.
يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 22 خرداد 1390 ساعت 16:44

روز جهانی علیه کار کودک مطلب ویژه

altدوازدهم ژوئن روز جهانی لغو کار کودک: همبسته و پیوسته، همصدا و همگام، نه به کار کودک، آری به حق کودکی! دوازهمین سالگرد این روز تاریخی و بزرگ را به تمامی تلاشگران کمپین دفاع از حق کودکی و جنبش لغو کار کودک، به ویژه به همکار، آموزگار و برادرعزیزم کایلایش ساتیراتی، بنیان گذار رژه ی جهانی علیه کار کودک، تبریک میگویم.

* * *
دوازده سال پیش در چهارم ژوئن 1999، شخصا افتخار این را داشتم که هم پای قدم¬های مصمم شانزده نفر از کارگران کوچک، اسپارتاکوس¬های معاصر، با شعا¬رهای «بسه دیگه کار کودک»، «بچه¬ها تحصیل و شادی می¬خواهند»، «بسه دیگه دست¬های کوچک زخمی و کمرهای تا شده از کار»، «بسه دیگه استثمار»، وارد سالن محل برگزاری اجلاس سالیانه¬ی سازمان جهانی کار شوم. و شاهد تصویب مقاوله نامه¬ی 182 سازمان جهانی کار، مبنی بر ممنوعیت کار پُر مخاطره¬ی کودکان باشم. این کودکان، که به نماینده¬گی از طرف سیصد کودک کارگر دیگر که در سال 1998، هشتاد هزار کیلومتر را دور جهان راه-پیمایی کرده بودند - رژه¬ی جهانی علیه کار کودک که از پاکستان شروع و پس از راه¬پیمایی در اکثر شهرهای جهان به ژنو ختم شد-  در قطع¬نامه¬ای که با دستان کوچک خود نوشته و با خط های کج و معوج کودکانه و با تصویر گُل و ستاره امضاء کرده بودند، خواهان لغو بی درنگ کار کودکان شده بودند؛ و تحصیل رایگان و اجباری با کیفیت بالا را جایگزین آن می¬خواستند؛ و... متعاقب این حرکت، سازمان جهانی کار روز دوازدهم ژوئن را - پس از اتمام اجلاس سالیانه¬ی مزبور و به تصویب رساندن این مقاوله- روز جهانی لغو کار کودکان نام گذاری کرد.
سازمان جهانی کار (آی. ال. او)  در آخرین گزارش سالیانه¬ی خود، ژوئن 2011، خبر از حضور صد و پانزده میلیون کودک کار درعرصه¬های کار پُِر مخاطره می¬دهد و در گزارش ماه فوریه، که به  گزارش «آبی رنگ» (blue rapport)  معروف است، به عمق و مشقت استفاده از کار کودکان در عرصه¬ی کار خانگی، به هم¬راه زنان، می¬پردازد و به جهانیان در این باره هشدار می¬دهد. «گلوبال مارش» (رژه¬ی جهانی علیه کار کودک)، نیز در کنفرانس ماه مه خود به کارگران کوچک خانگی پرداخته است و هم¬زمان با  شروع  اجلاس سالیانه¬ی سازمان جهانی کار، خواهان تصویب مقاوله نامه و تبصره¬ی ویژ¬ای در این مورد شده و جایگزینی کار کودکان با کار جوانان و والدین بیکار را خواستار گردیده است.
در متن رویدادهای اخیر جهان، وسعت گرفتن مبارزات اجتماعی در کشورهای تونس، لیبی، یمن، بحرین، سوریه، هر چند نام بردن از مقوله¬ی  کار کودکان کم¬تر شده است، اما تعداد هر چه  بیش¬تری از کودکان نه تنها از یک سو قربانی خشونت¬های پلیس و نیروهای سرکوب¬گر گشته¬اند (زشت¬ترین و پلیدترین این گونه خشونت¬ها، بلایی بود که پلیس سوریه بر سر یک کودک سیزده ساله آورد و او را مثله کرد)، بلکه از سوی دیگر با گسترش دایره¬ی فقر، بیش¬تر و بیش¬تر به کار در شرایطی سخت و خطرناک مجبور شده¬اند.
اکنون، پس از گذشت دوازده سال، و به نحس تحریف¬های تاریخی که خاص نظام سرمایه¬داری است، کم¬تر اسمی از مبدا و منشا وعلت تصویب این مقاوله نامه - که همان جنبش عظیم و اجتماعی لغو کار کودکان، با حضور موثر خود آنان، است- به میان آورده می¬شود. برعکس، مساله طوری در سطح رسانه¬ها مطرح می¬شود، که گویا این دولت¬های حافظ سرمایه و سازمان جهانی کار بوده¬اند که از سر کودک دوستی چنین «شاهکاری» زده¬اند. این گونه رسانه¬ها، کلامی از اجبار دولت¬های حافظ سرمایه و سازمان جهانی کار در مقابل تلاش و فشار سیندرلاهای پرولتاریا (کودکان کارگر) و فعالین و نهادهای حامی آن¬ها به میان نمی-آورند. دولت¬هایی مانند جمهوری اسلامی هم در این میان، از یک طرف بی شرمانه در باره حق کودکان ژاژخایی می¬کنند و از طرف دیگر تلاش¬گران واقعی این عرصه را تحت فشار، پیگرد، دستگیری و زندان قرار می¬دهند.
به یُمن جنبش اجتماعی و زنده¬ی لغو کار کودک، امروز دیگر مانند سال¬های پایانی قرن گذشته و شروع قرن جدید، با کمبود اطلاع در مورد مقوله¬ی کار کودکان مواجه نیستیم. مشکل، تحریف و دست¬کاری این هدف و گذاشتن تبصره و اما و اگر بر سرخواست¬های مطرح شده و به تصویب رسیده¬¬ی این جنبش است. بحران اقتصادی اخیر سرمایه¬داری، بار دیگر کار کودکان را به دستور روز سرمایه¬داران به مثابه کار ارزان - و حتا مجانی- تبدیل کرده است. این که سرمایه¬داری سال¬هاست از کُل طبقه¬ی کارگر و به این اعتبار فرزندان این طبقه بهره کشی می¬کنند، قدمتی تاریخی دارد؛ اما این که تلاش¬گران این عرصه درست در زمانی  که ابعاد این فاجعه¬ی انسانی - یعنی نان در آوردن و پول به جیب زدن از قِبلِ به انقیاد کشاندن جان¬های کوچک، گلوهای نازک و دستان خرد، به تقلیل خواسته¬هاشان در این مورد بپردازند، جدید است و فهمیدنی نیست. متاسفانه این کاری است، که بعضی از فعالین این عرصه می¬کنند: صرف تشکیل کلاس درس در محیط کار و دو، دو تا، چها تا آموختن به کودکان کار، به عوض خواست لغو کار کودک و خواهان تحصیل رایگان و اجباری و با کیفیت بالا شدن برای آن¬ها، یکی از این کارهاست؛ تطبیق خود با  موازین دولت¬ها به سرف حفظ ان. جی. او. ها، به عوض راه انداختن جنبش اجتماعی و مردمی علیه پدیده-ی کار کودک، موردی دیگر از این کارهاست. تلاش برای احقاق حق کودکی و لغو کار کودک، تحت هر شکل و نامی که صورت بگیرد، خالی از مخاطره نیست. در جایی تلاش¬گران این عرصه را زندانی و دستگیر می¬کنند، غرفه¬هاشان را به هم می¬ریزند؛ در جایی دیگر، اقبال مسیح را  در سن دوازده سالگی می-کشند؛ و در جایی نیز به جان کایلایش ساتیراتی سوء قصد می¬کنند و  فعالین «گلوبال مارش» را به گلوله می¬بندند. این مصایب اما در مقابل کشیدن شیره¬ی جان¬های کوچک و آینده¬ای آکنده از رنج و محنت و بی حقوقی و فقر بیش¬تر آنان، و تحمیل سخت¬ترین شرایط زندگی به اکثریت آحاد جامعه، کم رنگ جلوه می¬کند و نهایتا بها و هزینه¬ای است که هر جنبش اجتماعی برای تغییر وضعیت اجتماعی و بهبود آن پرداخته و می¬پردازد.
کار کودکان نه تنها  نانی بر سر سفره نمی¬آورد، بلکه به  ضعیف شدن و آسیب دیدن کودکان و بیکاری بیش¬تر جوانان و والدین می¬انجامد و به آسیب¬های اجتماعی از قبیل بزهکاری، اعتیاد و فحشا میدان می-دهد؛ از میزان سواد جامعه، با ترک تحصیل و یا عدم امکان تحصیل کودکان، می¬کاهد و نسل¬های  بعدی را هم در این دور تسلسل  و سیکل شوربختی  به دَوَران وا می¬دارد؛ اما کودکان «امروزند» و صدای¬شان فرداست! برای همین امروز آن¬ها باید کاری کرد. از حق کودکی¬شان می¬باید دفاع کرد. در این دنیای واویلا، بنا به آمار رسمی سازمان¬هایی از جمله سازمان جهانی کار و یونیسف، فقط و فقظ صد و هفتاد و دو میلیون کودک در کارخانجات مواد خطرناک شیمیایی و کارگاه¬ها و کارخانه¬های جانبی آن مشغول  به کارند و از هر شش کودک، یک کودک خارج از چرخه¬ی تحصیل قرار دارد.
کار کودک، به مثابه آلترناتیو کار بزرگ¬سالان، فقط محدود به کشورهای در حال رشد نیست؛ پدیده¬ای جهانی است و مُد روز. به ویژه، پس از بحران اخیر سرمایه¬داری که ما می¬بایست تاوانش را پس بدهیم!
یک صدا و یک پارچه، علیه  بهره کشی از جان¬های کوچک، فریاد اعتراض¬مان را بلند کنیم و دست¬هامان را برای لغو کار کودک - به مثابه امری ممکن و شدنی¬- همین امروز به هم دهیم. 
سوسن بهار
دوازدهم ژوئن 2011
www.darvag.com

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت