.
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸.
امروز:
Dec 09 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 07 مهر 1388 ساعت 02:20

هلاله طاهری:لغو حجاب

alt

لغو حجاب٬ لغو آپارتاید جنسی و مبارزه برای آزادیهای بدون قید و شرط سیاسی:مهمترین شعارهایی که جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی درطی یک دهه تا به امروزحول آن متحدین خود را در میان میلیونها زن کارگر٬ جوان ماگزیمالیست و آزادیخواه بسیج کرده لغو آپارتاید جنسی٬ لغو حجاب و تامین آزادی بدون قید و شرط سیاسی٬ اجتماعی٬ مطبوعات و بیان است. جنبش آزدایخواهی و برابری طلبی از پیگیرترین نیروی جنبش زنان برای خلاصی فرهنگی به معنای رسیدن به این خواستهاست. آپارتاید جنسی به معنای عریان آن در ایران بعد از به حاکمیت رسیدن جمهوری اسلامی در قانون اساسی آن طی سه دهه حکمرانی میکند. حجاب٬ به روایت رهنورد که "نماد یک تفکر است" با خشونت و مجازاتهای شدید و با کمک پاسبانانی مانند ایشان بر زنان تحمیل گردید. این دوره همزمان بود با رشد پست مدرنیسم در اروپا و سر بر آوردن هواخواهانی در ایران برای دخالت عریان مذهب و دولت بر زندگی مردم. تلاش صد ساله کمونیستها و جنبش آزادیخواهی در جهان برای برابری زن و مرد٬ برای رهایی از دخالت مذهب در زندگی مردم و دستاوردهای تا به امروزآن در همه جا مورد هجوم قرار گرفت. واژه نسبیت فرهنگی بمنظور "احترام به فرهنگ" و نسبت دادن حقوق انسانی بسته به مذهب و فرهنگ هر کشور جایگزین مبارزه با آپارتاید جنسی و لغو حجاب گردید.
فمیتیستهای ملی- مذهبی و لیبرالهای چپ از یک دهه قبل و با سر بر آوردن جنبش سبز در این دوره٬ از همین نگرش فکری اند. لغو حجاب و لغو آپارتاید جنسی از مشغله های آنها تقریبا حذف شده و یا با ریاکاری زیادی درهم آمیخته است. آنها همواره زیر فشار رادیکالیسم موجود در جامعه٬ در میان جوانان و گرایش آزادیخواهی و برابری طلبی در میان زنان قرار میگرفتند. شعار "آزادیهای سیاسی و اجتماعی" را اگر چه بر زبان میاوردند اما همواره بر بی قید و شرط بودن آن ریاکارانه طفره میرفتند. امروزه همه این طیف در "راه سبز امید" متحد شده اند که آرزوهای خود را در چهارچوب "نظام اسلامی" بیابند. البته که به آن هم میرسند چرا که وقتی "حقوق بشر با اسلام منافات نداشته باشد"٬ "اسلام ناب محمدی آزادی و رهایی زنان را در بر داشته باشد"٬ "حجاب یک مسئله دینی باشد" و "رعایت آن یعنی اجرای قانون اساسی" باشد و همه زنان از هر دو جناح رژیم " پایبند به قانون اساسی" باشند و یا از دولت بخواهند که  "به اجرای قانون اساسی این کشور متعهد شود" دیگر بحثی برای حقوق بیشتر نیست.
اینها افاضات شیرین عبادیها٬ جمیله کدیورها٬ زهرا رهنوردها٬ و موسوی است. اینکه جوان مدرن امروزی چه میخواهد٬ تعبیرش از آزادی بیان٬ دین و عقیده چیست٬ دولت سکولار و غیر اسلامی چیست٬ مسئله حجاب چه میشود٬ موضوع کار آنها نیست. آنها بستن روبان سبز را به جای مبارزه با حجاب٬ تلاش برای متشکل کردن فمینیسم و سهم خواهی شان در فردای رسیدن سبزها به قدرت بجای آزادی بی قید و شرط سیاسی٬ اجتماعی و بیان و مطبوعات٬ و "رعایت قانون اساسی" را بجای مبارزه با آپارتاید جنسی به بازار عرضه میکنند. مانند دوره های قبل در تاریخ ناسیونالیسم با رعایت حجاب از اغتشاش و پراکندگی "جنبش" میکاهند و اتحاد "ملی" را خفظ میکنند.
جنبش آزادیخواهی وبرابری طلبی  در دهه اخیر سنبل و پرچمدار مبارزات سکولار و مدرن و آزادیخواهانه و برابری طلبانه بوده است. این جنبش در برگزاری هشت مارسها بطور علنی٬ با دادن قطعنامه های مدرن و رادیکال بسرعت به صدای قشر وسیعی از زنان جوان و آزادیخواه تبدیل گردید و هر روز بر تعداد این طیف افزوده شد. طوری که جلو فعالیت آنها را سد کردن کار آسانی نبود. نقش آنها در براه انداختن و رهبری جنبش خلاصی فرهنگی غیر قابل انکار است و برافراشتن دوباره آن در این دوره باز هم بر دوش همین گرایش از جنبش زنان است. میلیونها زن و جوان در جامعه به هیچ کدام از این دو جناح تعلق و تمایل ندارند. از آنها بیزارند و خواهان رادیکالیسم بیشتراند و به وعده های پوچ آنها وقعی نمیگذارند. طیفی از زنان هم در این دوره یا سکوت کرده و یا دچار توهم شده اند. باید به آنها گفت که علم و کوتل این سیدان سبز سر سوزنی به خواستهای زنان ربط ندارد. باید گفت که ماندن در جبهه دروغین آنها و یا حتی سکوت در مقابل آن منفعتی به آنها نمیرساند و در نهایت چیزی بنام "حق زن" و "آزادی و برابری" از آن تراوش نمیشود. پرچم دروغین آنها پرچم هیچ انسان شریف و آزادیخواهی٬ هیچ زن ستم دیده ای و هیچ جوان مدرنی در جامعه ایران نیست.
و بالاخره پایان دادن به همه زشتیهای زندگی بشر با مذهب و فرهنگ زن ستیز آن٬ با حجاب و مجازاتهای شنیع و غیر انسانی آن٬ با لغو آپارتاید جنسی و همه قوانین زن ستیز آن٬ آوردن وسیعترین آزادیها و برپایی یک جامعه پر از سعادت و خوشی بر عهده طبقه کارگر متشکل٬ آگاه و تحزب یافته و متحدین او در جنبش زنان و جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی گره خورده است. طبقه ای که با رهایی خود از قید بندگی و استثمار آزادی میلیونها زن و مرد را در فردای پیروزی تضمین میکند.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت