه سربازان اسرائیلی به منازل مردم غزه است.
حملات ارتش اسرائیل به نوار غزه، در حالی دوازدهمین روز خود را پشت سر گذاشت که هر لحظه در اثر حملات تانک ها، هواپیماهای جنگی و...، بر شمار قربانیان افزوده می شود و سازمان های امدادرسانی نیز نسبت به بروز فاجعه انسانی در این منطقه هشدار داده اند.
بر اساس گزارش منابع خبری فلسطینی، در حملات زمینی و هوایی روز دوشنبه ارتش اسرائیل به نوار غزه 30 تن از جمله شماری کودک جانشان را از دست داده و ده ها تن زخمی شده اند و به این ترتیب به گزارش مسئولان امور پزشکی در مناطق فلسطینی، در طی عملیات نظامی اسرائیل در این 12 روز، بيش از ۶۶۰ نفر از مردم عزه جان خود را از دست داده اند كه نيمی از آن ها را كودكان و زنان تشكيل می دهند و هم چنین ۳۲۰۰ نفر نیز زخمی شدند. سازمان ملل می گويد که يک سوم کشته شدگان غيرنظامی بوده اند. 
مقامات اسرائيلی اعلام کردند که «سه سرباز اسرائيلی  نيز روز دوشنبه بر اثر شليک اشتباهی يک تانک اسرائيلی  کشته شدند» و به اين ترتيب شمار سربازان کشته شده اسرائيلی به هشت نفر رسيد.
هم زمان با ادامه حملات، کمیته بین المللی صلیب سرخ و دیگر نهادهای امدادرسانی نسبت به بروز فاجعه انسانی در نوار غزه هشدار داده و اعلام کردند که مردم این منطقه به شدت به غذا و دارو نیاز دارند.
اما روز دوشنبه 5 ژانويه، يک پزشک نروژی يک پيامک با تلفن ارسال کرد که در آن نوشته شده بود: «مرگ، خون و آمپوتاسيون، قطع دست و پا، اطراف ما را فراگرفته است... تعداد زيادی کودک... زن های حامله... من هرگز چيزی به اين وحشتناکی نديده ام.» (پيامک پزشک نروژی: مرگ، خون، قطع و دست و پا...، سایت روشنگری)
اين پزشک ماتس گيلبرت نام دارد و 61 ساله است و متخصص رشته بيهوشی است. او و يک جراح نروژی به نام اريک فوسه که هر دو پرفسور هستند با يک سازمان امداد به نام NORWAC کار می کنند. اين دو شب قبل از تحويل سال نو، همراه چهار پزشک مصری خود را به غزه رسانده بودند. از آن جا که ماتس گيلبرت نخستين شاهد غربی است که برخلاف خبرنگاران رسانه ها می تواند مستقيما مشاهدات خود را بازگو کند، بلافاصله رسانه های متعدد با او تماس گرفته و مشاهدات او از شبکه های متعدد از سی ان ان، اسکای نيوز، سی بی اس، بی بی سی گرفته تا پرس تی وی حکومت ايران و در نشرياتی مثل اينديپندنت و نيويورک تايمز منعکس شد.
مشاهدات گيلبرت به شدت تکان دهنده است. او می گويد آماری که از قربانيان غيرنظامی می دهند به هيچ وجه حقيقت ندارد و 50 درصد بيماران او را فقط کودکان و زنان تشکيل می دهند. او در مصاحبه تلفنی با يک روزنامه سوئدی گفت، نخستين چيزی که هنگام ورود به بيمارستان الشفا با آن روبرو شدم، جسد يک همکار مرده بود. او گفت: «اين دکتر با آمبولانس برای نجات مجروح رفته بود که هدف حمله قرار گرفت. هم او و هم بهيار همراه او کشته شدند.»
بيمارستان الشفا که قبلا مخصوص مداوای بيماران فوری بود اکنون تماما به درمان مجروحان اختصاص يافته است. پزشکان تحت شرايط دشواری کار می کنند. شيشه ها شکسته، برق گاه به گاه وصل می شود. دارو، وسيله و پرسنل به شدت ناکافی است. او گفت توصيف وضعيت بسيار دشوار است. ما کنار تخت عمل ايستاده ايم و سعی می کنيم جان بيمار را نجات دهيم که برق می رود. اين يک وضعيت دايمی است.
به گفته گيلبرت اوضاع بدتر و بدتر می شود: «مردم روی دست ما می ميرند. امروز (سه شنبه 6 ژانويه) 100 مجروح داشتم. بسياری از آن ها بچه بودند و يکی زن حامله.» به گفته او هرچه او و همکارانش تلاش می کنند زندگی ها را نجات دهند، اما توپخانه ها و بمب ها کار می کنند و تعداد مجروحين افزايش می يابد. برای تخت های عمل صف هست. برخی را روی کف زمين عمل می کنند. او می گويد مجبور شده اند در برخی موارد بدون استفاده از داروی بی حسی اندام ها را قطع کنند.
گيلبرت، هم چنين می گويد اسرائيلی ها از نوعی سلاح به نام veryDense Inert Metal Explosive.DIME استفاده می کنند که بيش از 10 متر نمی رود، زود ناپديد می شود ولی وقتی به بدن اصابت می کند، امواج پر قدرت آن بدن را تکه تکه می کند.
قبلا پزشکان بيمارستان الشفا به شبکه الجزيره گفته بودند نمی دانند اسرائيل از چه سلاح هايی استفاده می کند که آن ها مجبورند اين همه دست و پا قطع کنند.
به گفته گيلبرت، در دو روز اخير وضع بسيار وخيم تر شده است. هر حمله تعداد بيش تری مجروح برجا می گذارد و جراحات آن ها وخيم تر است...
روز سه شنبه نيروهای اسرائيلی به منطقه ای که بيمارستان در آن قرار دارد نزديک شدند. معلوم نيست جان پرسنل پزشکی در امان بماند...
در گزارش دیگری به نقل از دکتر گیلبرت، آمده است: دکتر ماتس گیلبرت با اشاره به تجربه ‌های پیشین خود گفته است که به مدت ۲۵ سال در مناطق جنگی زیادی خدمت کرده است اما وضعیتی که اکنون مشاهده کرده، «دردناک تر» از تجربه‌ های پیشین اوست. 
دکتر گیلبرت، در واکنش به سخنان وزیر خارجه اسرائیل، گفته است: «از خانم تسیپی لیونی که می‌ گوید، تنگنای تجهیزات و دارو وجود ندارد، دعوت می‌ کنم که به الشفا بیاید و با چشمان خود فاجعه را ببیند.»
از سوی دیگر «پزشکان مدافع حقوق انسان» چهارشنبه اعلام کردند که در فاصله روزهای سی و یکم دسامبر تا چهارم ژانویه، شش نفر از اعضای تیم ‌های پزشکی هنگامی که در حال انتقال زخمی ‌ها بودند، جان خود را از دست داده اند و سی نفر از امدادگران پزشکی نیز زخمی شده‌ اند.
بر اساس گزارشات، از میان ۵۶ درمانگاه در چهار شهر اصلی و سایر مناطق باریکه غزه،  تنها سه واحد فعالند، و بقیه به دلیل مقررات منع آمد و شد و تنگناهای شدید دیگر، تعطیل هستند.
روز سه شنبه 7 ژانويه 2009، حکومت اسرائيل علی رغم قول قبلی، به هيچ خبرنگاری اجازه ورود به غزه را نداد. به اين ترتيب گزارشات کليه رسانه ها بر اخباری که ساکنين بومی و طرف های درگير می فرستند استوار است.
روز سه شنبه، اسرائيل به يک مدرسه سازمان ملل که 400 فلسطينی در آن پناه گرفته بودند حمله کرد. در اين حمله بنا برگزارش های مختلف 40 تا 45 نفر کشته شده اند. اين سومين مدرسه سازمان ملل بود که در روز سه شنبه نيروهای اسرائيلی به آن حمله کردند. مدرسه ها به پناهگاه مردم تبديل شده اند.
دبیرکل سازمان ملل متحد، بان کی مون، به شدت به اسرائیل حمله کرد و بمباران مدارس متعلق به سازمان ملل را در نوار غزه محکوم کرد.
روز سه شنبه گاردين، گزارشی همراه با تصاوير پدری در کنار اجساد سه فرزند خردسالش را منتشر کرد. اين مرد که اتفاقا با حماس هم مخالف بود گفت سربازان اسرائيلی به خانه های ما آمدند و همه خانه ها را تخليه کردند. ما همه به زير زمين يک ساختمان رفتيم که توپخانه اسرائيل از دور شليک کرد، من يکی از فرزندانم را بغل کردم که به بيرون بروم. وقتی به پهلويم نگاه کردم مادرم، دو پسر عمويم و سه فرزند ديگرم را ديدم. همه آن ها مرده بودند...
درگیری ‌ها در شهر غزه در حالی ادامه دارد که هیاتی از اتحادیه اروپا مرکب از نمایندگان فرانسه، جمهوری چک و سوئد که به ترتیب ریاست پیشین، کنونی و آتی اتحادیه اروپا را بر عهده دارند، به منطقه سفر کرده اند تا در جهت برقراری آتش ‌بس در منطقه تلاش کند.
وزیر خارجه اسرائیل، روز دوشنبه پس از مذاکره با نمایندگان اتحادیه اروپا، در سخنانی که در آن حماس مورد اشاره قرار گرفته بود، گفت که کشورش هر گز «با ترور به توافق نخواهد رسید.» ظنز تاریخ این است که وزیر امور خارجه دولتی که بیش از 5 دهه است به تروریسم دولتی روی آورده است و سرزمین های مردم فلسطین را با جنگ و ترور و وحشت اشغال کرده است دم از تروریسم حماس می زند؟ اساسا حماس و جهاد اسلامی، دست پخت حکومت اسرائیل در مقابل گرایش چپ مردم فلسطین بود که پس از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی در ایران، این توازن قوا به هم خورد و قبله همه گروه های اسلامی تروریست به سوی حکومت اسلامی ایران شد.
تلاش های دیپلماتیک تاکنونی نه تنها هیچ نتیجه ای نداده است، بلکه ارتش اسرائیل نیز هم چنان به کشتار خود ادامه می دهد. زیرا مقامات دولت اشغالگر و جنگ طلب اسرائیل می دانند که در هر شرایطی، هم چنان مورد حمایت دولت آمریکا و بسیاری از دولت های اروپایی هستند و دولت های عربی منطقه نیز عکس العملل جدی از خود نشان نمی دهند.
گفته می شود هدف اسرائيل، در حال حاضر ابتدا ايجاد پايگاه هايی در سه محور غزه است و در مرحله بعد ورود به مراکز تجمع نيروهای حماس به خصوص در اردوگاه ها است.
حمله اسرائیل به نوار غزه از یک سو، به حکومت های جنایت کاری هم چون حکومت اسلامی و گروه های اسلامی تروریست فرصت نمایش قدرت سیاسی دوباره داده است و از سوی دیگر، نیروهای الفتح و به ویژه محمود عباس، رییس خودگران فلسطین را در موقعیت دشواری قرار داده است.
حکومت اسلامی ایران، از آغاز حمله اسرائیل به نوار غزه، تبلیغات گسترده ‌ای را در دفاع از حماس راه انداخته است. اما بخش اعظم این تبلیغات جنبه داخلی دارد تا بین المللی و تاثیرگذار بر مساله غزه. حکومت اسلامی و رسانه‌ های آن، به بهانه حمایت از حماس، حتا جناح های رقیب را نیز تهدید می کنند. چرا که این جناح ها خود را برای مضحکه انتخابات ریاست جمهوری آماده می کنند، چنین تبلیغاتی به ویژه برای جناح «محافظه کار» حکومت ضروری است. گروه های حزب الهی و بسیج و سپاه در خیابان ها راه افتاده اند و قبل از این که این نمایش قدرت آن ها تاثیری در وقایع نوار غزه داشته باشد مستقیما رعب و وحشت آفریدن در جامعه ایران با هدف مرعوب کردن اعتراضات توده ای و اعتصابات کارگری صورت می گیرد. بعلاوه مهم تر از همه موقعیت امروزی رقابت های بورژوازی در سطح بین المللی و انزوای دیپلماتیک حکومت اسلامی، میدان عمل واقعی برای کمک بیش تر به حماس را بسته است؛ به ویژه اکنون که جنگ تمام عیار اسرائیل علیه حماس در جریان است رساندن کمک های مادی به این سازمان اسلامی توسط حکومت اسلامی ایران، از جمله سلاح، کاری بس سخت و تقریبا غیرممکن است.
مجلس شورای اسلامی با مصوبه ‌ای دولت را ملزم به حمايت همه جانبه از مردم فلسطين کرده است. این هم موضع احمدی نژاد را در مقابل جناح های دیگر قوی تر می کند. اما این حکومت، به دلیل این که خودش در سطح بین المللی منزوی است همان طور که در بالا تاکید کردیم حکومت اسلامی در شرایط موجود به معنای واقعی اگر هم بخواهد نمی تواند به حماس کمک فوری برساند. این را سران حکومت اسلامی نیز بهتر می دانند از این رو، تحرک آن ها و ترس شان از این است که هر چه بیش تر در  سطح جهانی منزوی شوند. حمله به حماس، به نوعی حمله به حکومت اسلامی نیز محسوب می شود، سران این حکومت را نگران کرده است. چرا که پشت جبهه حکومت اسلامی در مناقشه و رقابت های خاورمیانه ضعیف تر شود.
تاریخ حکومت اسرائیل، تاریخ تروریسم دولتی است. حکومت های اشغالگر اسرائیلی، از ۶۰ سال پيش با حمایت و پشتیبانی همه جانبه ابرقدرت هایی هم چون آمریکا و بریتانیا، همواره به تجاوز خود در سرزمین های فلسطینی و کشتار مردم ادامه داده و به زور آن ها را از خانه و کارشان شان رانده است.
بعد از جنگ جهانی اول و در جریان قرارداد صلح، فلسطین که به اشغال انگلستان در آمده بود، طی 30 سال جمعیت «یهودی» را که در آن زمان تنها یک درصد جمعیت ساکن منطقه بود، به 12 برابر افزایش داده شد. در این دوره، سیاست «صهیونیستی» با حمایت دولت انگلستان، از طریق خرید زمین، نفوذ خود را در سرزمین های فلسطینی گشترش می داد.
در سال 1948، قیمومیت بریتانیا بر فلسطین پایان یافت. اسرائیلی ها، در سرزمین های فلسطینی حکومت مستقل کردند. اعراب نپذیرفتند و جنگی که بین اسرائیل و اعراب درگرفت اسرائیل پیروز شد. شورای امنیت سازمان ملل، بر اساس قطعنامه 194 یک کمیسیون صلح به وجود آورد و اعلام کرد پناهندگانی که می خواهند به سرزمین خود باز گردند و در صلح زندگی کنند باید اجازه بازگشت پیدا کنند.
تا این که در سال 1947، چند سالی پس از پایان جنگ جهانی دوم، مساله استقرار دولت یهودی در سرزمین های فلسطینی مطرح شد. اعراب این امر را نپذیرفتند و خواهان استقلال فلسطین شدند.  سرانجام به دنبال آن درگیری هایی که به جنگ اول اعراب و اسرائیل معروف شد، در سال 1948 حکومت اسرائیل رسما اعلام موجودیت کرد. 
بدین گونه حکومت اسرائیل، پایه های خود را با تهدید و ترور، جنگ و کشتار، و کوچ اجباری مردم فلسطین بنا نهاد. برای مثال، کشتار مردم «دیریاسین» در سال 1948 است که به عنوان یکی از فجیع ترین کشتارهای فلسطینیان توسط دولت اسرائیل در تاریخ ثبت شده است.
از همان آغاز تاسیس حکومت اسرائیل از سال 1948 تا به امروز، نسل کشی و تهاجم و ظلم و ستم آشکار و نهان این حکومت بر علیه مردم فلسطین ادامه داشته و در این فاصله، جامعه جهانی نیز شاهد مقاومت بی نظیر مردم فلسطین در برابر این همه وحشی گری دولت اسرائیل بوده است. در سال 1949 اسرائیل، 77 درصد از سرزمین های فلسطینی را به اشغال خود درآورده بود.
سازمان الفتح به رهبری یاسر عرفات، در سال 1964 تشکیل شد و اولین عملیات مسلحانه الفتح به رهبری یاسر عرفات بر علیه دولت اشغالگر اسرائیل در اول ژانویه 1965 شروع شد و در نبرد الکرامه به پیروزی هایی دست یافت.
در سال 1967 جنگ 6 روزه شروع شد. اسرائیل به مصر، سوریه، عراق و سپس اردن حمله کرد و بلندی های جولان، صحرای سینا، کرانه های غربی و اورشلیم را اشغال کرد. شش ماه بعد، شورای امنیت بر اساس قطعنامه 242، اشغال این سرزمین ها را غیرقانونی اعلام کرد و از اسرائیل خواست که این نواحی را تخلیه کند.
در پی جنگ ۱۹۶۷، ملل متحد با قطعنامه هاى ۲۴۲ و ۳۳۸، بخش زیادی از سرزمین های فلسطينی که توسط دولت اسرائيل اشغال شده بود به عنوان خاک اسرائیل، به رسميت شناخت.
دولت های عربی نیز نه تنها از سازمان های آزادی خواه و چپ فلسطینی به ویژه الفتح حمایت نکردند، بلکه در سرکوب آن ها نیز نفش داشتند. برای مثال، یکی دیگر از فتل عام فلسطینی ها توسط ارتش اردن در سپتامبر 1970 صورت گرفت که به سپتامبر سیاه معروف شد. حدود 30 هزار زن و مرد فلسطینی قتل عام شدند و به دنبال آن سازمان های فلسطینی مجبور به ترک اردن و اقامت در مصر و لبنان و غیره گردیدند.
در 1973، مصر و سوریه به اسرائیل در سینا و بلندی های جولان حمله کرد. پس از 6 روز، قطعنامه 339 سازمان ملل، قطعنامه قبلی یعنی 242 را مورد تایید قرار داد و بر مذاکرات صلح تاکید کرد.
در سال 1974، مذاکرات سران عرب در رباط، جبهه آزادی بخش فلسطین را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطین به رسمیت شناخت و اسرائیل موافقت کرد از مناطق سوریه عقب نشینی کند، اما بلندی های جولان عقب نشینی نکرد.
در سال 1978 در کمپ دیوید، سران مصر و اسرائیل ملاقات کردند. از اسرائیل خواسته شد که مواد اعلامیه 242 سازمان ملل را به مرحله اجرا بگذارد و از کرانه های غربی رود اردن و نوار غزه عقب نشینی کند. هم چنین خودمختاری فلسطینی ها را به رسمیت بشناسد.
در سال 1979، پیمان صلح بین مصر و اسرائیل منعقد گردید. اسرائیل از صحرای سینا عقب نشینی کرد، روابط دیپلماتیک بین مصر و اسرائیل برقرار شد و اسرائیل توانست به کانال سوئز دسترسی داشته باشد.
ارتش اسرائیل در اوائل دهه 1980، لبنان را اشغال کرد و با همکاری فالانژهای لبنانی در سپتامبر 1982، دو اردوگاه صبرا و شتيلا را به مدت سه روز محاصره کرد و آن چنان یکنان این ارودوگاه ها را قتل عام کردند که حتا دادگاهی در اسرائيل، در فوريه 1983 آريل شارون وزير دفاع اسرائيل را عامل کشتار جنايتکارانه معرفی کرد.
در سال 1981، اسرائیل به احداث شهرک های جدید و اسکان دادن اسرائیلی ها در مناطق اشغالی ادامه داد و انور سادات نیز در همین سال ترور شد.
بعدها عرفات، به درخواست جوامع بین المللی مبنی بر قطع جنگ با اسرائیل جواب مثبت داد و بر سر میز مذاکره نشست. بنابراین، مانع واقعی صلح بین فلسطین و اسرائیل، دولت اسرائیل از یک سو و گروه های اسلامی حماس و جهاد اسلامی از سوی دیگر بوده اند.
در سپتامبر سال 1993، رابين نخست وزير اسرائيل و ياسر عرفات، رهبر فلسطينيان در کاخ سفيد دیدار کردند. در سال 1993، اسرائیل و فلسطین در اسلو قرارداد صلحی با به رسمیت شناختن هر دو طرف و یک برنامه 5 ساله برای حل اختلافات موجود امضاء کردند. گروه های اسلامی فلسطینی با این قرارداد به مخالفت برخاستند.
در سال 1995، اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل، به «یهودی» افراطی ترور شد. در 1996، یاسر عرفات به عنوان پرزیدنت انتخاب شد.
در سال 2001، آریل شارون به عنوان نخست وزیر انتخاب گردید. او مخالف قرارداد اسلو بود و اعلام کرد هدفش حفظ امنیت اسرائیل است. فرودگاه غزه در این زمان توسط اسرائیل ویران شد.
در سال 2002، در یک کنفرانس عربی، پیشنهاد عربستان برای به اجرا درآوردن قطعنامه های 242 و 338 سازمان ملل به تصویب رسید. شارون، عرفات را در محل کارش در محاصره قرار داد. اسرائیل شروع به ساختن دیوار در کرانه های غربی نمود.
در سال 2003، گروه چهارگانه آمریکا، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روسیه بر سر یک برنامه صلح به نام «نقشه راه صلح» توافق کردند. فلسطینی ها همکاری می کنند اما، حکومت اسرائیل، با آن مخالفت می کند.
در سال 2004، یاسر عرفات درگذشت و سال بعد محمود عباس به جای عرفات انتخاب شد. در 2006، شارون دچار سکته مغزی شد.
در انتخابات فلسطین، حکومت جدیدی که اکثریت اعضای آن از گروه اسلامی حماس بودند انتخاب شدند. اسرائیل و آمریکا، این حکومت را تحت فشار قرار دادند. در مارس 2006، اولمر نخست وزیر اسرائیل شد و اعلام کرد که دیوار ساخته شده مرز جدید اسرائیل و کرانه غربی است. درگیری ها ادامه پیدا کرد.
در نوامبر 2007 نشست آناپوليس، برگزار گردید و در این نشست تاکید شد تا پايان سال 2008 صلح پايداری را به امضاء دو دولت اسرائيل و فلسطين برساند. 
پس از مذاکرات مقامات اسرائيلی و فلسطینی، مناطقى كه به «حاكميت» فلسطينى ها واگذار گردید هرگز کلیه نیروهای اسرائیلی از آن جاها خارج نشدند و در همه جا حضور دارند. براى مثال، فقط در ساحل غربى ۷۰۰ راه بندان نظامى (يا چك پوينت) وجود دارد. ریيس تشكيلات خودمختار فلسطين هم بدون اجازه اسرائيل نمى تواند اقدامی انجام دهد. مساله آزادی زندانیان فلسطینی از زندان های اسرائیل، بازگشت آوارگان به خانه هایشان و غیره هنوز نتایج جدی در برنداشته است. زندان های اسرائیلی پر از مردم فلسطین، حتا کودکان است.
از سال ۱۹۴۸ به این سو، حکومت اسرائیل، نه تنها به هیچ کدام از قطعنامه ها و هشدارهای بین المللی توجه نکرده است، در بسیاری موارد نیز قطعنامه ها نه در جهت منافع بر حق مردم فلسطین، بلکه به نفع حکومت سرکوبگر اسرائیل تمام شده است. چرا که حکومت اسرائیل، دایما از حمایت های مادی و معنوی و نظامی ابرقدرت ها و در راس همه دولت آمریکا برخوردار بوده است. دولت آمریکا، اسرائیل را حیاط خلوت خود قلمداد می کند و از آن جا به عنوان پایگاهی برای فشار آوردن به کل کشورهای منطقه بهره برداری می کند.
محاصره طولانی مدت مقر یاسر عرفات در رام الله و طرح کشیدن دیواری به دور مناطق فلسطین، دیواری که با جدار های بتونی 8 متری و برج های دیده بانی در فاصله هر 300 متر و خندق هایی با عمق 2 متر که محلات فلسطین را دور می زند و برای ساختمان هر کیلومتر آن یک میلیون دلار خرج شده است، همگی آشکارا نشان می دهد که حق با مردم آزادی خواه فلسطین است و مبارزه آن ها برای به دست گرفتن سرنوشت خویش، مبارزه ای عادلانه و بر حق است.
محاصره و بسته بودن دو مرز سرزمین های فلسطینی، با اسرائيل و با مصر، باز نشده است. متاسفانه جهان متمدن، هم چنان نظاره گر وحشی گری های حکومت اسرائیل و جان باختن مردم فلسطین است؟!
غزه، تحت نظارت حماس، از سال 2006 در محاصره اسرائیل قرار گرفته است؛ بخش اعظم آب و برق آن نیز قطع شده است. نیروهای اسرائیلی از رسیدن سوخت، خواروبار، دارو و دیگر مایحتاج ضروری مردم غزه، جلوگیری می کنند. بر اساس گزارش های رسمی، از ٣٩۰۰ موسسه تولیدی فعال در نوار غزه، ٣٨۰۰ واحد آن بعد از پیمان آتش بس میان اسرائیل و حماس در ماه مه سال گذشته، به خاطر کمبود سوخت و انرژی تعطیل شده و فقر، بی کاری و گرسنگی کمرشکن شده است. علاوه بر این همه درد و رنج، مردم غزه به ویژه در این مدت، همواره در اثر حملات ویرانگر جنگنده ها و هلی کوپترها و تانک های اسرائیلی قربانیان زیادی داده اند. بنابراین، غزه در حال مرگ بود که اسرائیل آخرین حملات ویرانگر خود را بر علیه این مردم رنج دیده و گرسنه آغاز کرد.
بدین ترتیب، همه این وقایع تاریخی نشان می دهند که حکومت اسرائیل، با بهره گیری از برتری سیاسی و نظامی و کمک های بی دریغ آمریکا، به سلطه خود در سرزمین های فلسطینی ادامه می دهد و حاضر به عقب نشینی نمی باشد. این حکومت، هیچ کدام از قطعنامه های سازمان ملل را نیز عملی نکرده است. عملیات تروریستی حماس و دیگر گروه های اسلامی فلسطینی نیز دستاویزی در دست حکومت اسرائیل است که هم چنان به سلطه و سرکوب و جنگ خود در فلسطین ادامه می دهد.
در واقع بیش از نیم قرن است که مردم فلسطین، در زیر ترور و وحشت، جنگ و کشتار، و آوارگی در اردوگاه ها در داخل کشورشان و خارج از آن، روزگاری پر از دلهره و نگرانی و فقر و محرومیت گذرانده اند. از این رو، حکومت اسرائیل، عامل اصلی مصائب و بدبختی های مردم فلسطین است.
ارتش اسرائیل، منطقه نوار غزه را که حدود یک میلیون و نیم جمعیت دارد به سه بخش تقسیم کرده و راه های ارتباطی این مناطق را قطع کرده است. حتا بسیاری از دانش آموزان از امکان رفتن به مدارس خود محرومند. در این منطقه فقط چند هزار «یهودی» در شهرک هایی که اسرائیل بر پا کرده است زندگی می کنند که از همه امکانات رفاهی و حمایتی حکومت اسرائیل برخوردارند.
در چنین شرایطی، دولت اسراییل می کوشد توجه افکار عمومی را به مساله موشک اندازی فلسطینی ها جلب کند، و در این جهت تبلیغات گسترده ای را آغاز کرده است تا از این طریق بر ابعاد جنایات خود سرپوش بگذارد.
در گزارش ها آمده است که یکی از سخنگویان ارتش اسرائیل، آویتال لیبوویچ، آن قدر با تلویزیون های متعدد غربی مصاحبه کرده است که به قول خبرگزاری فرانسه، به «ستاره رسانه های جهانی» تبدیل شده است.
سفیران اسرائیل نیز در کشورهای مختلف می کوشند با شرکت در برنامه های رادیویی و تلویزیونی، و مصاحبه با روزنامه های معتبر، عملیات نظامی را در غزه توجیه کنند.
وزارت دفاع اسرائیل، چند ویدئو از صحنه های ضربه زدن یا شلیک به تاسیسات حماس را روی سایت یوتیوب به نمایش گذاشته و دولت نیز می کوشد میزگردها و جلسات بحثی را روی سایت معروف «فیس بوک» ترتیب دهد. شیمون پرز، رسما گفته است: «ما کاری به روابط عمومی نداریم و فقط می خواهیم با تروریسم مبارزه کنیم.»
در چنین شرایطی، روشن است که تروریسم دولتی اسرائیل با تروریسم حماس، قابل مقایسه نیست. یعنی اگر حماس موشکی را به سوی اسرائیل پرتاب می کند در واقع بهانه به دست حکومت آدم کش اسرائیل می دهد که بلافاصله هلیکوپترها و هواپیماهای جنگی اش بمب ها و توپ های خود را بر سر مردم فلسطین بریزند و مردم را قتل عام کنند. بنابراین، کسانی که این جنگ را دو طرفه قلمداد می کنند و یا این که به پرتاب چند موشک حماس معترضند و بر روی جنگ اسرائیل علیه مردم فلسطین چشم می بندند و یا این که از موضع ارتجاعی همانند احمدی نژاد می خواهند اسرائیل را از روی نقشه جهان بردارند، همگی مبلغ غیرانسانی ترین سیاست ها هستند. یعنی هر کسی یک طرف این جنگ را به نفع طرف مقابل بگیرد به کشتار چشم بسته است. باید صریحا مخالف این جنگ بود و خواهان قطع فوری آن و خروج نیروهای اشغالگر فلسطینی از کلیه سرزمین های فلسطینی شد تا مردم رنج دیده و ستم دیده فلسطین بتوانند در آرامش و بدون فضای جنگی اسرائیل، سرنوشت خویش را به دست خودشان رقم بزنند و دولت مستقل خود و یا دولت مشترک با مردم اسرائیل را تشکل دهند.
هم زمان با ادامه حملات ارتش اسرائیل به نوار غزه، صدها هزار نفر از مردم کشورهای مختلف جهان دست به تظاهرات زده و حملات اسرائیل را محکوم کردند.
تظاهرکنندگان در کشورهای آمریکا، انگلیس، بلژیک، سوئد، ترکیه، دانمارک، آلمان، لهستان، فیلیپین، یونان، سوئد، ترکیه، اندونزی، ژاپن، کره جنوبی، لبنان و ... با سردادن شعارهایی علیه سرکوبگری ها و جنگ اسرائیل علیه مردم فلسطین، خواستار توقف فوری حملات ارتش اسرائیل به نوار غزه و برقراری آتش بس شدند.
در خود اسرائیل نیز کمونیست ها و مردم آزادی خواه، بر علیه دولت اسرائیل دست به تظاهرات زده و خواهان قطع قوری جنگ و خروج نیروهای اسرائیلی از سرزمین های فلسطینی و پایان دادن به محاصره عزه شدند.
بی شک روزی فراخواهد رسید که مردم آزادی خواه اسرائیل و فلسطین در جوار همسایگی و همبستگی با همدیگر در صلح و صفا و آرامش زندگی کنند و سرنوشت خویش را نیز به دست خویش رقم بزنند؛ بدون این که به جانیان و مجرمان جنگی حکومت اسرائیل و حماس و حامیان بین المللی آن ها، اجازه انتقام جویی بدهند. در آن روزهاست که باراک، اولمرت، ليونی و...، خالد مشعل، حسن نصرالله و..، خامنه ای، احمدی نژاد، رفسنجانی و...، و تونی بلر، بوش و...، هم چون ديگر جنايت کاران جنگی، در يک دادگاه بین المللی عادلانه محاکمه شوند.
بی شک جهانی با قدرت دستان قدرت مند به هم پیوسته کارگران و مردم حق طلب ساخته خواهد شد که در آن جهان، جان انسان با ارزش تر و بالاتر از هر منفعت و مصلحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی خواهد بود.
هجدهم دی 1387 - هفتم ژانویه 2009
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید