.
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸.
امروز:
Dec 09 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 29 مهر 1388 ساعت 02:06

زنان شجاع ایران در بطن خیزش بزرگ اخیر

altاتحاد زنان آزادیخواه:در جریان خیزش بزرگ مردم مبارز ایران بر علیه  رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی که شروع آن خرداد ماه امسال بود، بار دیگر  شجاعت و بی باکی زنان ایران به مثابه  یک واقعیت برجسته و انکار ناپذیر در مقابل چشم جهانیان  قرار گرفته است. در تأیید این امر آنچه اخیراً از یک جوان مبارز که خود شاهد عینی در مبارزات اخیر می باشد را از زبان خودش نقل می کنیم.
"حضور دخترها در تظاهرات و درگيری های خيابانی و بخصوص شهامت آنها خيلی چشمگير بود. نميدانی چقدر دخترها پرجرات هستند. يک روز در خيابان جمهوری بوديم. سر يک چهارراه مانده بوديم. طرف مقابل ما يک دسته ۳۰- ۴۰ تايی پاسدار و چماقدار بودند که وحشيانه به ما حمله ميکردند و افراد صفوف جلويی ما را با قنداق تفنگ و چماق ميزدند. يک جنگ خيابانی کامل بود. چند دقيقه ای ما پيش می رفتيم و مزدور های رژيم را عقب می رانديم و بعد آنها حمله ميکردند و ما فرار ميکرديم، و بعد دوباره حمله ميکرديم. جنگ واقعی بود. تا اين که ناگهان از خيابان های اطراف دسته دسته مردم به داخل "جمهوری" سرازير شدند.  ظاهرأ در میدان انقلاب درگيری شديد بود و مردم به داخل خیابان جمهوری فرار ميکردند و به ما مي پيوستند. بالاخره بعد از مدتی تعداد ما خيلی زياد شد و مرتب هم زيادتر مي شديم. ناگهان تو صف پاسدارها ولوله شد. آنها گيج و هول شده بودند و نمی دانستند چکار کنند. عقب عقب می رفتند و بر و بر به ما نگاه ميکردند. دست از حمله کشيده بودند و از فرمانده شان چاره جويی ميکردند. فرمانده شان هم معلوم بود گيج شده، ترسيده بودند.
ما هم داشتيم آنها را نگاه ميکرديم. می خواستيم ببينيم چه خبره. يک مرتبه جنگ متوقف شد. ما به آنها نگاه ميکرديم و آنها به ما. هيچ کدام جلو نمی آمديم.
ما خيلی خسته بوديم. از صبح توی خيابان دويده بوديم و سنگ به مزدورها پرت کرده بوديم و از آن ها چماق و قنداق تفنگ خورده بوديم. هرروز همين طور بود. وقتی شب ميرسيديم خانه تازه می فهميديم چقدر بدنمان درد ميکند. شبها مادرم روی کبوديها و ورم ها را پماد و دوا ميزد تا بتونم بخوابم.
خلاصه، وقتی ديديم ديگه حمله نمی کنند، ما هم ديگه حمله نکرديم و فقط آنها را هو کرديم. جواب هو کردن های ما را هم ندادند و همانطور ايستاده بودند. نه ما ميدانستيم چکار کنيم، نه آنها.  يک عده از ما خنده اشان گرفته بود. من هم خنده ام گرفت، هم از حرکات مضحک و گيج بازی پاسدار ها و هم از خودمان که انتظار اين وضع را نداشتيم.  در این حالت من سنگهايی که دستم بود انداختم و برگشتم که برم خانه. خيلی خسته بودم و داشت غروب ميشد.
برگشتم که برم، يکمرتبه صدای فرياد يک دختری از جلوی صف آمد که داد ميزد:"کجا ميرويد؟ چرا حمله نميکنيد؟ اين بی شرفها تا ديدند ما تعدادمان از آنها بيشتر است از ما ترسيدند و کتک زدن ما را متوقف کردند. تا يک دقيقه پيش ديديد چطور ما را می زدند؟ شما چرا ايستاديد؟ حالا که تعدادمان بيشتر شده بايد بهشون حمله کنيم. پدرشونو دربياريم. خلع سلاحشون کنيم. يالا حمله کنيد.... "
اين دختر می دويد طرف پاسدارها و بهشان سنگ پرتاب ميکرد و برميگشت به ماها ميگفت:"بيائيد... يالا بيائيد..."
همه،  يا از اين دختر خجالت کشيديم، يا فکر کرديم و ديديم راست ميگه چرا فرصت را از دست بديم و بگذاريم پاسدارها دربروند. همه دوباره سنگها را برداشتيم و دويديم طرف پاسدارها. نميدانی چطور فرار ميکردند. انگار بال درآورده بودند. معلوم بود که حسابی از جانشان ترسيده اند. صحنه بی نظيری بود. باورم نميشد. شده بود مثل يک فيلم. خودشان را رساندند به ماشينهايشان و در رفتند. اما چند نفر از آن ها (قبل از اينکه بتوانند به ماشينهايشان برسند و از دستمان فرار کنند) حسابی از ما کتک خوردند. يکيشان را ديدم که به زور خودش را از زير دست و پای آن دختر و چند تا پسر درآورد و فرار کرد. دختره به او لگد ميزد و بهش ميگفت "بگو غلط کردم.". پاسداره ميگفت "غلط کردم". دختره باز هم لگد بهش ميزد و ميگفت "باز هم بگو."
این یک نمونه از درگیری جوانان مبارز ایران با نیروهای امنیتی- نظامی رژیم و یک نمونه از برخوردهای مبارزه جویانه زنانی است که در طول همه دوران حاکمیت جمهوری اسلامی تحت شدیدترین سرکوب ها و مظالم اجتماعی قرار داشته و دارند.
از این نمونه مبارزات  که از یک طرف بیانگر شناخت درست جوانان مبارز ما از ماهیت کثیف و جنایتکار نیروهای مزدور رژیم و از طرف دیگر نشانگر شجاعت زنان ایران است در جریان همین جنبش و در طول تاریخ مبارزاتی مردم ما بسیاربوده اند. حقیقتا منبع این همه شجاعت و قهرمانی در زنان جامعه ما چیست؟ این شجاعت و بی باکی دختران حقیقتا ریشه در چه چیزی دارد؟ چه عاملی باعث شده که آنها این چنین نترس به قلب دشمن حمله ور شوند؟
با نگاهی به واقعیت های سی ساله اخیر و ستم ها و مظالم و سرکوب هائی که زنان زیر سلطه رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی تحمل کرده اند، براحتی می توان پاسخ سوال فوق را یافت. انسان برای این که بتواند چنین بی باکانه با دشمنان قدرتمندش برخورد کند باید وجودش از کینه و خشمی سترگ و عظیم آکنده باشد. کینه ای عمیق از دشمنی که نسلی را در زندانها به خاک و خون کشید و نسل دیگری را در بیرون از زندان در خفقان و وحشت به زنجیر کشید. مردمی که امروز اینطور قهرمانانه در مقابل رژیم جمهوری اسلامی قد برافراشته اند، کسانی هستند که بجز ظلم و ستم و تحقیر و تبعیض چیز دیگری را تجربه نکرده و در جلوی چشمانش به دار آویخته شدن انسانها را مشاهده کرده اند. دخالت در خصوصی ترین امور مانند تحمیل حجاب و اعمال مظالم گوناگون از جمله سنگساراز طرف این رژیم ارتجاعی و هزاران هزار ظلم دیگری که مردم ما زیر سلطه جمهوری اسلامی تحمل می کنند، در دل تک تک مردم ما کینه و نفرت به عاملین این ستم ها را بوجود آورده است. بنابراین مردم ما و زنان مبارز ایران نمی توانستند اینهمه انرژی مبارزاتی داشته باشند اگر خشم و کینه و نفرتی فراوان که حاصل سی سال ظلم و ستم و سرکوب است در آنها متمرکز نشده بود.
ما در گذشته نیز با موارد زیادی از چنین برخوردهای مبارزاتی قابل تحسین در بین زنان و به خصوص دختران جوان  جامعه خود روبرو بوده ایم. هیچ جائی نیست که مبارزه ای جریان داشته باشد ولی زنان دوشادوش مردان در آن شر کت نکنند. در طول تاریخ ما شاهد نقش فعال زنان در حرکتها و اعتراضات آنان علیه ظلم و ستم بوده ایم. در این زمینه نمونه های فراوانی را می توان مثال آورد، شرکت فعال زنان در انقلاب مشروطه و انقلاب 57 و بعد مبارزات گسست ناپذیر زنان با جمهوری اسلامی که تا به امروز ادامه دارد. حماسه آفرینی های آنان در زندانهای رژیم پهلوی و زندانهای جمهوری اسلامی ، مبارزه زنان زحمتکش در اسلام شهر، تظاهرات کارگران و خانواده هایشان در خاتون آباد. مبارزات پرشور دانشجویان زن و مرد در شیراز، زنانی که علیرغم همه شرایط پلیسی خواستار برابری زن و مرد در جامعه شده و یا بر علیه حجاب اجباری شعار می دادند و هزاران نمونه دیگر. در واقع همین نوع مبارزات بی باکانه ای که زنان در هر گوشه از جامعه و در زمان های مختلف انجام داده اند، امروز همه در یک جا در تظاهرات عمومی توده های تحت ستم ایران خود را آشکار ساخت.
فقر، تبعیض و ظلم بی اندازه، طبیعتا دل انسان های آزاده و آگاه را به درد آورده و علیه ظلم می شوراند. حرکت های اخیر بر خلاف تبلیغات ارتجاعی و القائات رسانه های امپریالیستی برای اعتراض به رأی و انتخابات نیست بلکه بر علیه کل رژیم بوده و شرکت وسیع زنان در آن نشان دهنده درجه رشد آگاهی آنان بوده است. به گواه تاریخ هیچ انقلابی بدون شرکت وسیع زنان به پیروزی نمی رسد. حضور گسترده زنان در اعتراضات اخیر همچنین نویدی برای پیروزی مبارزه در آینده است. 
تاریخ همواره نشان داده که هیچ مبارزه ای به پیروزی نمی رسد مگر با حضور فعال تمامی اقشار تحت ستم جامعه. شرط پیروزی این مبارزات با شرکت فعال زنان در مبارزه و اتحاد آنان با مردان، به خصوص زنان کارگر با مردان کارگر است. تنها یک مبارزه متحد است که راه را برای نابودی سیستم سرمایه داری در ایران هموار کرده و موجب دستیابی زنان به خواستهای بر حق اشان و برابری واقعی بین زن و مرد خواهد شد. 
17 اکتبر 2009
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت