.
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸.
امروز:
Sep 18 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 30 مهر 1387 ساعت 02:50

تورج اصلانی:روز جهانی کودک در سنندج

در گرد هم آیی روز کودک در خانه کرد که از سوی  موسسه هه وراز و کانون دنیای شاد برای کودکان برگزار شد، اعلام شد که کارگران از کارخانه های مختلف و اتحادیه آزاد کارگران هم در این مراسم حضور داشته اند. شرکت بخشی از کارگران متشکل در این اتحادیه و کارگران این مراکز  بدیهی است که آگاهانه و بر طبق نقشه این تشکل بوده است. لابد  بسیاری از رفقای کارگر به این فکر کرده بودند که کجا دارند میروند و چرا؟ اگر اینطور است باید به سوالات دیگری هم  پاسخ داشته باشند. این برای مبارزه و تشکل آنها بسیار مهم است.
در سنندج 2 مراسم برگزار شد.مراسم ها هر دو با شکوه بودند.برگزار کنندگان از شرکت 1000 نفر به بالا در هر کدام از این تجمع ها خبر دادند.هر دو مستقل از همه تلاش های رژیمی ها و استانداری و مقامات امنیتی و ... صورت گرفت. هر دو تلاش داشتند از همه حق و حقوق کودک حرف بزنند و حداقل در قطعنامه ها آن را نمایندگی کنند. به همین دلیل به اراجیف مقامات رژیم و تهدید های همیشگی تن ندادند، هر چند تردید ها و دو دلی ها هم کم نبود اما خوشبختانه آمادگی و روحیه خوب برای دفاع از انسانیت در این شهر آنچنان قوی است که هر جمعی تلاش کنند و مقداری امیدوار و پیگیر باشند به نتایج خوبی میرسند.
جامعه  به این تحرک ها و بسیار بیشتربه آن نیاز دارد، از هر طرف و گرایشی که باشد و سازمان داده شود مهم است. رژیم اسلامی و قوانینش باید مرتبا زیر ضرب و انتقاد مردم مبارز باشد. مردم شایسته زندگی انسانی و بدور  از تحمیل هر گونه قوانین بردگی  و خفقان نگاه داشتن است، مردم و نسل جوان کارگران، زنان و کودکان شایسته بهترین رفاه و آسایش و امنیت و بدور از هر گونه دخالتگری حاکمان در زندگی خصوصی آنها هستند. هیچ چیز غیر از امیدواری به سازماندهی یک مبارزه متناسب با این اهداف نمی تواند جوابگو باشد. هیچ چیز غیر از مبارزه ای سوسیالیستی قادر به این نیست. جامعه راهی جز این انتخاب برای رسیدن به آرزوی های انسانی و آزاد و برابرش ندارد.اگر بتواند و قادر گردد این را باید سازمان  دهد. اگر رهبران و پیشروانش قادر شوند و روشن بین شوند میتوانند این نیروی عظیم را برای تغییر در زندگی ایجاد کنند. این ممکن است و باید برایش جنگید، به حزبی به همین اندازه روشن و آگاه به منفعت طبقه کارگر و کمونیسم باشد. خیلی وقتها باید در میان خودمان تغییر ایجاد کنیم تا روشن و با پرچم خود  و نه پرچم جنبش های دیگر جنگ را ادامه دهیم.
علیرغم همه تلاش ها و نتایج مثبت در سازماندهی و فضایی که در این روز ایجاد شد، ارزیابی و نگاهی که به روز کودک امسال و مراسم هایش در سنندج باید داشت از این زاویه هم باید باشد که مثلا کارگران زیر کدام پرچم رژه رفتند. برای تشخیص دادن این موضوع، خودفریبی نباید کرد و با حذف شخصیت ها و تشکل ها و محل های این تجمع در تبلیغات نمیتوان این واقعیت را پنهان کرد. قبل از اینکه به سراغ قطعنامه و سخنرانی ها رفت باید تشکل ها و شخصیت های شناخته شده برای مردم را ملاک قرار داد و دید که مثلا هر مراسمی برکتش به جیب کی رفته است.
 ظاهرا این نوع کنکاش ها با بی میلی و یا زیر فرش کردن آنها روبرو میشود. ارزیابی از هر حرکت را اگر تشکل و جمع و محافلی که در آن شرکت میکنند وبرایش تلاش میکنند انجام ندهند، مانند تیر در تاریکی در کردن است. در همه زمنیه ها این لازم است. از اول مه تا 8 مارس و روز کودک و از تجربه هر دوره فعالیت که بوسیله هر فعال و  هر تشکل و جمعی صورت میگیرد.  

چرا دو مراسم ؟

این داستانی طولانی تر در این شهر است. ریشه آن به حضور و وجود گرایشات مختلف سیاسی بر میگردد. ریشه آن در برخورد ناسیونالیسم و کمونیسم به همه پدیده هاست، ریشه اش در برخورد نیروها و رهبران و پیشروان حرکتهای مختلفی است که به هر کدام از این گرایشات اصلی مربوط بوده اند. این در همه مبارزات مردم، کارگران، جوانان و زنان دیده شده است. غلط نیست و این خود همواره به رشد جامعه سیاسیون و طرفداران احزاب و مهمتر اینکه برای حضور گسترده و روشن کمونیسم کمک کرده است و برای موجودیت و حضور هر چه شفاف و روشن تر کمونیسم حیاتی بوده است. همیشه کمونیستها با راه حل های انقلابی و انسانی امید و دورنمای درست تری را در برابر جامعه یا هر مبارزه ای گذاشته اند. مراسم های امسال برای کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیست. باید برای این سوالات و سوالات مشابه جواب داشته باشیم و حداقل حکمتیست ها باید جواب خودشان را بدهند. تفاوت این دو مراسم در چه بود؟ چه نیروها و شخصیت هایی سازمانده این مراسم ها بودند و هر کدام چه اهدافی داشتند؟ مراسم ها به کدام معضلات شرکت کنندگان پاسخ دادند و این را چگونه میخواهند دنبال کنند؟ و ...
پاسخ به این سوالات شاید برای شرکت کنندگان در هر دو مراسم زیاد مطرح نباشد ولی برای سازماندهنده گان مهم است. با وجود اینکه هر دو مراسم تعداد زیادی را در برگرفت، با وجود سخنرانی و قطعنامه های نسبتا خوب و انسانی و رادیکال تفاوت در چه بود؟ امسال تفاوت در این بود که بخشی از تشکل های کارگری در این شهر که بخشی از کارگران را هم همراه دارند در یکی از این مراسم ها با اسم و رسم شرکت کردند. حرکتی ظاهرا جالب و جدید. امسال تفاوت در این بود که این بخش فعالین کارگری در یکی از مراسم ها شرکت کردند و یکی از آن مراسم ها را با حضورشان تقویت کردند. این شاید مهمترین نکته جدید در این موضوع است. مراسم  روز جهانی کودک در "خانه تشکل ها" در سنندج امسال توانست نیروی کارگران و فعالین و رهبرانش را به خود جلب کند.این حتما موفقیتی برای شخصیت ها و رهبرانی است که توانستند آنها را به خود جلب کنند. و تشکل انجمن دفاع از کودکان که سابقه ای روشن و پیگیر در دفاع از حقوق کودکان داشت، نتوانست این بخش ازکارگران را  به مراسمش وصل کند یا درست تر گفته شود کارگران آنها را انتخاب نکردند که به مراسمشان بروند. مراسمی که به حق قطعنامه اش به کارگران نزدیک تر و سمپاتی اش به آنها بیشتر بود.
اما مستقل از نقاط قوت و ضعف هر کدام از این تشکل های سازمانده، مهم جلب این بخش از کارگرا ن وتعدادی از رفقای چپ در کنار رهبران و شخصیت های گرایشات دیگر بود. شخصیت هایی که برای جنبش معینی تلاش میکنند، شناخته شده  هستند.  و ایراد ما در این هم نیست که نباید به هیچ فعالیت مشترکی تن داد و ... نه، مساله و سوال در این است که چگونه اینها موفق شدند مثلا تعدادی از چپ ها و کارگران را به این مراسم بکشنانند؟ این سوال را باید  شرکت کنندگان جواب بدهند. کارگران و رهبران و مسئولین آنها باید جواب بدهند. باید جواب داد که چرا این تجمع را رفتید و چرا دیگری را نرفتید؟ چرا مانند اول ماه مه مثلا نرفتید و مراسم "مستقل" خودتان را برگزار کنید  و امنیتش هم بهتر بود و کسی هم شعار "تند" نمیداد. اینها را در خلوت هم شده باید کارگران و شرکت کنندگان در این مراسم جواب بدهند. هیچ درجه سخنرانی و قطعنامه سرخ و رادیکال و آتشین نمیتواند این معضل را براحتی از شما دور کند که این مراسم را با شخصیت ها و رهبران شناخته شده اش مورد ارزیابی قرار میدهند، شاید برای شما این روشن نبوده منتها کسی که در این شهر  فعالیت داشته است و کمی از این سابقه را میداند سالهای گذشته را در کوچه و خیابانهای این شهر مبارزه را سازمان داده است  و یا حتی شرکت کننده ای ساده اما با گرایش روشن کارگری و رادیکال حضور داشته است میداند. این انتخاب بسیار آگاهانه تر از این حرفهاست و این خزیدن به زیر پرچم شخصیت های اسم و رسم دار تشکل هه وراز و کانون نویسندگان کرد، زیر لوای سرخ و تکرار این برای کارگران فاجعه است. در روز جهانی کودک هزاران نفر در سنندج خواهان یک زندگی بهتر برای کودکان شدند، قطعنامه دادند و سخنرانی کردند اما سوال این است که هر کدام از قطعنامه ها بوسیله کدام رهبران وشخصیت ها میخواهد پرچم مبارزه شود؟  برخلاف آنچه ممکن است فکر شود این نه دارندگان قطعنامه های رادیکال است که موفق شدند شخصیتهای و تشکل های مثلا ناسیونالیست را به خود جلب کنند ، بلکه این تشکل های نویسندگان کرد و شخصیتهایشان بودند که این لشگر را به خود جلب کردند و بخشی از این چپ و کارگران و تشکل هایشان را به زیر پرچمشان کشاندند. همین باید کافی باشد که یکبار برای همیشه رفقای کارگر  و فعالین چپ را صمیمانه به ارزیابی درستی از کار و انتخابشان دور از هر گونه شعار دادنی برساند.
جنبش کمونیستی و کارگری و فعالین حکمتیست از این حرکت باید عکس بگیرند تا حقایقی که اتفاق افتاد را بتوانند به کارگران و هر تشکلی توضیح بدهند و انتخابشان را صمیمانه تصحیح کنند،باید آنها را متوجه پرچم زردی  که زیر آن خزیدند کرد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت